حدیث وصیتمقالات

ابنه یا ابیه ( در حدیث وصیت )

بررسی کلمه ابنه یا ابیه در متن حدیث وصیت

 

2- الی ابنه:

در حدیث وصیت آمده است: (فَلْيُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ أَوَّلِ الْمُقَرَّبِينَ)

عبارت (ابنه) در حدیث وصیت 10 بار تکرار شده که در 9 بار قبلی، همگی دلالت بر فرزند متصل امام دارد لذا در فراز فوق هم کلمه (ابنه) دلالت بر فرزند مستقیم حضرت داشته و هیچ قرینه‌ای هم در حدیث وصیت و یا دیگر احادیث وجود ندارد که عبارت (ابنه) دهم را بتوان بر نوه و نتیجه و . . . حمل نمود.

نوشته های مشابه

بر این اساس، احمد اسماعیل بصری نمی‌تواند به حدیث وصیت استناد کند زیرا او مدعی است که فرزند پنجم امام زمان علیه السلام می‌باشد و حدیث وصیت ـ علی فرض پذیرش معنای یمانی ها از این حدیث ـ دلالت بر فرزند متصل امام زمان علیه السلام دارد.

مضافاً اینکه اصلاً احمد همبوشی نمی‌تواند فرزندی خود را نسبت به امام زمان علیه السلام ثابت نماید زیرا خود او معترف است که نسبش ناشناخته است.[1]

ناظم العُقیلی ـ بزرگ لیدر فرقه همبوشی ـ هم اعتراف می‌کند مردم از نَسَب احمد اسماعیل بصری خبر ندارند.[2]

معنای متبادر اِبن، فرزند بلا فصل است در حالی که خودت می گویی من از نسل پنجم هستم. بله در روایات ما گاهی از ائمه اطهار علیهما السلام به عنوان ابناء الرسول یاد می کنند ولی آنجایی که “ابن” بعنوان نواده به کار برده میشه با قرینه بیان می شود. یا قرینه لفظی یا قرینه معنوی و اِلا معنای متبادر اِبن، فرزند مستقیم و بلا فصل است. در کل این روایت را از اول آن اگر دقت بفرمایید امیرالمومنین فلیسلمها الی ابنه، امام حسن مجتبی علیه السلام فرزند مستقیم امام علی علیه السلام، امام حسین علیه السلام فلیسلمها الی ابنه، امام سجاد فرزند مستقیم امام حسین علیه السلام، ده تا ازین دوازده تا فرزند مستقیم و بلافصلند یک مرتبه از دوازدهمی به سیزدهمی شد نسل پنجم؟ از کجا آوردی؟ یعنی به قرینه نمونه های قبلی در امامان قبل که فرزندان بلافصل هستند اینجا هم ابن فرزند مستقیم است اینجا هم باید این فرزند بلافصل باشد. سیاق حدیث نشان می دهد یعنی فرزند بلافصل. پس تو نمی توانی “ابن” حدیث وصیت باشی.

2-1- معنای صحیح حدیث وصیت بر اساس نسخه (ابنه)

بر اساس نسخه (ابنه) ـ در صورت صحّت این نسخه ـ معنای صحیحی برای حدیث وصیت متصوَّر است که در زیر به آن اشاره می‌نماییم.

در انتهای حدیث وصیت با این عبارات روبرو هستیم:

إِذَا حَضَرَتْهُ ‏الْوَفَاةُ فَلْيُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ مُحَمَّدٍ الْمُسْتَحْفِظِ مِنْ آلِ‌مُحَمَّدٍ فَذَلِكَ اثْنَاعَشَرَ إِمَاماً ثُمَّ يَكُونُ مِنْ بَعْدِهِ اثْنَا عَشَرَ ‏مَهْدِيّاً (فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ) فَلْيُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ أَوَّلِ الْمُقَرَّبِينَ لَهُ ثَلَاثَةُ أَسَامِي كَاسْمِي وَ اسْمِ أَبِي وَ هُوَ عَبْدُ اللَّهِ وَ ‏أَحْمَدُ وَ الِاسْمُ الثَّالِثُ الْمَهْدِيُّ هُوَ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ.‏

و چون وفات او برسد، آن را به فرزندش محمد كه مستحفظ از آل محمّد: است تسليم كند، و ايشان دوازده امامند. بعد از آن، دوازده مهدي مي‌باشند (پس وقتي كه زمان وفاتش ‏فرا رسيد) پس خلافت را به فرزندش كه اوّلين مقربین است مي‌سپارد، و براي او سه نام است. يك نامش مانند ‏نام من، و نام ديگرش نام پدر من است و آنها عبدالله و احمد، و نام سوّمين مهدي است و او اوّلين مؤمنان ‏است‎.‎

یمانی ها عبارت (فَلْيُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ أَوَّلِ الْمُقَرَّبِينَ) را ناظر به امام زمان علیه السلام و فرزند ایشان گرفته و ترجمه می‌کنند اما این دیدگاه و ترجمه اشتباه بوده و باید این عبارات را ناظر به امام حسن عسکری علیه السلام و امام زمان علیه السلام دانست.

اگر گفته شود:

(در خط قبل، عبارت (فَلْيُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ مُحَمَّدٍ الْمُسْتَحْفِظِ مِنْ آلِ‌مُحَمَّدٍ) مربوط به امام عسکری علیه السلام و امام زمان علیه السلام بوده لذا این عبارات دیگر مربوط به این دو بزرگوار نمی‌باشد، بلکه مربوط به امام زمان علیه السلام و فرزند ایشان است)

در پاسخ گوییم:

باتوجه به اینکه در نزد یمانی ها، ضمیر در (له ثلاثة اسامی) به (ابنه) بر‌می‌گردد و با توجه به اینکه سه اسم عبدالله، احمد و مهدی از اسامی مربوط به امام زمان علیه السلام است[3]، قطعا عبارت (فَلْيُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ أَوَّلِ الْمُقَرَّبِينَ) مربوط به امام عسکری علیه السلام و امام زمان علیه السلام می‌باشد.

به روایت زیر دقت فرمایید:

حضرت رسول صل الله علیه و آله یادی از مهدی علیه السلام نموده و فرمودند: با او ‏بین رکن و مقام بیعت می‌شود و اسمش احمد و عبدالله و مهدی است و این سه اسم اوست.‏[4]

ممکن است گفته شود مراد از (مهدی) در این روایت، همان مهدی اول از مهدیین بوده و اسم احمد، عبدالله و مهدی هم مربوط به اوست لذا آن کسی که بین رکن و مقام با او بیعت می‌شود همان مهدی اول می‌باشد.‏

در پاسخ به این مطلب می‌گوییم:

اولاً: دقیقا روایتی موجود است که مثل روایت فوق بوده و به جای اسم (احمد)، اسم (محمد) ذکر گردیده و این ‏خود دلیلی محکم است که مراد از محمد، احمد، عبدالله و مهدی، وجود مقدس آقا امام زمان علیه السلام بوده و با ایشان بین رکن و مقام بیعت می‌شود[5] . به روایت زیر دقت فرمایید:‏

 

وَ عَنْ حُذَيْفَةَ قَالَ: سَمِعْتُ النَّبِيَّ صل الله علیه و آله و سلم وَ قَدْ ذَكَرَ الْمَهْدِيَّ فَقَالَ إِنَّهُ يُبَايَعُ بَيْنَ الرُّكْنِ وَ الْمَقَامِ اسْمُهُ مُحَمَّدٌ وَ عَبْدُاللَّهِ وَ الْمَهْدِيُّ فَهَذِهِ‏ أَسْمَاؤُهُ‏ ثَلَاثَتُهَا.[6]

 

ثانیا: به تصریح روایات، آن کسی که بین رکن و مقام با او بیعت می‌شود، شخصی جز وجود نازنین امام زمان علیه السلام نمی‌باشد.

یمانی ها، نام اول، یعنی احمد را بدون هیچ دلیلی بر خود تطبیق می دهد .اینها کتابی دارند به اسم الوصیه المقدسه که 38 روایت مهدویت را بر او تطبیق دادند.که یکی از آن ها حدیث وصیت است و همه را به او تطبیق داده اند . روایت امیرالمومنین (علیه السلام) درباره ی امام مهدی علیه السلام است که فرموده اند لَهُ‏ اسْمَانِ‏ اسْمٌ يَخْفَى وَ اسْمٌ يَعْلُنُ فَأَمَّا الَّذِي يَخْفَى فَأَحْمَدُ وَ أَمَّا الَّذِي يَعْلُنُ فَمُحَمَّد: که مهدی دو اسم خواهد داشت یک اسم پنهان ناپیدا و یک اسم آشکار و علنی. اسم مخفی امام زمان احمد و اسم آشکار آن محمد است .

در ذیل این حدیث احمد بن اسماعیل می گوید احمد اسم من است و محمد اسم امام زمان است . در حالی که احمد اسم علنی او است.

مرحوم محدّث نوری، 180 اسم برای امام زمان (عج) در کتاب نجم الثاقب معرفی کرده و اسناد همه ی آنها را در باب دوم کتاب نجم الثاقب آورده است و از این 180 اسم، یکی اسم احمد است که اسم مخفی امام زمان است و هرگز اسم اول المهدیین به حساب نمی آید.

 

 

3- الی ابیه

سوال مهم: آیا با وجود بعضی امامان و رجعت واقعی ایشان در دوران امام زمان علیه السلام، می‌توان فرض نمود که شخص دیگری ـ مثلا فرزند امام ـ اول المقرّبین باشد؟

یعنی می‌شود در زمانی که امام حسین علیه السلام رجعت نموده وتشریف دارند، شخص دیگری اول المقرّبین به امام زمان علیه السلام باشد؟

در بعضی از نسخ خطی کتاب الغیبة شیخ طوسی[7] به جای عبارت (ابنه)، کلمه (ابیه) قرار دارد یعنی عبارت ‏اینگونه می‌شود:‏

(فَلْيُسَلِّمْهَا إِلَى ابْیهِ أَوَّلِ الْمُقَرَّبِينَ)‏

پس باید تسلیم کند خلافت [یا وصیت] را به پدرش [یعنی امام ‏حسین علیه السلام] که اول المقرّبین است.‏

با وجود این نسخه خطی، پاسخ سوال و تعارض فوق مشخص شده ودیگر جای هیچ ابهام و تعارضی باقی نمی‌ماند. همانطور که می‌دانیم غسل و کفن و دفن امام زمان علیه السلام  به دست مبارک امام حسین علیه السلام صورت می‌پذیرد[8] و در روایات داریم که همواره امام، عهده‌دار این امور می‌باشد.‏

امام باقر علیه السلام  در این باره می‌فرمایند: . . . فَإِنَّ الْإِمَامَ لَا یُغَسِّلُهُ إِلَّا إِمَامٌ ‏.[9]‏ پس همانا امام، غسل نمی‌دهد او را مگر امام.

پس با توجه به این نسخه خطی، امام حسین علیه السلام اول المقرّبین می‌باشند که دیگر جای هیچ اشکالی نسبت به این فراز باقی نمی‌ماند.

خلاصه اینکه با توجه به این نسخه خطی و همچنین تصریح پیامبر خدا صل الله علیه و آله و سلم در حدیث وصیت به جدایی امامت از مهدیین، ادعای مقام امامت برای مهدیین ادعای گزافی بیش نمی‌باشد.

 

 

 

در کتابخانه مخطوطات مجلس شورای اسلامی یک نسخه خطی از کتاب الغیبه شیخ طوسی است در آن جا نوشته شده فلیسلمها “الی ابیه” نه “الی ابنه” یعنی به امام حسین علیه السلام باید تسلیم کند  زمانی که زمان وفات حضرت بقیه الله (عج) برسد این دولت را به امام حسین (علیه السلام) تسلیم می کند.  در آن ذکر شده به (الی ابیه ) نه ( الی ابنه ) و منظور آن پدر امام زمان یعنی امام حسین است.

اول امامی که رجعت به این دنیا دارند امام حسین (علیه السلام) است. خیلی مسئله فرق می کند. ابنه نبوده و غلط در استنساخ است. سید هاشم بهرامی و مرحوم شیخ حر عاملی در کتاب الایقاظ نوشته است که ابنه نیست و ابیه است. سند آن نیز در مخطوطات موجود است . مهدی لقب عام همه ی اهل بیت است .

در معنای مهدیون اثنی عشر معنای صحیح و تأویل درست مهدیون اثنی عشر در این حدیث به فرض قبول حدیث :

  • ائمه در ایام رجعت هستند. به ویژه که در نسخه خطی غیبت شیخ طوسی در مجلس شورای اسلامی در آن جا صریحاً دیده شده “فلیسلمها الی ابیه اول المهدیین”. به امام حسین علیه السلام، امامت را تسلیم می کند که امام حسین علیه السلام اول المهدیین هستند.
  • معنای دوم کسانی هستند که مردم را به سوی امامت و ولایت آن حضرت دعوت می کنند .

ولی اکثر محدثین معنای اول را محتمل تر می دانند (مراجعه کنید به کتاب الایقاظ الإيقاظ من الهجعة بالبرهان على الرجعة مرحوم شیخ حر عاملی تا مطلب را پیدا کنید) در روایتی از امام حسین علیه السلام داریم که مهدیین همان ائمه دوازده گانه هستند:

حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ زِيَادِ بْنِ جَعْفَرٍ الْهَمَدَانِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ السَّلَامِ بْنِ صَالِحٍ الْهَرَوِيِّ قَالَ أَخْبَرَنَا وَكِيعُ بْنُ الْجَرَّاحِ عَنِ الرَّبِيعِ بْنِ سَعْدٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ سَلِيطٍ قَالَ قَالَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع‏ مِنَّا اثْنَا عَشَرَ مَهْدِيّاً أَوَّلُهُمْ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَ آخِرُهُمُ التَّاسِعُ مِنْ وُلْدِي وَ هُوَ الْإِمَامُ الْقَائِمُ بِالْحَقِّ يُحْيِي اللَّهُ‏ بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ يُظْهِرُ بِهِ دِيْنَ الْحَقِ‏ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ‏….

عبد الرّحمن بن سليط گويد: امام حسين عليه السّلام فرمود: از ما خاندان دوازده مهدىّ خواهد بود كه اوّلين آنها امير المؤمنين عليّ بن أبى طالب است و آخرين آنها نهمين از فرزندان من است و او امام قائم به حقّ است و خداى تعالى زمين را به واسطه او پس از موت زنده كند و دين حقّ را به دست او بر همه اديان چيره نمايد. (كمال الدين / ترجمه پهلوان، ج‏1، ص: 584)

[1]– متشابهات، ج4 سوال 144.

[2]– جواب منیر، سوال31ج1ص50 .

[3]– در ادامه به این موضوع خواهیم پرداخت.

[4]– الغیبة شیخ طوسی، ص454 .

[5]– لازم به ذکر است که یمانی ها، نام (محمد) را مربوط به امام زمان علیه السلام دانسته و چنین نامی را برای احمداسماعیل قائل نیستند که به این مطلب در توضیح حدیث (لَهُ اسْمَانِ اسْمٌ‏ يَخْفَى‏ وَ اسْمٌ يَعْلُنُ فَأَمَّا الَّذِي يَخْفَى فَأَحْمَدُ وَ أَمَّا الَّذِي يَعْلُنُ فَمُحَمَّد) اعتراف واشاره می‌نمایند. متشابهات، ج4سوال144

[6]– الخرائج‏والجرائح، ج3ص1149 .

[7]– تصویر این نسخه خطی در انتهای همین بخش ارائه می‌گردد.

[8]– کافی، ج8ص206 .

[9]– بحارالانوار، ج27ص290 .

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا