مقالات

حدیث لوح

بررسی ادعای مدعیان در حدیث لوح

حدیث لوح

حدیث لوحِ حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)، از احادیث منقول از پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله وسلم) برای اثبات امامت ائمه دوازده‌گانه شیعه است.

این حدیث با توجه به مقبولیت سند و فراوانی نقل آن در منابع مختلف، جایگاه ویژه‌ای در اثبات امامت و خلافت ائمه شیعه دارد. ویژگی این حدیث، ذکر نام همه جانشینان رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)، از امام اول ، آقا امیرالمومنین (علیه السلام) تا امام دوازدهم ، امام مهدی(علیه السلام) است.

مشهورترین نقل این حدیث، از صحابی معروف، جابر بن عبدالله انصاری است. لوحی که حدیث بر روی آن نوشته شده، لوحی است که خداوند به پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به عنوان هدیه برای تولد امام حسین(علیه السلام) اهدا نموده و پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) برای شاد شدن حضرت زهرا(سلام الله علیها) به ایشان بخشید. حدیث لوح در روایات گوناگون و با الفاظی مختلف، به صورت مبسوط یا مختصر نقل شده است.

نوشته های مشابه

شرح ماجرای حدیث لوح

حدیث لوح مشهور که از طریق جابر بن عبدالله انصاری نقل شده، چنین است: امام صادق(علیه السلام) نقل می‌کند که روزی پدرم از جابر بن عبدالله انصاری خواست ماجرای مشاهده لوحی که در دست جده‌اش حضرت فاطمه(سلام الله علیها) بود، و مطالب مکتوب در لوح را برای او بازگو کند. جابر گفت: روزی در ایام حیات رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) مادرت فاطمه(سلام الله علیها) را ملاقات کردم تا ولادت حسین(علیه السلام) را به او تبریک بگویم که در دستان آن بانوی بزرگ، لوح سبز رنگی دیدم که گمان کردم زمرّد است؛ در آن لوح، کتاب سفیدی را که به درخشندگی خورشید بود مشاهده کردم. به آن حضرت عرض کردم: پدر و مادرم فدای تو باد! این لوح چیست؟ فاطمه(سلام الله علیها) فرمود: «این لوحی است که خداوند ـ عزوجل ـ آن را به رسولش محمد مصطفی(صلی الله علیه و آله و سلم) اهدا نمود. در این لوح نام پدر و همسر و فرزندانم و نام اوصیا و امامانی که از نسل فرزندانم هستند ذکر شده است. پدرم رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) آن را به من بخشیده است تا با نگاه کردن به آن دلم شاد شود». سپس مادرت فاطمه(سلام الله علیها) آن لوح را در اختیار من قرار داد. من آنچه در لوح نوشته شده بود خواندم و نسخه‌ای از روی آن نوشتم. جابر صحیفه‌ای از پوست نازک آورد، آن را گشود و به رؤیت پدرم رسانید. پدرم به جابر فرمود: جابر! حال به صحیفه‌ای که در نزد توست بنگر تا برای تو از حفظ بخوانم. جابر به نسخه‌ای که در دستش بود، نگریست و پدرم تمام مطالب صحیفه را از حفظ برای جابر خواند. سوگند به خدا حرفی از کلام امام با حرفی از صحیفه‌ای که در دست جابر بود مخالف نبود. پس از آنکه قرائت امام به پایان رسید جابر گفت: خدای بزرگ را شاهد می‌گیرم که آنچه در صحیفه نزد فاطمه(سلام الله علیها) دیدم همین بود که شما خواندید.(متن کامل حدیث لوح را انتهای مقاله خواهیم آورد)

 

 

 

بررسی ادعای مدعیان دروغین در باب حدیث لوح

فرقه ی احمد اسماعیل بصری در راستای عقاید خود به یک بیان از حدیث لوح چنگ می زنند که در آن بیان ، اینگونه نقل شده که جابر ابن عبدالله انصاری نقل می کند: لوحی در دستان حضرت زهرا (سلام الله علیها) بود که در آن اسم های اوصیا از اولاد ایشان که تعدادشان دوازده نفر بودند و آخرینشان قیام کننده بود .که سه نفرشان محمد و سه نفرشان علی نام داشتند

((جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْأَنْصَارِيِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى  فَاطِمَةَ عَلَيْهَا اَلسَّلاَمُ وَ بَيْنَ يَدَيْهَا لَوْحٌ فِيهِ أَسْمَاءُ اَلْأَوْصِيَاءِ مِنْ وُلْدِهَا فَعَدَدْتُ اِثْنَيْ عَشَرَ آخِرُهُمُ  اَلْقَائِمُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ ثَلاَثَةٌ مِنْهُمْ  مُحَمَّدٌ وَ ثَلاَثَةٌ مِنْهُمْ  عَلِيٌّ))[1]

بر اساس این روایت اینگونه استناد می کنند که دوازده نفر از اولاد حضرت زهرا (سلام الله علیها) همراه با امیر المومنین (علیه السلام) می شود سیزده امام و ادامه روایت که می گوید سه نفرشان محمد و سه نفرشان علی مزید بر علت شده زیرا سه امام شیعیان که نامشان محمد باشد امام باقر (علیه السلام)، امام جواد (علیه السلام) و آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می باشند و سه امامی که نام مبارکشان علی است از فرزندان حضرت زهرا (سلام الله علیها) ، امام سجاد(علیه السلام) ، امام رضا (علیه السلام) و امام هادی (علیه السلام) می باشند.

بنابراین سیزده امام داریم و احمد الحسن امام سیزدهم است

و اما پاسخ

ابتدا باید بدانیم که در کتب شیعه حدیث لوح به چهار نوع بیان شده

نوع اول : که راوی آن ابوسفاتج است (که قول صحیح تر هم همین روایت است) می فرمایند :اوصیا دوازده نفر هستند اولینشان آقا امیرالمومنین (علیه السلام) است و یازده نفر از اولاد حضرت زهرا (سلام الله علیها) هستند که آخرینشان قیام کننده است که سه بزرگوار نامشان محمد و چهار بزرگوار نامشان علی است.

… عن أَبِي السَّفَاتِجِ عَنْ جَابِرٍ الْجُعْفِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْبَاقِرِ ع عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ قُدَّامَهَا لَوْحٌ يَكَادُ ضَوْؤُهُ يَغْشَى الْأَبْصَارَ وَ فِيهِ اثْنَا عَشَرَ اسْماً ثَلَاثَةٌ فِي ظَاهِرِهِ وَ ثَلَاثَةٌ فِي بَاطِنِهِ وَ ثَلَاثَةُ أَسْمَاءَ فِي آخِرِهِ وَ ثَلَاثَةُ أَسْمَاءَ فِي طَرَفِهِ فَعَدَدْتُهَا فَإِذَا هِيَ اثْنَا عَشَرَ قُلْتُ أَسْمَاءُ مَنْ هَؤُلَاءِ قَالَتْ هَذِهِ أَسْمَاءُ الْأَوْصِيَاءِ أَوَّلُهُمْ ابْنُ عَمِّي وَ أَحَدَ عَشَرَ مِنْ وُلْدِي آخِرُهُمْ الْقَائِمُ قَالَ جَابِرٌ فَرَأَيْتُ فِيهِ مُحَمَّداً مُحَمَّداً مُحَمَّداً فِي ثَلَاثَةِ مَوَاضِعَ وَ عَلِيّاً عَلِيّاً عَلِيّاً عَلِيّاً فِي أَرْبَعَةِ مَوَاضِعَ.[2]

نوع دوم: که راوی آن ابی جارود است ، بیان میکند که اوصیا دوازده نفر هستند بدون آنکه اشاره کنند چند نفر از اولاد حضرت زهرا (سلام الله علیها) که سه بزرگوار نامشان محمد و چهار بزرگوار نامشان علی می باشد.

الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي الْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى فَاطِمَةَ ع وَ بَيْنَ يَدَيْهَا لَوْحٌ فِيهِ أَسْمَاءُ الْأَوْصِيَاءِ فَعَدَدْتُ اثْنَيْ عَشَرَ آخِرُهُمُ الْقَائِمُ ثَلَاثَةٌ مِنْهُمْ مُحَمَّدٌ وَ أَرْبَعَةٌ مِنْهُمْ عَلِيٌّ[3]

نوع سوم: که راوی آن ابی جارود است بیان می کند که اوصیاء دوازده نفرند از اولاد حضرت زهرا سلام الله علیها که نام سه نفرشان محمد و نام چهار نفرشان علی بوده (که به علاوه امام علی علیه السلام می شوند 13 تا)

«لَوْحٌ فِیهِ اسْمَاءُ الاوْصِیَاءِ مِنْ وُلْدِهَا فَعَدَدْتُ اثْنَيْ عَشَرَ آخِرُهُمُ الْقَائِمُ ثَلاثَه مِنْهُمْ مُحَمَّد وَ ارْبَعَهٌ منْهُمْ عَلِيٌ صَلوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ اجْمَعِینَ»[4]

نوع چهارم : که راوی آن ابی جارود است و دقیقا همان روایتی است که از آن استفاده می کنند

خب ما اگر نتوانیم از میان این نسخه های مختلف، نسخه صحیح را بیابیم همه این نسخه ها نسبت به مورد اتفاق یعنی اصل دوازده وصی حجتند اما نسبت به مورد اختلاف یعنی اینکه همه این اوصیاء از فرزندان حضرت فاطمه علیها السلام هستند یا اینکه سه نفرشان علی نام داشته اند از حجیت می افتند و البته نمی توان یک نسخه را به دلخواه خود انتخاب کرده و بقیه را کنار گذاشت.

اما در اینجا نسخه صحیح قابل تشخیص است: زیرا نسخه اول و دوم مخالفتی با هم در تعداد اوصیاء و سه محمد و چهار علی ندارند و فقط نسخه اول تذکر می دهد اوصیاء از فرزندان حضرت زهرا 11 نفرند که این همان عقیده شیعه است.

و اما نسخه سوم هم که می گوید اوصیاء 12 نفر از اولاد حضرت زهرا علیها السلام بودند این را هم گفته که چهار نفر از آنان علی نام داشتند در حالیکه در میان فرزندان حضرت زهرا علیها السلام فقط سه نفر به نام علی هستند، لذا تنها راهی که برای درست شدن مضمون روایت وجود دارد اینست که بگوییم حضرت علی علیه السلام هم جزو همان اوصیاء دوازده گانه می باشند که چون غالب آنها یعنی 11 نفرشان از فرزندان حضرت زهرا علیها السلام بوده اند از باب تغلیب، همه جزء فرزندان ایشان معرفی شده اند .

همچنانکه در روایتی، حضرت پیامبر امام علی علیه السلام را از باب تغلیب جزء فرزندان خود دانسته و فرموده اند: بعد از من امامانی از نسل من می باشند به تعداد نقباء بنی اسرائیل که اولینشان علی بن ابی طالب است:

… يَكُونُ بَعْدِي أَئِمَّةٌ مِنْ ذُرِّيَّتِي قَوَّامُونَ بِالْقِسْطِ كَعَدَدِ نُقَبَاءِ بَنِي إِسْرَائِيلَ أَوَّلُهُمْ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ فَهُوَ الْإِمَامُ وَ الْخَلِيفَةُ بَعْدِي وَ تِسْعَةٌ مِنَ الْأَئِمَّةِ مِنْ صُلْبِ هَذَا وَ وَضَعَ يَدَهُ عَلَى صَدْرِي وَ الْقَائِمُ تَاسِعُهُمْ يَقُومُ بِالدِّينِ فِي آخِرِ الزَّمَانِ[5]

لذا با این بررسی متوجه می شویم نسخه چهارم دچار تصحیف شده و چهار علی را اشتباهاً سه علی بیان کرده، و آنچه حجت می باشد همان متن سه نسخه اول است.

غیر از اینکه هر سه بزرگوارِ ناقل این نسخه (یعنی شیخ کلینی و شیخ صدوق و شیخ طوسی)، آن را درباب حصر عدد ائمه در 12 آورده و در این راستا به آن استدلال کرده اند که توجه به این نکته، رخداد تصحیف را در آن قطعی می کند.

همچنین شیخ طوسی روایت دیگری از لوح جابر نقل می کند که در آن تصریح شده نام امام علی علیه السلام هم در میان آن لوح بوده و آخرین وصی، فرزند امام حسن عسکری علیه السلام می باشد.

و اینها همه در کنار روایات فراوانی است که عدد ائمه و اوصیاء را دوازده نفر می داند و بطلان نسخه چهارم را آشکار می نماید.

اما طرفداران این جریان با بستن چشم خود بر همه آنچه گفته شد، بدون هیچ دلیلی نسخه چهارم را انتخاب نموده و می گوید: ضمیر «ثلاثه منهم علی» به فرزندان حضرت زهرا می خورد لذا طبق حدیث لوح، تعداد اوصیاء از فرزندان حضرت زهرا 12 نفر می باشند که سه نفرشان علی نام دارند، و با خود امام علی علیه السلام  می شوند 13 نفر و من همان سیزدهمین هستم.

نکته دوم اینجاست که راوی نسخه های دوم ، سوم و چهارم یک نفر به نام ابوالجارود است یعنی او در دو نسخه گفته چهار نفر از اوصیاء علی نام داشته اند و در یک نسخه گفته سه نفر، و دو نقل بر یک نقل برتری دارد.

نکته سوم : ابو الجارود رئیس فرقه زیدیه است که نزد شیعه اعتباری ندارد، و احتمال دارد که چون قائل به امامت زید بوده، نسخه را طوری نقل کرده که زید هم جزء اوصیاء پیامبر تلقی شود.

نکته چهارم : در نسخه های سوم و چهارم این جابر است که می گوید لوح درباره نام اوصیاء از فرزندان حضرت زهرا علیها السلام بوده که 12 نفر بودند، اما در نسخه اول این حضرت زهرا هستند که می گویند لوح درباره همه اوصیاء است که 11 نفر از فرزندان منند، و معلوم است که بین برداشت جابر و تصریح خود حضرت، کدام صحیح می باشد.

نکته پنجم : با فرض صحیح بودن نوع چهارم حدیث لوح صحیح باشد به درد فرقه ی احمد الحسن نمی خورد زیرا این روایت امامت 13 امام را اثبات می کند نه 24 امام یا 12 امام و 12 مهدی (طبق حدیث وصیت که مبنای فکری این جریان است 12امام و 12 وصی دارند)

نکته ششم : خود احمد الحسن بصری کتابی دارد به نام فتنه گوساله[6] حدیثی از پیامبر نقل می کند که در آخر آن حدیث به اینجا می رسد که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند : چگونه هلاک گردد امتی که من و دوازده نفر از فرزندانم که همه از نیک بختان و خردمندان هستند سر آغاز ایشانیم

که خود احمد الحسن در ادامه اینگونه می نویسد که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) ، امیر المومنین

(علیه السلام) را نیز از فرزندان خود می شمارد و این از روست که خود ایشان علی (علیه السلام) را تربیت نموده و بزرگ کردند. در نتیجه امیرالمومنین را میتوان فرزند رسول الله خطاب نمود

اما جالب اینجاست که در چاپ های بعدی این کتاب این قسمت را حذف می کنند. [7]

خب افرادیکه به کتب خودشان رحم نمی کنند، چگونه می توان اطمینان داشت که به دین و دنیای مردم رحم کنند؟

 

و اما متن کامل حدیث لوح که ابتدای مقاله قولش را داده بودیم:

بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

هَذَا کتَابٌ مِنَ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکیمِ*- لِمُحَمَّدٍ نَبِیهِ وَ نُورِهِ وَ سَفِیرِهِ وَ حِجَابِهِ وَ دَلِیلِهِ نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ مِنْ عِنْدِ رَبِّ الْعَالَمِینَ عَظِّمْ یا مُحَمَّدُ أَسْمَائِی وَ اشْکرْ نَعْمَائِی وَ لَا تَجْحَدْ آلَائِی إِنِّی أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا قَاصِمُ الْجَبَّارِینَ وَ مُدِیلُ الْمَظْلُومِینَ وَ دَیانُ الدِّینِ إِنِّی أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَمَنْ رَجَا غَیرَ فَضْلِی أَوْ خَافَ غَیرَ عَدْلِی عَذَّبْتُهُ عَذاباً لا أُعَذِّبُهُ أَحَداً مِنَ الْعالَمِینَ فَإِیای فَاعْبُدْ وَ عَلَی فَتَوَکلْ إِنِّی لَمْ أَبْعَثْ نَبِیاً فَأُکمِلَتْ أَیامُهُ وَ انْقَضَتْ مُدَّتُهُ إِلَّا جَعَلْتُ لَهُ وَصِیاً وَ إِنِّی فَضَّلْتُک عَلَی الْأَنْبِیاءِ وَ فَضَّلْتُ وَصِیک عَلَی الْأَوْصِیاءِ وَ أَکرَمْتُک بِشِبْلَیک وَ سِبْطَیک حَسَنٍ وَ حُسَینٍ فَجَعَلْتُ حَسَناً مَعْدِنَ عِلْمِی-بَعْدَ انْقِضَاءِ مُدَّةِ أَبِیهِ وَ جَعَلْتُ حُسَیناً خَازِنَ وَحْیی وَ أَکرَمْتُهُ بِالشَّهَادَةِ وَ خَتَمْتُ لَهُ بِالسَّعَادَةِ فَهُوَ أَفْضَلُ مَنِ اسْتُشْهِدَ وَ أَرْفَعُ الشُّهَدَاءِ دَرَجَةً جَعَلْتُ کلِمَتِی التَّامَّةَ مَعَهُ وَ حُجَّتِی الْبَالِغَةَ عِنْدَهُ بِعِتْرَتِهِ أُثِیبُ وَ أُعَاقِبُ أَوَّلُهُمْ عَلِی سَیدُ الْعَابِدِینَ وَ زَینُ أَوْلِیائِی الْمَاضِینَ وَ ابْنُهُ شِبْهُ جَدِّهِ الْمَحْمُودِ مُحَمَّدٌ الْبَاقِرُ عِلْمِی وَ الْمَعْدِنُ لِحِکمَتِی سَیهْلِک الْمُرْتَابُونَ فِی جَعْفَرٍ الرَّادُّ عَلَیهِ کالرَّادِّ عَلَی حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّی لَأُکرِمَنَّ مَثْوَی جَعْفَرٍ وَ لَأَسُرَّنَّهُ فِی أَشْیاعِهِ وَ أَنْصَارِهِ وَ أَوْلِیائِهِ أُتِیحَتْ بَعْدَهُ مُوسَی فِتْنَةٌ عَمْیاءُ حِنْدِسٌ- لِأَنَّ خَیطَ فَرْضِی لَا ینْقَطِعُ وَ حُجَّتِی لَا تَخْفَی وَ أَنَّ أَوْلِیائِی یسْقَوْنَ بِالْکأْسِ الْأَوْفَی مَنْ جَحَدَ وَاحِداً مِنْهُمْ فَقَدْ جَحَدَ نِعْمَتِی وَ مَنْ غَیرَ آیةً مِنْ کتَابِی فَقَدِ افْتَرَی عَلَی وَیلٌ لِلْمُفْتَرِینَ الْجَاحِدِینَ عِنْدَ انْقِضَاءِ مُدَّةِ مُوسَی عَبْدِی وَ حَبِیبِی وَ خِیرَتِی فِی عَلِی وَلِیی وَ نَاصِرِی وَ مَنْ أَضَعُ عَلَیهِ أَعْبَاءَ النُّبُوَّةِ وَ أَمْتَحِنُهُ بِالاضْطِلَاعِ بِهَا یقْتُلُهُ عِفْرِیتٌ مُسْتَکبِرٌ یدْفَنُ فِی الْمَدِینَةِ الَّتِی بَنَاهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ- إِلَی جَنْبِ شَرِّ خَلْقِی حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّی لَأَسُرَّنَّهُ بِمُحَمَّدٍ ابْنِهِ وَ خَلِیفَتِهِ مِنْ بَعْدِهِ وَ وَارِثِ عِلْمِهِ فَهُوَ مَعْدِنُ عِلْمِی وَ مَوْضِعُ سِرِّی وَ حُجَّتِی عَلَی خَلْقِی لَا یؤْمِنُ عَبْدٌ بِهِ إِلَّا جَعَلْتُ الْجَنَّةَ مَثْوَاهُ وَ شَفَّعْتُهُ فِی سَبْعِینَ مِنْ أَهْلِ بَیتِهِ کلُّهُمْ قَدِ اسْتَوْجَبُوا النَّارَ وَ أَخْتِمُ بِالسَّعَادَةِ لِابْنِهِ عَلِی وَلِیی وَ نَاصِرِی وَ الشَّاهِدِ فِی خَلْقِی وَ أَمِینِی عَلَی وَحْیی أُخْرِجُ مِنْهُ الدَّاعِی إِلَی سَبِیلِی وَ الْخَازِنَ لِعِلْمِی الْحَسَنَ وَ أُکمِلُ ذَلِک بِابْنِهِ محمد رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ عَلَیهِ کمَالُ مُوسَی وَ بَهَاءُ عِیسَی وَ صَبْرُ أَیوبَ فَیذَلُّ أَوْلِیائِی فِی زَمَانِهِ وَ تُتَهَادَی رُءُوسُهُمْ کمَا تُتَهَادَی رُءُوسُ التُّرْک وَ الدَّیلَمِ فَیقْتَلُونَ وَ یحْرَقُونَ وَ یکونُونَ خَائِفِینَ مَرْعُوبِینَ وَجِلِینَ تُصْبَغُ الْأَرْضُ بِدِمَائِهِمْ وَ یفْشُو الْوَیلُ وَ الرَّنَّةُ فِی نِسَائِهِمْ أُولَئِک أَوْلِیائِی حَقّاً بِهِمْ أَدْفَعُ کلَّ فِتْنَةٍ عَمْیاءَ حِنْدِسٍ وَ بِهِمْ أَکشِفُ الزَّلَازِلَ وَ أَدْفَعُ الْآصَارَ وَ الْأَغْلَالَ أُولئِک عَلَیهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِک هُمُ الْمُهْتَدُونَ.»

 

بسم اللّه الرحمن الرحیم

این کتابی است از سوی خداوند شکست ناپذیر و حکیم به محمد نور و فرستاده خدا و حجاب، دلیل و آیت او در زمین. این نوشته توسط جبرئیل امین از جانب رب العالمین آورده شد.‌ای محمد نام‌هایم را بزرگ شمار و نعمت‌هایم را شکرگزار باش، هرگز نشانه‌هایم را انکار نکن. من پروردگار و معبود جهانیانم و جز من خدایی نیست؛ درهم‌کوبنده جباران و دولت‌بخش مظلومان، و حسابرس روز جزا. من همان الله و معبود شمایم که جز من خدایی نیست. هر که به فضل کسی جز من امیدوار باشد یا از چیزی جز عدل من خوف داشته باشد، او را به عذابی سخت گرفتار خواهم ساخت که احدی از جهانیان آن را نچشیده است. پس فقط مرا پرستش کن و بر من توکّل نما. من هیچ رسولی را مبعوث نکردم و رسالت او را تکمیل ننمودم و دوران تبلیغ و رسالت او را به پایان نرساندم مگر اینکه برای او وصی و جانشینی قرار دادم. [ای محمد(ص لی الله علیه و آله و سلم)] تو را بر تمام پیامبران برتری بخشیدم؛ وصی تو را نیز بر تمام اوصیا برتری دادم. سپس تو را به وجود دو فرزندت: حسن و حسین گرامی داشتم. بعد از پایان دوره [حیات و امامت] پدرش [علی(علیه السلام)] حسن را معدن علم خود و حسین را نگهبان و حافظ وحی خود قرار دادم؛ نعمت شهادت را به حسین بخشیدم و او را بدین سبب گرامی داشتم و برای او سعادت خواستم. حسین با فضیلت‌ترین کسی است که شهید گشت و در بین شهیدان بالاترین درجه و مقام را داراست؛ امامت و توحید تمام و کمال را با او همراه کردم، حجت بالغه خود را نزد او قرار دادم؛ بر اساس اهل بیت و عترت او پاداش می‌دهم و طالحان و بدکاران را به سزای اعمال خوش می‌رسانم. اولین فرزند و عترت او، علی [بن الحسین] سرور پرستندگان و زینت دوستان من است. پس از او فرزندش که شبیه و همنام جدش است محمد، شکافنده علم الهی و معدن حکمت اوست. بزودی تردید کنندگان [در حقانیت] جعفربن محمد هلاک خواهند شد؛ هرکس او را رد کند گویی مرا رد کرده است. سخن حق از من است: سوگند می‌خورم که جایگاه جعفر بن محمد [و هر آن که بر او ایمان آورد] را گرامی بدارم؛ محبت و عشق به او را در دل دوستان، شیعیان، پیروان و یارانش قرار خواهم داد، سپس فتنه کور و سیاه گمنامی و تقیه را از برابر امام موسی کنار خواهم زد؛ چرا که سیر فرمان و اطاعت الهی هرگز منقطع نخواهد شد و حجت و دلیل من از دید مردم پنهان نخواهد ماند و دوستانم هرگز تیره بخت نخواهند گردید. اگر کسی یکی از حُجج مرا انکار کند، نعمتی را که داده‌ام انکار نموده است و هر که آیه‌ای از کتابم را تغییر دهد بر من تهمت بسته است. وای بر افترا زنندگانِ انکارگر، آن زمان که دوران امامت بنده و دوست و برگزیده‌ام موسی [بن جعفر(علیه السلام)] به پایان رسد. آگاه باشید! هر که هشتمین حجت مرا دروغ شمارد، گوئی همه اولیای مرا انکار نموده است. علی [بن موسی(علیه السلام)] دوست و یاور من [و رهبر شما] است و من ثِقل علم و عصمت و صفات نبوت را در او قرار می‌دهم؛ توان او را در پاسداری از آن می‌آزمایم؛ عفریت ستمگر و متکبر او را می‌کشد و در شهری که عبد صالح (ذوالقرنین) ساخت در کنار بدترین بندگانم (هارون الرشید) دفن می‌شود. دیدگان هشتمین امام را با تولد فرزندش محمد و خلیفه و جانشین پس از او روشنی بخشم. محمد [بن علی بن موسی الرضا(علیه السلام)] وارث علم و دانش من و معدن حکمت و جایگاه راز من و حجّت من بر بندگانم است. هرکس به او ایمان داشته باشد بهشت جایگاه اوست و او را شفیع هفتاد نفر از افراد خانواده [منسوبان او] که جهنم بر آنان واجب شد قرار می‌دهم. [پس از او] فرزندش علی [بن محمدبن علی بن موسی الرضا(علیه السلام)] دوست و یاورم را سعادتمند کردم؛ او امانت دار وحی من خواهد بود؛ از صُلب او، حسن [بن علی بن محمد] را بر خواهم آورد که دعوت کننده مردم به راه خدا و نگاهبان علم الهی است. آنگاه [پس از او] حجت خویش را با آمدن فرزندش محمد که رحمت برای جهانیان است تکمیل خواهم نمود. قدرت و کمال موسوی، عظمت و نور عیسوی و صبر ایوب همه را در او می‌بینید؛ او در زمانی خواهد آمد که دوستان من خوار شده و چون مغولان و دیلمیان مشرک، سرافکنده گشته و به آتش کشیده می‌شوند، سرهای آنان به عنوان هدیه به اطراف و اکناف فرستاده می‌شود و ترسان و لرزان می‌شوند، زمین از خون آنان رنگین می‌شود و هلاکت و فریاد و شیون در بین زنانشان همه گیر می‌شود. آنان بحقیقت حجّت و اولیای من در زمین خواهند بود. به واسطه اینان هر فتنه کور و سیاه و زلزله را از خلق دور خواهم ساخت و با آنها حرکتهای ظریف و پنهان [معاندان دین الهی] کشف می‌شود و قید و بندها و زنجیرهای بندگی از دوش خلق برداشته می‌شود. صلوات و رحمت خداوند بر آنان باد! اینان همان هدایت یافتگانند»

 

1_اصول کافی ج1 ص532 ، روضه الواعظین ج2 ص261 ، اثبات الهدی بالنصوص و المعجزات ج 2 ص30 ، الغیبة طوسی ج1 ص139

2_عیون الاخبار الرضا علیه السلام ج 1 ص 46 ، وسائل الشیعه ج1 ص245 ، إعلام الورى بأعلام الهدى ص 386

1_عیون الاخبار الرضا علیه السلام ج 1 ص47

2_الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد ج2 ص346 ، تقریب المعارف ج 1 ص421 ، من لایحضر الفقیه ج4 ص180 ، بحارالانوار ج36 ص201

[5] كفاية الأثر في النص على الأئمة الإثني عشر / 173 / باب ما روي عن الحسين بن علي علیهما السلام عن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم في النصوص على الأئمة الاثني عشر صلوات الله عليهم أجمعين

1_ فتنه گوساله ،چاپ اول  ج 1 ص 123

[7] _فتنه گوساله، چاپ دوم ج 1 ص123

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا