مقالات

تناقضات احمد با خطبه غدیر

و باز هم پارادوکس های بیکران جناب احمد بن اسماعیل

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از عقاید مسلم شیعه، رخداد واقعه‌ای به نام عیدغدیرخم هست. که پیامبر گرامی اسلام در آخرین سفر حج خودشان و در زمانیکه بیشترین تعداد مسلمان، در آنجا حاضر و ناظر بودند، امیرالمومنین علی علیه‌السلام را به جانشینی خود منصوب کردند و خطبه‌ای قراء برای مسلمانان حاضر و شاهد در آن روز بیان کردند، و طبق آیه شریفه «الْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دینَکمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیکمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکمُ الْإِسْلامَ دیناً؛ امروز دین شما را کامل نمودم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و دین اسلام را برای شما پسندیدم.»(سوره مائده آیه 3) دین خداوند در روز غدیر کامل شد و خداوند بدین اسلام راضی گشت.

اما نکته مهم اینجاست که طرفداران احمد الحسن بصری، اصلی ترین دلیلشان یک وصیت با سند ضعیف است که در شب شهادت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است  یعنی هفتاد روز بعد از غدیر(برای اطلاعات بیشتر به قسمت حدیث وصیت در سایت مراجعه فرمایید) در نتیجه به اولین تناقض احمد الحسن بصری با دین خدا برخورد کردیم، سپس به تحقیق پرداختیم تا ببینیم در خطبه پیامبر گرامی اسلام اصلا به احمد الحسن بصری اشاره شده یا خیر؟ اشاره که نشده بود هیچ، تناقضات کثیری بین حرف ها و ادعاهای احمدالحسن بصری و کلام پیامبر در روز غدیر یافتیم که در چند عنوان و به همراه توضیحات لازم برای شما عزیزان قرار می‌دهیم.

 

نوشته های مشابه

اول: فرمان اللهی برای امری مهم و عدم کوتاهی پیامبر

 

در ابتدای بخش دوم خطابه‌ی غدیر می‌خوانیم:

وَأُؤَدّی ما أَوْحی بِهِ إلَی، حَذَرا مِنْ أَنْ لا أَفْعَلَ فَتَحِلَّ بی‌مِنْهُ قارِعَةٌ لا یدْفَعُها عَنّی أَحَدٌ وَإنْ عَظُمَتْ حیلَتُهُ وَصَفَتْ خُلَّتُهُ ؛ لا إلهَ إلاّ هُوَ. لاِءنَّهُ قَدْ أعْلَمَنی أَنّی إنْ لَمْ أُبَلِّغْ ما أَنْزَلَ إلَی فی حَقِّ عَلِی فَما بَلَّغْتُ رِسالَتَهُ، وَقَدْ ضَمِنَ لی تَبارَکَ وَتَعالی الْعِصْمَةَ مِنَ النّاسِ وَهُوَ اللّه‏ الْکافِی الْکَریمُ.

فَأَوْحی إلَی: «بِسْمِ اللّه‏ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ، یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إلَیکَ مِنْ رَبِّکَ  فی عَلِی، یعْنی فِی الْخِلافَةِ لِعَلِی بْنِ أَبیطالِبٍ  وَإنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللّه‏ یعْصِمُکَ مِنَ النّاس»

مَعاشِرَ النّاسِ، ما قَصَّرْتُ فی تَبْلیغِ ما أَنْزَلَ اللّه‏ تَعالی إلَی، وَأَنَا أُبَینُ لَکُمْ سَبَبَ هذِهِ الاْآیةِ

و آنچه به من وحی نموده ادا می‏‌نمایم از ترس آنکه مبادا اگر انجام ندهم عذابی از او بر من فرود آید که هیچکس نتواند آن را دفع کند، هر چند که حیله عظیمی بکار بندد و دوستی او خالص باشد ـ نیست خدایی جز او ـ زیرا خداوند به من اعلام فرموده که اگر آنچه در حق علی بر من نازل نموده ابلاغ نکنم رسالت او را نرسانده‌‏ام، و برای من حفظ از شر مردم را ضمانت نموده و خدا کفایت‌کننده و کریم است.

خداوند به من چنین وحی کرده است: «بِسْمِ اللّه‏ الرَّحْمانِ الرَّحیمِ، یا اَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَیکَ مِنْ رَبِّکَ…»، «ای پیامبر ابلاغی کن آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده ـ درباره علی، یعنی خلافت علی بن ابی‌‏طالب ـ و اگر انجام ندهی رسالت او را نرسانده‌‏ای، و خداوند تو را از مردم حفظ می‏‌کند»

ای مردم، من در رساندن آنچه خداوند بر من نازل کرده کوتاهی نکرده‏‌ام، و من سبب نزول این آیه را برای شما بیان می‏‌کنم.

این ابتدای بحث رسول خدا در خطبه غدیر بعد از حمد و ثنای الهیست

الف: رسول خدا می‌خواهند آنچه دستور خداست، مایه سعادت بشر است و به آنچه وحی آمده عمل کند و اگر بدان عمل نکند عذابی دردناک نازل می‌شود. خب اگر امر تبلیغ احمدالحسن بصری امر خیلی مهمی بود، طوری که پیروان احمد می‌گویند و تبلیغ می‌کنند، که هر کس قبول نکند، جهنمی است، خب چرا رسول الله  در خطبه غدیر هیچ اشاره ای نفرمودن؟ و اما اگر امرمهمی نیست پس چرا شما اتباع احمد، اینهمه تبلیغات می‌کنید و بدترین الفاظ را به منکر او می دهید؟آیا شما کاسه داغ تر از آش شدید؟به دین اسلام از رسول خدا دلسوز تر هستین؟ (ناگفته نماند در ادامه دلایلی می آوریم که کاملا مخالفت پیامبرگرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) را با احمدالحسن نشان می دهد.)

ب: رسول خدا می‌فرمایند من کوتاهی در ابلاغ وحی الهی نداشتم

یک سوال :آیا امامت احمد الهیست یاغیر الهی؟

اگر الهی باشد چرا رسول الله نفرمود و در وحی نبوده؟ (یا میخواهید بگویید رسول خدا کوتاهی انجام دادن)

اما اگر امامت احمد الهی نباشد که دیگر هیچ چیز برای گفتن نمی‌ماند.

مَعاشِرَ النّاسِ، قَدْ اسْتَشْهَدْتُ اللّه‏ وَبَلَّغْتُکُمْ رِسالَتی وَما عَلَی الرَّسُولِ إلاَّ الْبَلاغُ الْمُبینُ

مردم، من خدا را شاهد گرفتم و رسالتم را به شما ابلاغ نمودم، و بر عهده رسول جز ابلاغ روشن چیزی نیست

بر اساس کلام بالا وظیفه پیامبر طبق آیه قرآن که اینجا هم اشاره شده ابلاغ آشکار است

رسول خدا هم مردم راشاهد گرفتند که این ابلاغ را به بهترین عمل کردند

حال سوال اینجا ایجاد می‌شود که رسول خدا چرا هیچ سخنی در مورد احمد نگفتند؟ یا بهتر بگیم امامت احمد را رد کردند (امامت را به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف خاتمه دادند که در ادامه مقاله بدان اشاره می‌کنیم.) یا اینکه می‌خواهید بگویید رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم وظیفشونو درست انجام ندادند؟

 

دوم: خاتم النبیین بودن پیامبر

پیامبر در جای جای خطبه گران سنگ غدیر به اتمام پیامبران اشاره می‌کنند و خود را آخرین رسولان معرفی می‌نمایند. که به عنوان نمونه به چند جا اشاره می‌کنیم.

الف: إِنَّ جَبْرئیلَ هَبَطَ إِلَی مِراراً ثَلاثاً یَأْمُرُنی عَنِ السَّلامِ رَبّی – وَ هُوالسَّلامُ – أَنْ أَقُومَ فی هذَا الْمَشْهَدِ فَأُعْلِمَ کُلَّ أَبْیَضَ وَأَسْوَدَ: أَنَّ عَلِی بْنَ أَبی طالِبٍ أَخی وَ وَصِیّی وَ خَلیفَتی (عَلی أُمَّتی) وَالْإِمامُ مِنْ بَعْدی، الَّذی مَحَلُّهُ مِنّی مَحَلُّ هارُونَ مِنْ مُوسی👈 إلاَّ أَنَّهُ لانَبِی بَعْدی 👉وهُوَ وَلِیُّکُمْ بَعْدَالله وَ رَسُولِهِ

همانا جبرئیل سه مرتبه بر من فرود آمد از سوی سلام، پروردگارم – که تنها او سلام است – فرمانی آورد که در این مکان به پا خیزم و به هر سفید و سیاهی اعلام کنم که علی بن ابی طالب برادر، وصی و جانشین من در میان امّت و امام پس از من بوده. جایگاه او نسبت به من به سان هارون نسبت به موسی است، لیکن 👈پیامبری پس از من نخواهد بود👉 او (علی)، صاحب اختیارتان پس از خدا و رسول است.

ب: مَعاشِرَ النّاسِ، بی‌ـ وَاللّه‏ ـ بَشَّرَ الاْءَوَّلُونَ مِنَ النَّبِیینَ وَالْمُرْسَلینَ، وَأَنَا ـ وَاللّه‏ ـ خاتَمُ الاْءَنْبِیاءِ وَالْمُرْسَلینَ، وَالْحُجَّةُ عَلی جَمیعِ الْمَخْلُوقینَ مِنْ أَهْلِ السَّماواتِ وَالاْءَرَضینَ. فَمَنْ شَکَّ فی ذلِکَ فَقَدْ کَفَرَ کُفْرَ الْجاهِلِیةِ الاُولی، وَمَنْ شَکَّ فی شَیءٍ مِنْ قَوْلی هذا فَقَدْ شَکَّ فی کُلِّ ما أُنْزِلَ اءلَی، وَمَنْ شَکَّ فی واحِدٍ مِنَ الاْءَئِمَّةِ فَقَدْ شَکَّ فِی الْکُلِّ مِنْهُمْ، وَالشّاکُ فینا فِی النّارِ

ای مردم، به خدا قسم پیامبران و رسولان پیشین به من بشارت داده‌‏اند، و من به خدا قسم خاتم پیامبران و مرسلین و حجت بر همه مخلوقین از اهل آسمان‌‏ها و زمین‌‏ها هستم. هر کس در این مطالب شک کند مانند کفر جاهلیت اول کافر شده است. و هر کس در چیزی از این گفتار من شک کند در همه آنچه بر من نازل شده شک کرده است، و هر کس در یکی از امامان شک کند در همه آنان شک کرده است، و شک‌کننده درباره ما در آتش است.

 

این در حالیست که احمد برای خود مقام نبوت قائل است. در کتاب نبوت خاتم، نبوت حضرت محمد صلی الله علیه و آله ص پنجاه و یک می گوید👈 ائمه و مهدیین دارای مقام نبوت اند.

و طبق گفتار رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) که فرمودند هر کس حتی یک جمله رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) را رد کند کافر است. در نتیجه احمدالحسن کافر است.

سوال بعد اینست که خب چگونه یک کافر می‌تواند پیامبر شود؟

 

سوم: اکمال دین

پیامبر اسلام در این خطبه اشاره می‌کنند که در پرتوی امامت امیرالمومنین (علیه‌السلام) دین خدا کامل شد که به دونمونه اشاره میکنیم:

الف: اللّهُمَّ إنَّکَ أَنْزَلْتَ الاْآیةَ فی عَلِی وَلِیکَ عِنْدَ تَبْیانِی ذلِکَ وَنَصْبِکَ إیاهُ لِهذَا الْیوْمِ: «الْیوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیکُمْ نِعْمَتی وَرَضیتُ لَکُمُ الاْءسْلامَ دینا»، وَ قُلْتَ: «إنَّ الدّینَ عِنْدَ اللّه‏ اْلإسْلامُ»، وَ قُلْتَ: «وَ مَنْ یبْتَغِ غَیرَ الاْءسْلامِ دینا فَلَنْ یقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الاْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرینَ». اللّهُمَّ إنّی أُشْهِدُکَ أَنّی قَدْ بَلَّغْتُ.

پروردگارا، تو هنگام روشن شدن این مطلب و منصوب نمودن علی در این روز این آیه را درباره او نازل کردی: «اَلْیوْمَ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ اَتْمَمْتُ عَلَیکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لکُمُ الاْءِسْلامَ دینا»: «امروز دین شما را برایتان کامل نمودم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را به عنوان دین شما راضی شدم»، و فرمودی: «اِنَّ الدّینَ عِنْدَ اللّه‏ اْلاِسْلامُ»: «دین نزد خداوند اسلام است»، و فرمودی: «وَ مَنَ یبْتَغِ غَیرَ الاْءِسْلامِ دینا فَلَنْ یقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الاْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرینَ» : «هر کس دینی غیر از اسلام انتخاب کند هرگز از او قبول نخواهد شد و او در آخرت از زیانکاران خواهد بود». پروردگارا، تو را شاهد می‏‌گیرم که من ابلاغ نمودم.

 

ب: مَعاشِرَ النّاسِ، إنَّما أَکْمَلَ اللّه‏ عَزَّ وَجَلَّ دینَکُمْ بِإمامَتِهِ. فَمَنْ لَمْ‏یأْتَمَّ بِهِ وَبِمَنْ یقُومُ مَقامَهُ مِنْ وُلْدی مِنْ صُلْبِهِ إلی یوْمِ الْقِیامَةِ وَالْعَرْضِ عَلَی اللّه‏ عَزَّ وَجَلَّ فَأُولئِکَ الَّذینَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِی الدُّنْیا والاْآخِرَةِ وَفِی النّارِ هُمْ خالِدُونَ، «لا یخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَلا هُمْ ینْظَرُونَ»

ای مردم، خداوند دین شما را با امامت او کامل نمود، پس هر کس اقتدا نکند به او و به کسانی که جانشین او از فرزندان من و از نسل او هستند تا روز قیامت و روز رفتن به پیشگاه خداوند عزوجل، چنین کسانی اعمالشان در دنیا و آخرت از بین رفته و در آتش دائمی خواهند بود. عذاب از آنان تخفیف نمی‏‌یابد و به آنها مهلت داده نمی‏‌شود.

اما احمد اسماعیل در کتاب وصیت مقدس نوشتار بازدارنده از گمراهی صفحه چهل و شش می‌گوید “دوباره تاکید می‌کنم و می‌گویم: سخن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم در روز رزیه (مصیبت) همانطور که ابن عباس این روز را به این نام نامیده است: نوشتاری بیاورید تا برایتان نوشته ای بنویسم که بعد از آن هرگز گمراه نشوید به این معناست که👈 آنچه از رسالتی که رسول الله آورده است مطالب قرآن و آنچه در مورد علی علیه السلام بارها وصیت نموده است حتی آنچه در مورد حسن علیه السلام و  حسین علیه السلام است که با حدیث کسا و غیر آن شخصیت شان را مشخص نموده است تا روز قیامت امت را از گمراهی باز نمی دارد👉 بلکه شناسایی دقیق ثقلین مردم را از گمراهی باز می‌دارد که به رسول الله وحی شده است که خدا دستور داد آن را در و وصیت مبارک هنگام مرگ و پایان زندگی و رسالت مبارکه مبارکش به مردم برسانند”.

خب همه می‌دانند که فاصله غدیر تا شهادت پیامبر هفتاد روز است. و اگر بخواهیم قبول کنیم ادعای احمد اسماعیل بصری در بحث حدیث وصیت شب وفات را، مجبوریم کلام رسول خدا در روز عید غدیر را رد کنیم که طبیعتا چنین کاری را انجام نخواهیم داد.

وحتی اگر حدیث وصیت را طبق برداشت فرقه یمانی هم قبول کنیم بازهم نمیتوان احمد الحسن بصری را مصداق احمد حدیث وصیت گرفت چون خلاف کلام رسول خدا (ص) سخن گفته است که در این مقاله داریم می‌آوریم. آیا می‌شود دو حجت خداوند کلامی در تضاد هم بگویند؟

 

چهارم: علم امام معصوم در بیان پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم)

پیامبر در غدیرخم در شأن امیرالمومنین علی علیه السلام می‌فرمایند:

مَعاشِرَ النّاسِ، فَضِّلُوهُ. ما مِنْ عِلْمٍ إلاّ وَقَدْ أَحْصاهُ اللّه‏ فِی، وَکُلُّ عِلْمٍ عُلِّمْتُ فَقَدْ أَحْصَیتُهُ فی إمامِ الْمُتَّقینَ، وَما مِنْ عِلْمٍ إلاّ وَقَدْ عَلَّمْتُهُ عَلِیا، وَهُوَ الاْءمامُ الْمُبینُ الَّذی ذَکَرَهُ اللّه‏ فی سُورَةِ یسآ: «وکُلَّ شَیءٍ أَحْصَیناهُ فی إمامٍ مُبینٍ».

ای مردم، علی را فضیلت دهید. هیچ علمی نیست مگر آنکه خداوند آن را در من جمع کرده است و هر علمی را که آموخته‌‏ام در امام المتقین جمع نموده‌‏ام، و هیچ علمی نیست مگر آنکه آن را به علی آموخته‌ام. اوست «امام مبین» که خداوند در سوره یس ذکر کرده است: «وَ کُلَّ شَیی‏ءٍ اَحْصَیناهُ فی اِمامٍ مُبینٍ»، «و هر چیزی را در امام مبین جمع کردیم».

در این بیان شریف پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم به روشنی مشخص است که امام معصوم به تمام علوم کاملا مسلط هستند،علم غیب، علم به قرآن، علم به تمام آنچه بشر بدان دست می‌یابد و… اما جالب است بدانید چندین ساله ما یک علم از احمدالحسن بصری خواستیم  و اونم علم به تمام زبان هاست که امام رضا علیه السلام هم می‌فرمایند فصل الخطاب شناخت امام معصوم از غیر امام همین علم به تمام زبان هاست(بحارالانوار ج ۲۶ ص۱۹۰) اما احمدالحسن گفته که علاماتی برای شناخت امام معصوم ذکر کرده اند اما به علم تسلط به زبان اقوام را اهل بیت قید نکرده اند.(پاسخ های روشنگرانه ج۴  ص۱۵۳)

خب این تضاد بین کلام رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و احمد بصری نیست؟پیامبر می‌فرمایند امام معصوم بر همه علوم احاطه دارد، احمد می‌گوید خیر ،چگونه باور کنیم که احمدالحسن حجت خداست؟

حال پارا فراتر بگذاریم ، چند جمله قبل همین کلام رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  بیان دیگری ایشان دارند که می‌فرمایند:

وَاعْلَمُوا أَنَّ اللّه‏ قَدْ نَصَبَهُ لَکُمْ وَلِیا وَإماما فَرَضَ طاعَتَهُ عَلَی الْمُهاجِرینَ وَالاْءَنْصارِ وَعَلَی التّابِعینَ لَهُمْ بِإحْسانٍ، وَعَلَی الْبادی وَالْحاضِرِ، وَعَلَی الْعَجَمِی وَالْعَرَبِی، وَالْحُرِّ وَالْمَمْلُوکِ وَالصَّغیرِ وَالْکَبیرِ، وَعَلَی الاْءَبْیضِ وَالاْءَسْوَدِ، وَ عَلی کُلِّ مُوَحِّدٍ.

بدانید که خداوند او را برای شما صاحب‌اختیار و امامی قرار داده که اطاعتش را واجب نموده است بر مهاجرین و انصار و بر تابعین آنان به نیکی، و بر روستایی و شهری، و بر عجمی و عربی، و بر آزاد و بنده، و بر بزرگ و کوچک، و بر سفید و سیاه. بر هر یکتاپرستی

خب حال اگر احمد امامتش در راستای امامت امیرالمومنین علیه السلام است پس برهر سفید پوست و سیاه پوست ،عرب و عجم و خلاصه بر هر یکتاپرستی در جهان امام است. حالا یک سوال، اگر احمدالحسن به تمام زبان‌ها تسلط کامل نداشته باشد چگونه می‌تواند امام همه‌ی یکتاپرستان باشد؟ یعنی مردم باید برای رجوع به او مترجم بگیرند؟ اگر مترجم خیانت کرد چی؟ یک مثال ساده، امروز شیعیان دنیا، از هر نقطه به زیارت مشاهد مشرفه نظیر کربلا، نجف، کاظمین، مشهد و… می‌آیند در هنگامی که مشرف می‌شوند جهت عرض حاجت و گفتگو و مکالمه با امام معصوم مترجم می‌برند؟؟؟

خب تا اینجا ثابت شد امام معصوم باید برتمامی علوم مسلط باشد و خود رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) در اواخر بخش سوم از این خطبه گران سنگ، علم به تفسیر آیات متشابه قرآن را مختص امیرالمومنین علیه السلام می‌شمارند و می‌فرمایند:

مَعاشِرَ النّاسِ، تَدَبَّرُوا القُرْآنَ وَافْهَمُوا آیاتِهِ، وَانْظُرُوا إلی مُحْکَماتِهِ وَلا تَتَّبِعُوا مُتَشابِهَهُ، فَوَاللّه‏ لَنْ یبَینَ لَکُمْ زَواجِرَهُ وَلَنْ یوضِحَ لَکُمْ تَفْسیرَهُ إلاَّ الَّذی أَنَا آخِذٌ بِیدِهِ وَمُصْعِدُهُ إلَی وَشائِلٌ بِعَضُدِهِ وَرافِعُهُ بِیدی وَمُعْلِمُکُمْ: أَنَّ مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِی مَوْلاهُ.

ای مردم، قرآن را تدبر نمایید و آیات آن را بفهمید و در محکمات آن نظر کنید و به دنبال متشابه آن نروید. به خدا قسم، باطن آن را برای شما بیان نمی‏‌کند و تفسیرش را برایتان روشن نمی‏‌کند مگر این شخصی که دست او را می‏‌گیرم و او را به سوی خود بالا می‏‌برم و بازوی او را می‏‌گیرم و با دستم او را بلند می‌‏کنم و به شما می‏‌فهمانم که: «هر کس من صاحب‌اختیار اویم این علی صاحب‌اختیار اوست»

خب یک سوال داریم از آقای مهندس احمد الحسن بصری که ایشان یک کتاب به نام متشابهات نوشته و دلیلی شده بر امامتشان، خب آقای مهندس احمد بصری شما در قسمت قبل که در مورد علم زبان صحبت کردیم، تضاد شما را با امامت نشان دادیم، ابتدا اونو درست بفرمایید سپس کتاب متشابهات بنویسید و در آن آیات متشابه قرآن را تفسیر کنید، یک ضرب المثلی هست که میگه شما اول برادریتو ثابت کن، بعد ادعای ارث کن.

اما در همین کتاب متشابهات احمدبصری تناقضات بسیاری می‌توان یافت با کلام ائمه معصومین و حتی با گفتارهای خود احمد در جاهای در همین کتابش یا کتب دیگرش (که به دلیل کثرت و خارج شدن از بحث اینجا نمی‌آوریم اما در همین مقاله و یا مقالات دیگر سایت،تناقضات احمد به وفور به چشم می‌خورد)

و در پایان این بخش از احمد بصری یا اتباعش، می‌خواهیم اگر چنانچه احمد بصری به تمامی علوم مسلط هست، بیاید و ما یک راستی آزمایی انجام بدهیم و ببینیم آیا واقعا امام هست یا خیر؟ که البته به شما خواننده گرامی قول می‌دهم هزار سال دیگر هم نمی‌آید.

 

پنجم: ادعای دوازده مهدی بعد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

معتقدین به احمد الحسن بصری اولین دلیلشان  همان حدیث وصیت است که ما قبلا در همین مقاله در مقدمه توضیحاتی دادیم که با غدیر درتضاد هست (برای اطلاعات بیشتر در این زمینه به مقاله حدیث وصیت در همین سایت مراجعه فرمایید)اما الان با یک بخشی از همان حدیث کار داریم که طرفداران جریان یمانی می‌گویند منظور اینست که دوازده مهدی بعد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌آیند که به مهدیین مشهور هستند. اما روایات زیادی داریم که این مهدیین همان ائمه شیعه هستند  و چون الان بحث غدیر هست ما فقط به آنچه در خطبه غدیر آمده استناد می‌کنیم که پیامبر در حق امیرالمومنین علی علیه السلام اینگونه فرمودند که:

مَعاشِرَ النّاسِ، هُوَ ناصِرُ دینِ اللّه‏ وَالْمُجادِلُ عَنْ رَسُولِ اللّه‏ ، وَهُوَ التَّقِی النَّقِی الْهادِی الْمَهْدِی

ای مردم، او یاری‌دهنده دین خدا و دفاع‌کننده از رسول خداست، و اوست با تقوای پاکیزه هدایت‌کننده هدایت‌شده

ملاحظه می‌کنید که پیامبر رسما به امیرالمومنین علیه السلام لقب مهدی می‌دهند. حال چگونه احمد الحسن بصری و پیروانش خلاف کلام رسول خدا را اصل اعتقادات خودشان قرار داده اند ،سوالیست که باید پاسخ دهند.

 

ششم: توهین احمدبصری به امیرالمومنین علی علیه السلام

احمد الحسن بصری در کتاب متشابهات ج۳ ص۶۲،سوال ۱۰۹ می‌گوید منظور از خاسر در سوره عصر در آیه شریفه: « إنَّ الاْءنْسانَ لَفی خُسْرٍ» امیر مومنان علی علیه السلام است. ابتدا با یک مثال ساده معنی خسران رو برای شما خواننده گرامی بگویم و بعد توضیحاتی راجع‌به این توهین بی‌شرمانه‌ی احمدالحسن بدهیم. شما فرض کنید کاسب هستید، جنسی را خریده‌اید به صد تومن اما به هر دلیلی می‌فروشید هشتاد تومن، در زبان عربی به این کار می‌گویند ضرر، اما در حالت دوم شما فرض کنین یک یخ فروش هستید که یخچالتون خراب شده، و در زیر آفتاب هستید، اگر کسی یخ های شمارا نخرد، یخ ها آب می‌شوند و هیچ چیز برای شما نمی‌ماند و اصل سرمایه‌تان نابود می‌شود، در زبان عرب به این مورد خسران می‌گویند، که اعمال شما نابود می‌شود، حبط می‌شود، وقتی خداوند در این سوره می‌فرماید: «إنَّ الاْءنْسانَ لَفی خُسْرٍ» یعنی این انسان های مورد خطاب در تباهی کامل هستند، حال به عمق توهین احمدبصری پی بردید؟

اگر احمد بصری بگوید ندانسته این صحبت را کرده، که چگونه امامیست که علم قرآن را نمی‌داند؟ و اگر باعلم، این سخن را بر زبان جاری ساخته که باید گفت چه امامیست که کلامش با دیگر حجج الهی سرناسازگاری دارد؟

و اما شاید بپرسید این توهین احمدبصری چه ربطی به خطبه‌ی غدیر دارد؟

باید خدمتتان عرض کنم که پیامبرگرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم، در قسمتی از خطبه‌ی غدیر سوره عصر را اینگونه تفسیر کرده‌اند که: وَفی عَلِی ـ وَاللّه‏ ـ نَزَلَتْ سُورَةُ الْعَصْرِ: «بِسْمِ اللّه‏ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ، وَالْعَصْرِ، إنَّ الاْءنْسانَ لَفی خُسْرٍ» إلاّ عَلِی الَّذی آمَنَ وَرَضِی بِالْحَقِّ وَالصَّبْرِ.

به خدا قسم درباره علی نازل شده است سوره «و العصر»: «بِسْمِ اللّه‏ الرَّحْمانِ الرَّحیمِ، وَ الْعَصْرِ، اِنَّ الاْءِنْسانَ لَفی خُسْرٍ»، «قسم به عصر، انسان در زیان است» مگر علی که ایمان آورد و به حق و صبر راضی شد.

خب به وضوح مشخص شد که حرف احمدالحسن بصری دقیقا در خلاف کلام رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم است، زیرا پیامبر مصداق الاالذین امنوا را امیرمومنان می‌دانند اما احمدالحسن خاسر را امیرمومنان می‌داند و حال سوال اینجا ایجاد می‌شود که مگر می‌شود حجت خدا با پیامبر کلامی متناقض داشته باشند؟ پس یکی از این دو درادعایش کاذب است، پیامبر یا احمدالحسن؟کدام کاذب است؟(پاسخ با شما خواننده گرامی)

پیامبر گرامی اسلام در خطبه غدیر یک مرتبه دیگر این موضوع را تاکید می‌کنند و می‌فرمایند:أَلا وَإنَّ عَلِیا هُوَ الْمَوْصُوفُ بِالصَّبْرِ وَالشُّکْرِ

بدانید که علی است توصیف شده به صبر و شکر

خواننده گرامی خود قضاوت کنید پیامبر تاکید دارند بر الاالذین امنوا وموصوف به صبر وشکر اما احمد بصری می‌گوید خاسر، کدام را باور کنیم؟

اما سخن در اینجا تمام نمی‌شود، می‌خواهیم ببینیم درهمین خطبه غدیر پیامبر اکرم در مورد امیرمومنان چه توصیه هایی داشته‌اند:

الف:مَعاشِرَ النّاسِ، لا تَضِلُّوا عَنْهُ وَلا تَنْفِرُوا مِنْهُ، وَلا تَسْتَنْکِفُوا عَنْ وِلایتِهِ، فَهُوَ الَّذی یهْدی إلَی الْحَقِّ وَیعْمَلُ بِهِ، وَیزْهِقُ الْباطِلَ وَینْهی عَنْهُ، وَلا تَأْخُذُهُ فِی اللّه‏ لَوْمَةُ لائِمٍ.

ای مردم، از علی به سوی دیگری گمراه نشوید، و از او روی برمگردانید و از ولایت او سرباز نزنید. اوست که به حق هدایت نموده و به آن عمل می‏‌کند، و باطل را ابطال نموده و از آن نهی می‏‌نماید، و در راه خدا سرزنش ملامت کننده‌‏ای او را مانع نمی‌‏شود.

 

پیامبرگرامی اسلام می‌فرمایند از امیرالمومنین روی مگردانید، سر باز نزنید، او به خداوند هدایت می‌کند و… اما احمد خاسر می‌شمارد ،ایا این تناقض نیست؟

 

ب: مَعاشِرَ النّاسِ، فَضِّلُوهُ فَقَدْ فَضَّلَهُ اللّه‏، وَاقْبَلُوهُ فَقَدْ نَصَبَهُ اللّه‏ُ.

ای مردم، او را فضیلت دهید که خدا او را فضیلت داده است، و او را قبول کنید که خداوند او را منصوب نموده است.

یاد جای دیگر می‌فرمایند:فَضِّلُوا عَلِیا فَإنَّهُ أَفْضَلُ النّاسِ بَعْدی مِنْ ذَکَرٍ وَأُنْثی

علی را فضیلت دهید که او افضل مردم بعد از من از مرد و زن است

آیا خاسر شمردن امیرالمومنین علیه‌السلام ،فضلیت دادن به ایشان است؟؟ آیا احمد به کلام رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم عمل کرده، یا خلافش رفتار کرده؟

 

ج: فَاحْذَرُوا أَنْ تُخالِفُوهُ، فَتَصْلُوا نارا وَقُودُهَا النّاسُ وَالْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْکافِرینَ.

پس بپرهیزید از اینکه با او مخالفت کنید و گرفتار آتشی شوید که آتشگیره آن مردم و سنگ‌‏ها هستند و برای کافران آماده شده است.

 

پیامبر می‌فرمایند حتی مخالفت با امیرمومنان نکنید اما احمدالحسن پا را فراتر گذاشته و به ایشان توهین کرده، خب حالا طبق کلام پیامبر مخالفت با امیرالمومنین آتش جهنم به همراه دارد، پس توهین به ایشان عذابش خیلی بدتر است ، و سوالی که اینجا پیش می‌آید اینست که آیا می‌شود حجت خدا جهنمی باشد؟پس احمد یقینا حجت خدا نیست

 

د: مَلْعُونٌ مَنْ خالَفَهُ

هر کس با او (امیر مومنان) مخالفت کند ملعون است

و در جای دیگر این خطبه‌ی گران سنگ پیامبر می‌فرمایند: مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ، مَغْضُوبٌ مَغْضُوبٌ مَنْ رَدَّ عَلَی قَوْلی هذا وَلَمْ یوافِقْهُ. أَلا إنَّ جَبْرَئیلَ خَبَّرَنی عَنِ اللّه‏ تَعالی بِذلِکَ وَیقُولُ: «مَنْ عادی عَلِیا وَلَمْ یتَوَلَّهُ فَعَلَیهِ لَعْنَتی وَغَضَبی»

ملعون است ملعون است، مورد غضب است مورد غضب است کسی که این گفتار مرا ردّ کند و با آن موافق نباشد. بدانید که جبرئیل از جانب خداوند این خبر را برای من آورده است و می‏‌گوید: «هر کس با علی دشمنی کند و ولایت او را نپذیرد لعنت و غضب من بر او باد»

در این دو مورد پیامبر مخالفت کردن با امیرالمومنین علی علیه‌السلام و همچنین رد کردن کلام خودشان در مورد حضرت علی علیه السلام را سبب معلوم شدن می‌دانند

حال احمد بصری از مخالفت فراتر رفته و توهین کرده ، وحتی خلاف کلام پیامبر که در مورد امیرالمومنین علیه السلام نظر داده

آیا طبق این فرمایشات پیامبر، احمد مصداق ملعون نمی‌شود؟ آیا یک ملعون می‌تواند حجت خدا بشود؟

 

ه: فَمَنْ شَکَّ فی ذلِکَ فَقَدْ کَفَرَ کُفْرَ الْجاهِلِیةِ الاُولی، وَمَنْ شَکَّ فی شَیءٍ مِنْ قَوْلی هذا فَقَدْ شَکَّ فی کُلِّ ما أُنْزِلَ إلَی، وَمَنْ شَکَّ فی واحِدٍ مِنَ الإئِمَّةِ فَقَدْ شَکَّ فِی الْکُلِّ مِنْهُمْ، وَالشّاکُ فینا فِی النّارِ.

هر کس در این مطالب شک کند مانند کفر جاهلیت اول کافر شده است. و هر کس در چیزی از این گفتار من شک کند در همه آنچه بر من نازل شده شک کرده است، و هر کس در یکی از امامان شک کند در همه آنان شک کرده است، و شک‌کننده درباره ما در آتش است.

 

و: مَعاشِرَ النّاسِ، هذا عَلِی، أَنْصَرُکُمْ لی وَأَحَقُّکُمْ بی‌وَأَقْرَبُکُمْ إلَی وَأَعَزُّکُمْ عَلَی، وَاللّه‏ عَزَّ وَجَلَّ وَأَنَا عَنْهُ راضِیانِ. وَما نَزَلَتْ آیةُ رِضی فِی الْقُرْآنِ إلاّ فیهِ، وَلا خاطَبَ اللّه‏ الَّذینَ آمَنُوا إلاّ بَدَأَ بِهِ، وَلا نَزَلَتْ آیةُ مَدْحٍ فِی الْقُرآنِ إلاّ فیهِ، وَلا شَهِدَ اللّه‏ بِالْجَنَّةِ فی «هَلْ أَتی عَلَی الاِنْسانِ» إلاّ لَهُ، وَلا أَنْزَلَـها فی سِواهُ وَلا مَدَحَ بِهـا غَیرَهُ.

ای مردم، این علی است که یاری‌کننده‌‏ترین شما نسبت به من و سزاوارترین شما به من و نزدیک‏ترین شما به من و عزیزترین شما نزد من است. خداوند عزوجل و من از او راضی هستیم. هیچ آیه رضایتی در قرآن نازل نشده مگر درباره او، و هیچگاه خداوند مؤمنین را مورد خطاب قرار نداده مگر آنکه ابتدا او مخاطب بوده است، و هیچ آیه مدحی در قرآن نیست مگر درباره او، و خداوند در سوره «هَلْ اَتی عَلَی الاْءِنْسانِ…» شهادت به بهشت نداده مگر برای او، و این سوره را درباره غیر او نازل نکرده و با این سوره جز او را مدح نکرده است.

پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در اینجا می‌فرمایند: که هر آیه‌ای که الذین امنوا دارد اولین مخاطبش امیرمومنان است، آیات مدح در شأن ایشان است، اما احمد مصداق خاسر سوره عصر را امیر المومنین علی علیه السلام می‌داند آیا این یک تناقض بزرگ نیست؟

به وضوح رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند کسیکه در یک مورد از کلام من شک کند کافر است، اما احمد نه تنها شک نکرده بلکه خلاف آن حرف زده درنتیجه می‌توان یقینا گفت او کافر است.

حال مگر می‌شود حجت خدا کافر باشد؟

مگر می‌شود امامی کافر باشد؟

در این بخش ثابت کردیم احمد هم کافر است، هم ملعون و هم اهل نار ، و عقل می‌گوید کسی که کافر،ملعون و اهل آتش است نمی‌تواند امام باشد،نمیتواند جزو مهدیین باشد ،حتی اگر ما یقین کنیم دوازده مهدی بعد از دوازده امام داریم.

 

هفتم: امامتِ امامان، بعد امیرالمومنین علی علیه السلام

درست است که پیامبر در خطبه غدیر، نام دوازده امام را بیان نفرمودند و صرفا چهار امام را نام برده اند( حضرت علی علیه السلام، امام حسن و امام حسین علیهماالسلام و حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف)

اما ویژگی هایی برای امامان معصوم و خاتمه‌ی آنان ذکر کرده اند که یک به یک بررسی خواهیم کرد.

الف: فَإنَّ اللّه‏ عَزَّ وَجَلَّ هُوَ مَوْلاکُمْ وَإلهُکُمْ، ثُمَّ مِنْ دُونِهِ رَسُولُهُ وَنَبِیهُ الْمُخاطِبُ لَکُمْ، ثُمَّ مِنْ بَعْدی عَلِی وَلِیکُمْ وَإمامُکُمْ بِأَمْرِ اللّه‏ رَبِّکُمْ، ثُمَّ الاْءمامَةُ فی ذُرِّیتی مِنْ وُلْدِهِ إلی یوْمٍ تَلْقَوْنَ اللّه‏ وَرَسُولَهُ

خداوند عزوجل صاحب‌اختیار شما و معبود شماست، و بعد از خداوند رسولش و پیامبرش که شما را مخاطب قرار داده، و بعد از من علی صاحب‌اختیار شما و امام شما به امر خداوند است، و بعد از او امامت در نسل من از فرزندان اوست تا روزی که خدا و رسولش را ملاقات خواهید کرد.

در این مورد فعلا نتیجه خاصی نمی‌توان در تقابل با احمد گرفت اما چون عرض شد یک به یک را می‌آوریم، آوردیم.

 

ب: مَعاشِرَ النّاسِ، إنَّ عَلِیا وَالطَّیبینَ مِنْ وُلْدی مِنْ صُلْبِهِ هُمُ الثِّقْلُ الاْءَصْغَرُ، وَالْقُرْآنُ الثِّقْلُ الاْءَکْبَرُ، فَکُلُّ واحِدٍ مِنْهُما مُنْبِئٌ عَنْ صاحِبِهِ وَمُوافِقٌ لَهُ، لَنْ یفْتَرِقا حَتّی یرِدا عَلَی الْحَوْضَ.

ای مردم، علی و پاکان از فرزندانم از نسل او ثقل اصغرند و قرآن ثقل اکبر است. هر یک از این دو از دیگری خبر می‏‌دهد و با آن موافق است. آنها از یکدیگر جدا نمی‏‌شوند تا بر سر حوض کوثر بر من وارد شوند

اینجا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، یک ویژگی به امامان معصوم می‌دهند که از قرآن جدایی ناپذیر هستند، اما احمد الحسن بصری حتی در خواندنِ قرآن، غلط دارد چه برسد به جدایی ناپذیری، و اگر قسمت قبل را بیاد آورید که احمد توهین کرد به امیرمومنان و خلاف کلام پیامبر در مورد سوره عصر سخن می‌گفت، نتیجه می‌توان گرفت که اصلا احمد نمی‌تواند عِدل قرآن باشد.

 

ج: مَعاشِرَ النّاسِ، إنَّما أَکْمَلَ اللّه‏ عَزَّ وَجَلَّ دینَکُمْ بِإمامَتِهِ. فَمَنْ لَمْ‏یأْتَمَّ بِهِ وَبِمَنْ یقُومُ مَقامَهُ مِنْ وُلْدی مِنْ صُلْبِهِ إلی یوْمِ الْقِیامَةِ وَالْعَرْضِ عَلَی اللّه‏ عَزَّ وَجَلَّ فَأُولئِکَ الَّذینَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِی الدُّنْیا والاْآخِرَةِ وَفِی النّارِ هُمْ خالِدُونَ، «لا یخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَلا هُمْ ینْظَرُونَ».

ای مردم، خداوند دین شما را با امامت او کامل نمود، پس هر کس اقتدا نکند به او و به کسانی که جانشین او از فرزندان من و از نسل او هستند تا روز قیامت و روز رفتن به پیشگاه خداوند عزوجل، چنین کسانی اعمالشان در دنیا و آخرت از بین رفته و در آتش دائمی خواهند بود. عذاب از آنان تخفیف نمی‏‌یابد و به آنها مهلت داده نمی‏‌شود.

در اینجا پیامبر می‌فرمایند که دین با امامت حضرت علی علیه السلام و فرزندانشان کامل شد، اما احمد الحسن بصری می‌گوید بعد دوازده امام، دوازده مهدی می‌آیند، که دقیقا این حرف با کلام پیامبر در تناقض است، و سوال اینجا از اتباع احمد می‌توان پرسید که چرا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هیچ اشاره ای به مهدیین نکردند؟

 

د: نَبِیکُمْ خَیرُ نَبِی وَوَصِیکُمْ خَیرُ وَصِی وَبَنُوهُ خَیرُ الاْءَوْصِیاءِ.

پیامبرتان بهترین پیامبر و وصیتان بهترین وصی و فرزندان او بهترین اوصیاء هستند.

یک سوال اصلا احمد الحسن بصری که اینهمه تناقض دارد با پیامبر اسلام در گفتارش آیا می‌شود وصی باشد؟ حال چه برسد که از دیگر اوصیای پیامبران دیگر هم بهتر باشد

 

ه: مَعاشِرَ النّاسِ، أَنَا صِراطُ اللّه‏ الْمُسْتَقیمُ الَّذی أَمَرَکُمْ بِاتِّباعِهِ، ثُمَّ عَلِی مِنْ بَعْدی، ثُمَّ وُلْدی مِنْ صُلْبِهِ أَئِمَّةُ الْهُدی، یهْدُونَ إلَی الْحَقِّ وَبِهِ یعْدِلُونَ.

ای مردم، من راه مستقیم خداوند هستم که شما را به پیروی آن امر نموده، و سپس علی بعد از من، و سپس فرزندانم از نسل او که امامان هدایت‌‏اند، به حق هدایت می‏‌کنند و به یاری حق به عدالت رفتار می‏‌کنند.

از ویژگی امامان معصوم اینست که به حق دعوت می‌کند اما احمد الحسن با توجه به تناقضاتی که با کلام پیامبر در این خطبه داشته می‌توان گفت به باطل دعوت می‌کند نه حق

 

و: مَعاشِرَ النّاسِ، إنّی أَدَعُها إمامَةً وَوِراثَةً فی عَقِبی إلی یوْمِ الْقِیامَةِ، وَقَدْ بَلَّغْتُ ما أُمِرْتُ بِتَبْلیغِهِ حُجَّةً عَلی کُلِّ حاضِرٍ وَغائِبٍ، وَعَلی کُلِّ أَحَدٍ مِمَّنْ شَهِدَ أَوْ لَمْ یشْهَدْ، وُلِدَ أَوْ لَمْ یولَدْ، فَلْیبَلِّغِ الْحاضِرُ الْغائِبَ وَالْوالِدُ الْوَلَدَ إلی یوْمِ الْقِیامَةِ.

ای مردم، من امر خلافت را به عنوان امامت و وراثتِ آن در نسل خودم تا روز قیامت به ودیعه می‏‌سپارم، و من رسانیدم آنچه مأمور به ابلاغش بودم تا حجت باشد بر حاضر و غایب و بر همه کسانی که حضور دارند یا ندارند، به دنیا آمده‌‏اند یا نیامده‌‏اند. پس حاضران به غایبان و پدران به فرزندان تا روز قیامت برسانند.

در این بخش پیامبر می‌فرمایند حاظران به غائبان برسانند  امر امامت امیرالمومنین علی علیه السلام و فرزندان ایشان را اما هیچ حرفی از مهدیین بعد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نمی آورند.

 

ز: مَعاشِرَ النّاسِ، أَلا وَإنّی رَسُولٌ وَعَلِی الأمامُ وَالْوَصِی مِنْ بَعْدی، وَالاْءَئِمَّةُ مِنْ بَعْدِهِ وُلْدُهُ. أَلا وَإنّی والِدُهُمْ وَهُمْ یخْرُجُونَ مِنْ صُلْبِهِ.

ای مردم، بدانید که من پیامبرم و علی امام و وصی بعد از من است، و امامان بعد از او فرزندان او هستند. بدانید که من پدر آنانم و آنها از صلب او به وجود می‌‏آیند.

پیامبر به صراحت فرمودند که امامان فرزندان من از نسل حضرت علی علیه السلام هستند که کمترین درجه این بزرگواران اینست که سید باشند، اما جالب است بدانید احمدالحسن از قبیله همبوشی شهر بصره است و اصلا این قبیله سید نیستند، درنتیجه احمد الحسن بصری سید نیست.

 

ح: أَلا إنَّ خاتَمَ الأَئِمَّةِ مِنَّا الْقائِمَ الْمَهْدِی. أَلا إنَّهُ الظّاهِرُ عَلَی الدّینِ. أَلا إنَّهُ الْمُنْتَقِمُ مِنَ الظّالِمینَ. أَلا إنَّهُ فاتِحُ الْحُصُونِ وَهادِمُها. أَلا إنَّهُ غالِبُ کُلِّ قَبیلَةٍ مِنْ أَهْلِ الشِّرْکِ وَهادیها.

أَلا إنَّهُ الْمُدْرِکُ بِکُلِّ ثارٍ لاِءَوْلِیاءِ اللّه‏ِ. أَلا إنَّهُ النّاصِرُ لِدینِ اللّه‏ِ. أَلا إنَّهُ الْغَرّافُ مِنْ بَحْرٍ عَمیقٍ. أَلا إنَّهُ یسِمُ کُلَّ ذی فَضْلٍ بِفَضْلِهِ وَکُلَّ ذی جَهْلٍ بِجَهْلِهِ. أَلا إنَّهُ خِیرَةُ اللّه‏ِ وَمُخْتارُهُ. أَلا إنَّهُ وارِثُ کُلِّ عِلْمٍ وَالْمُحیطُ بِکُلِّ فَهْمٍ.

أَلا إنَّهُ الْمُخْبِرُ عَنْ رَبِّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَالْمُشَیدُ لاِءَمْرِ آیاتِهِ. أَلا إنَّهُ الرَّشیدُ السَّدیدُ. أَلا إنَّهُ الْمُفَوَّضُ إلَیهِ.

أَلا اءنَّهُ قَدْ بَشَّرَ بِهِ مَنْ سَلَفَ مِنَ الْقُرُونِ بَینَ یدَیهِ.

أَلا إنَّهُ الْباقی حُجَّةً وَلا حُجَّةَ بَعْدَهُ وَلا حَقَّ إلاّ مَعَهُ وَلا نُورَ إلاّ عِنْدَهُ.

أَلا إنَّهُ لا غالِبَ لَهُ وَلا مَنْصُورَ عَلَیهِ. أَلا وَإنَّهُ وَلِی اللّه‏ فی أَرْضِهِ، وَحَکَمُهُ فی خَلْقِهِ، وَأَمینُهُ فی سِرِّهِ وَعَلانِیتِهِ.

بدانید که آخرینِ امامان، مهدی قائم از ماست. اوست غالب بر ادیان، اوست انتقام گیرنده از ظالمین، اوست فاتح قلعه‏ها و منهدم کننده آنها، اوست غالب بر هر قبیله‏ای از اهل شرک و هدایت کننده آنان.

بدانید که اوست گیرنده انتقام همه خون‏های اولیاء خدا. اوست یاری دهنده دین خدا.

بدانید که اوست استفاده‌ کننده از دریایی عمیق. اوست که هر صاحب فضیلتی را به قدر فضلش و هر صاحب جهالتی را به قدر جهلش نشانه می‌‏دهد. اوست انتخاب شده و اختیارشده خداوند. اوست وارث هر علمی و احاطه‌دارنده به هر فهمی.

بدانید که اوست خبردهنده از پروردگارش، و بالابرنده آیات الهی. اوست هدایت‌یافته محکم بنیان. اوست که کارها به او سپرده شده است.

اوست که پیشینیان به او بشارت داده‌‏اند، اوست که به عنوان حجت باقی می‏‌ماند و بعد از او حجتی نیست. هیچ حقی نیست مگر همراه او، و هیچ نوری نیست مگر نزد او.

بدانید او کسی است که غالبی بر او نیست و کسی بر ضد او کمک نمی‏‌شود. اوست ولی خدا در زمین و حکم‌کننده او بین خلقش و امین او بر نهان و آشکارش.

بخش هشتم به علت اینکه در مورد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هست به طورکامل آوردیم و توضیحات لازم را می‌دهیم ؛

ابتدا پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم می‌فرمایند: خاتم پیامبران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هست، منتقم ایشان است، خب اگر احمدالحسن بصری، مهدی است ،قائم است، انتقام اباعبدالله الحسین علیه السلام را بگیرد، چرا نشسته؟ مگر طرفدارانش نمی‌گویند ظهور کرد؟

دوم: حجت باقی هستند و بعد ایشان حجتی نیست، پس احمد که می‌گوید حجت بعد حضرت مهدیست خب دقیقا در تناقض با کلام پیامبر است.

سوم: ایشان را غالب خواندند اما احمد بصری در سال دوهزار و هشت در درگیری که با نیروهای پلیس عراق داشت شکست خورد و از آن پس غیب شد.

چهارم: پیامبر می‌فرمایند آثار اولیا الهی را حضرت مهدی دارد و طبیعتاً یکی از آثار این بزرگواران، معجزاتشان هست، اما احمد بصری هیچ گونه معجزه ای نیاورده،از دیگر آثار اولیا خداوند، ذوالفقار و قرآن امیرالمومنین علی علیه السلام است که باز هم احمد آنان را نیاورده و… تناقض از این آشکارتر؟

پنجم: پیامبر در ویژگی‌های حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌فرمایند با هرکسی به اندازه فهمش سخن می‌گوید، حال سوال داریم آیا احمدالحسن تابحال چنین رفتاری داشته؟

ششم: امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف وارث کل علم است و احاطه دارد به آن ،اما احمدالحسن بصری علم غیب ندارد، علم زبان ندارد، علم سخن گفتن با حیوانات را ندارد، دانشگاه رفته جهت تحصیل و…

هفتم: پیشینیان به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بشارت دادند اما احمدالحسن می‌گوید وطرافدارانش می‌گویند امر مهدیین یک سِر از اسرار الهی بوده و الان که صاحبش آمده پرده از این سر برداشته.

خب، تا به اینجا کاملا مشخص شد که کلام پیامبر در مورد حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف که آخرین حجت خدا است با مشخصات احمد تماما در تضاد است، پس آخرین حجت الهی طبق کلام پیامبر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هست و احمد مدعی دروغین می‌باشد، واما اگر ادعا کنند که این اوصاف مربوط به مهدی دوازدهم است (طبق ادعای همبوشیان) باید گفت شما معتقدید که منتقم و قائم اهلبیت احمد بصری است ، اگر احمد بصری قرار است انتقام بگیرید دیگر انتقامی نمی‌ماند که مهدی دوازدهم بخواهد بگیرد که پیامبر در وصف مهدی دوازدهم فرموده باشند، منتقم از ظالمان ایشان است، درنتیجه این ادعای شما با سایر اعتقاداتشان در تضاد است.

 

ط: إنَّهُ مِنّی وَأَنَا مِنْهُ، وَهُوَ وَمَنْ یخْلُفُ مِنْ ذُرِّیتی یخْبِرُونَکُمْ بِما تَسْأَلُونَ عَنْهُ وَیبَینُونَ لَکُمْ ما لا تَعْلَمُونَ.

او(حضرت علی علیه السلام) از من است و من از اویم. او و آنان که از نسل من‏ اند از آنچه سؤال کنید به شما خبر می‏‌دهند و آنچه را نمی‏‌دانید برای شما بیان می‏‌کنند.

 

ویژگی دیگری که پیامبر برای أمیرالمومنین و اولاد طاهرینشان ذکر کرده‌اند اینست که آنچه را که نمی‌دانید به شما خواهند گفت، به عبارت دیگر دارای علوم کامل هستند، اما قبلا ثابت شد که احمدالحسن دارای علوم کامل نیست و خودش به حوزه و دانشگاه رفته و علم آموخته.

 

ی: مَعاشِرَ النّاسِ، اءنَّکُمْ أَکْثَرُ مِنْ أَنْ تُصافِقُونی بِکَفٍّ واحِدٍ فی وَقْتٍ واحِدٍ، وَقَدْ أَمَرَنِی اللّه‏ُ عَزَّ وَجَلَّ أَنْ آخُذَ مِنْ أَلْسِنَتِکُمُ الاْءقْرارَ بِما عَقَّدْتُ لِعَلِی أَمیرِالْمُؤْمِنینَ، وَلِمَنْ جاءَ بَعْدَهُ مِنَ الاْءَئِمَّةِ مِنّی وَمِنْهُ، عَلی ما أَعْلَمْتُکُمْ أَنَّ ذُرِّیتی مِنْ صُلْبِهِ

ای مردم، شما بیش از آن هستید با یک دست و در یک زمان با من دست دهید، و پروردگارم مرا مأمور کرده است که از زبان شما اقرار بگیرم درباره آنچه منعقد نمودم برای علی امیرالمؤمنین و امامانی که بعد از او می‌‏آیند و از نسل من و اویند، چنانکه به شما فهماندم که فرزندان من از صلب اویند.

فَقُولُوا بِأَجْمَعِکُمْ: «إنّا سامِعُونَ مُطیعُونَ راضُونَ مُنْقادُونَ لِما بَلَّغْتَ عَنْ رَبِّنا وَرَبِّکَ فی أَمْرِ إمامِنا عَلِی أَمیرِالْمُؤْمِنینَ وَمَنْ وُلِدَ مِنْ صُلْبِهِ مِنَ الاْءَئِمَّةِ. نُبایعُکَ عَلی ذلِکَ بِقُلُوبِنا وَأَنْفُسِنا وَأَلْسِنَتِنا وَأَیدینا. عَلی ذلِکَ نَحْیی وَعَلَیهِ نَمُوتُ وَعَلَیهِ نُبْعَثُ. وَلا نُغَیرُ وَلا نُبَدِّلُ، وَلا نَشُکُّ وَلا نَجْحَدُ وَلا نَرْتابُ، وَلا نَرْجِعُ عَنِ الْعَهْدِ وَلانَنْقُضُ الْمیثاقَ.

پس همگی چنین بگویید: «ما شنیدیم و اطاعت می‏‌کنیم و راضی هستیم و سر تسلیم فرود می‌‏آوریم درباره آنچه از جانب پروردگار ما و خودت به ما رساندی درباره امر امامتِ اماممان علی امیرالمؤمنین و امامانی که از صلب او به دنیا می‏‌آیند. بر این مطلب با قلب‏‌هایمان و با جانمان و با زبانمان و با دستانمان با تو بیعت می‏‌کنیم.

وَعَظْتَنا بِوَعْظِ اللّه‏ِ فی عَلِی أَمیرِالْمُؤْمِنینَ وَالاْءَئِمَّةِ الَّذینَ ذَکَرْتَ مِنْ ذُرِّیتِکَ مِنْ وُلْدِهِ بَعْدَهُ، الْحَسَنِ وَالْحُسَینِ وَمَنْ نَصَبَهُ اللّه‏ُ بَعْدَهُما.

تو ما را به موعظه الهی نصیحت نمودی درباره علی امیرالمؤمنین و امامانی که گفتی بعد از او از نسل تو و فرزندان اویند، یعنی حسن و حسین و آنان که خداوند بعد از آن دو منصوب نموده است.

مَعاشِرَ النّاسِ، فَبایعُوا اللّه‏ وَبایعُونی وَبایعُوا عَلِیا أمیرَالْمُؤْمِنینَ وَالْحَسَنَ وَالْحُسَینَ وَالاْءَئِمَّةَ مِنْهُمْ فِی الدُّنْیا وَالاْآخِرَةِ کَلِمَةً باقِیةً

ای مردم، با خدا بیعت کنید و با من بیعت نمایید و با علی امیرالمؤمنین و حسن و حسین و امامان از ایشان در دنیا و آخرت، به عنوان امامتی که در نسل ایشان باقی است بیعت کنید.

 

عبارات بالا، فرازهایی از بخش یازدهم خطابه غدیر است، جاییکه پیامبر گرامی اسلام رسما برای أمیرالمومنین و اولاد طاهرینشان بیعت گرفتند

اما سوالی که داریم از احمد و اتباعش اینست که چرا پس برای احمد بیعت نگرفتند؟

یا اینکه می‌گویید که مهدیین سِر بودند و صاحبش آمده و از این سِر پرده برداشته، خب این ادعای شما پوچ است زیرا پیامبر برای احمد حتی یک بیعت هم نگرفته و زمانیکه پیامبر بیاتی نگرفته‌اند ماهیچه وظیفه ای در قبال اینکه اورا بپذیریم نداریم.

 

صددرصد ثابت شد اوصاف امامان شیعه در کلام پیامبر در خطبه غدیر نه تنها سازگاری ندارد با احمد الحسن بصری و ادعاهایش بلکه کاملا درتضاد است، درنتیجه احمد الحسن بصری نمی‌تواند حجتالهی، امام معصوم، ویا مهدی باشد.

 

هشتم: تغییر احکام الهی توسط احمدالحسن بصری

پیامبر گرامی اسلام در مورد احکامی که خودشان کامل توضیح داده اند اینگونه می‌فرمایند که:مَعاشِرَ النّاسِ، وَکُلُّ حَلالٍ دَلَلْتُکُمْ عَلَیهِ وَکُلُّ حَرامٍ نَهَیتُکُمْ عَنْهُ فَاءنّی لَمْأَرْجِعْ عَنْ ذلِکَ وَلَمْ أُبَدِّلْ. أَلا فَاذْکُرُوا ذلِکَ وَاحْفَظُوهُ وَتَواصَوْا بِهِ، وَلا تُبَدِّلُوهُ وَلا تُغَیرُوهُ

ای مردم، هر حلالی که شما را بدان راهنمایی کردم و هر حرامی که شما را از آن نهی نمودم، هرگز از آنها بر نگشته‌‏ام و تغییر نداده‏‌ام. این مطلب را به یاد داشته باشید و آن را حفظ کنید و به یکدیگر سفارش کنید، و آن را تبدیل نکنید و تغییر ندهید.

سفارش رسول خدا اینگونه بود اما احمد الحسن بصری در وضو بدعتی تا به گذاشته که علاوه بر مسح پا تا مچ، قوزک پا را هم مسح می‌کنند که این خلاف احکامیست که پیامبرگرامی اسلام فرموده اند

و تغییر دیگری هم داشته اند که در شهادتین اذان بعد اشهد ان علیا ولی الله، می گویند اشهد أن المهدی و المهدیین من ولدة حجج الله

که به سهولت می‌توان در گروه هایشان دید

خب حالا سوال اینجاست که آیا احمد به حرف رسول خدا مبنی بر عدم تغییر احکام عمل کرده؟؟؟

 

امیدوارم از این مقاله طولانی کمال استفاده رو کرده باشید و برای شما اثبات شده که تناقض بین احمد الحسن بصری با کلام پیامبر بسیار زیاد است و اصلا نمی‌تواند احمد الحسن بصری حجت خدا باشد

 

 

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا