مقالاتنقدها

حدیث اولهم من البصره

بررسی حدیث اولهم من البصره از امیرالمومنین علیه السلام

بررسی حدیث اولهم من البصره

بخش اول

یمانیون با تمسک به روایاتی قصد دارند تا احمدالحسن را به عنوان یار امام عصر (علیه السلام) از بصره جلوه داده و به این وسیله مُهر تاییدی ‏بر احمدبصری و فرقه او نهاده و موجبات عوام فریبی مردم را فراهم آورند.‏

ما در چند بخش ادعای آنان را از زوایای مختلف مورد بررسی قرار می‌دهیم وپایه‌های این استدلال را از نظر می‌گذرانیم.‏
روایت اول:

نوشته های مشابه

فيما ذكره أبو صالح السليلي في كتاب الفتن من عدد رجال المهدي عليه السلام بذكر بلادهم فقال : حدثنا الحسن بن علي المالكي ، ‏قال : حدثنا أبو النضر عن ابن حميد الرافعي ، قال : حدثنا محمد بن الهيثم البصري ، قال : حدثنا سليمان بن عثمان النخعي ، قال ‌‏: حدثنا سعيد بن طارق عن سلمة بن أنس عن الإصبع بن نباتة ، قال :‏ خطب أمير المؤمنين علي عليه السلام خطبة ، فذكر المهدي وخروج من يخرج معه وأسماءهم ، فقال له أبو خالد الكلبي: صفه لنا ‏يا أمير المؤمنين ، فقال علي عليه السلام : ( ألا إنه أشبه الناس خلقا وخلقا وحسنا برسول الله صلى الله عليه وآله وسلم ، ألا أدلكم ‏على رجاله وعددهم ؟ قلنا : بلى يا أمير المؤمنين ، قال : سمعت رسول الله صلى الله عليه وآله ، قال : (أولهم من البصرة ، وآخرهم ‏من اليمامة) وجعل علي عليه السلام يعدد رجال المهدي ، والناس يكتبون ، فقال : رجلان من البصرة . . . .‏ (الملاحم والفتن ص288‏)

ترجمه:‏
اصبغ بن نباته می گوید: امیرالمومنین خطبه‌ای خواند و یادی از مهدی و یارانش نمود، سپس ابوخالد کلبی گفت: او را برای ما ‏توصیف نما یا امیرالمومنین. حضرتش فرمودند: آگاه باشید که او شبیه ترین مردم است به رسول خدا (صلوات الله علیه وآله) از ‏نظر خَلق و خُلق و حُسن. آیا دلالت کنم شما را به یاران او عدد آنها؟ گفتیم: بله ای امیر مومنان. حضرت فرمودند: شنیدم رسول خدا (صلوات الله علیه وآله) فرمودند: (اولین آنها از بصره است ‏وآخرین آنها از یمامه) حضرت علی اصحاب مهدی را می‌شمرد ومردم می‌نوشتند. سپس حضرت فرمودند: دو نفر از بصره . . . ‏

بررسی:‏

1- مرحوم سید بن طاووس این حدیث را از کتاب فتن سلیلی نقل نموده و سلیلی از جماعت اهل سنت می‌باشد. راویان حدیث ‏هم از اهل سنت بوده و ذکری از اغلب آنها در کتب رجال نیست.‏ مرحوم سید بن طاووس در مورد کتاب الفتن سلیلی و نقل احادیث از آن می گوید: (و درك ما تضمّنته على الرواة، و أنا بري‌ء من خطره)

ترجمه:
و درستی آنچه متضمن است [ودر این کتاب است] بر روات آن است، و من مسئولیت آن را نمی‌پذیرم
پس با این اوصاف این حدیث قابلیت استدلال نداشته و نمی‌توان از آن بهره جست.

البته بارها و بارها ثابت نموده‌ایم که عزیزان انصار عنایت خاصی به روایات اهل سنت داشته و پایه‌های بعضی از استدلالات آنها ‏هم بر همین احادیث اهل سنت مبتنی است.‏

2- مضافاً اینکه امام صادق (صلوات الله علیه) در حدیثی خطاب به عده‌ای از اهل کوفه فرمودند:‏
أنصارنا غيركم ما يقوم مع قائمنا من أهل الكوفة إلا خمسون رجلا ، و ما من بلدة إلا و معه منهم طائفة إلا أهل البصرة فإنه لا ‏يخرج معه منهم إنسان.

شرح الاخبار ج3ص366  و بحارالانوار ج52 ص307 ‏ با کمی تفاوت.

ترجمه:‏
یاران ما غیر از شما هستند، با قائم ما قیام نمی‌کند از اهل کوفه الا پنجاه نفر، و سرزمینی نیست مگر طائفه‌ای از آنها با قائم ‏هستند الا اهل بصره، همانا از آنان کسی همراه قائم خارج نمی‌شود. ‏

همانطور که ملاحظه فرمودید امام صادق (صلوات الله علیه) با صراحت کامل فرمودند: (إلا أهل البصرة فإنه لا يخرج معه منهم إنسان)

یعنی در بین همه اصحاب امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) حتی یک نفر هم از بصره وجود ندارد.
3- اگر از اشکالات قبلی صرف نظر نماییم، باز هم حدیث مورد گفتگو هیچ ارتباطی با احمدالحسن پیدا نمی‌کند زیرا امیرمومنان ‏علی (صلوات الله علیه) در ضمن خطبه‌ای ــــ که منسوب به حضرت می‌باشد ــــ نام آن دو فرد را ذکر کرده‌اند.

به روایت زیر ‏در کتاب (بشارة الاسلام) دقت فرمایید:‏

‏(الا و أن اولهم من البصرة وآخرهم من الابدال، فاما الذین من البصرة فعل ومحارب) بشارة الاسلام ص298

ترجمه:‏
آگاه باشید که اولین آنها از بصره و آخرینشان از ابدال است، و اما کسانی که از بصره‌اند علی و محارب هستند.‏
بنابراین اسم احمدالحسن در بین این دو نفر نیست و به همین دلیل هم وقتی احمدالحسن در کتاب متشابهات به این حدیث استناد ‏می‌کند اشاره‌ای به اسم (علی و محارب) نمی‌کند و به جای آن سه نقطه می‌گذارد.

آیا این کار چیزی جز غرض ورزی و عوام فریبی می‌تواند ‏باشد؟

آیا واقعا اینگونه استدلالها منطقی به نظر می رسد؟

4- مضافاً اینکه صاحب کتاب (بشارة الاسلام) در ابتدای حدیث فوق می‌گوید:
(ومما ینسب الی امیرالمومنین/و از آن چیزهایی که به ‏امیرالمومنین نسبت داده‌اند) که این عبارت اشاره به عدم سندیت خطبه دارد و در انتهای خطبه هم تصریح می‌کند که مستندی برای ‏این خطبه وجود ندارد و می‌گوید:‏

ان هذه الروایة لا تعارض الروایة السابقة الواردة عن الصادق (ع) لعدم الوقوف علی مستند لها.‏

ترجمه: ‏
این روایت با روایت سابق که از امام صادق (ع) بود معارضه ندارد به خاطر اینکه آگاهی بر مستند این روایت نداریم.‏
و همچنین در ص 110 می گوید: (انا لم نعثر علی مستند صحیح لهذه الخطبة المسماة بالبیان ولم یثبتها احد من المحدثین کالشیخ الکلینی والطوسی ونظائرهم، وعدم ذکر المجلسی لها توهین لها لاحاطته بالاخبار ویبعد عدم اطلاعه علیها مع انها غیر بلیغة کثیرة التکرار غیر بینة الالفاظ)

ترجمه:
ما بر مستند صحیحی برای این خطبه که نامش البیان است دست نیافتیم و احدی از محدثین مثل شیخ کلینی وشیخ طوسی ونظائر آنها این خطبه را ثبت نکرده اند وعدم ذکر این خطبه توسط علامه مجلسی نشان از بی اعتباری خطبه دارد و بعید است که علامه مجلسی اطلاع از این خطبه نداشته باشد، علاوه اینکه این خطبه غیر بلیغ بوده و تکرار زیاد دارد و الفاظ غیر آشکار [و مبهمی] دارد. آری عزیزان، احمدالحسن در استدلال خود به حدیثی اشاره می‌نماید که سندی ندارد و آن حدیث بی سند را هم تقطیع می‌نماید ‏و نام (علی و محارب) را به سه نقطه تبدیل می‌کند.‏

آیا به نظر شما این فرد می‌تواند (یمانی مذکور در روایات) باشد؟

‏5- از دو حدیث فوق ــــ وهمچنین قرائن روایی دیگر ــــ فهمیده می‌شود که کلمه (اوّل) همیشه دلالت بر یک نفر یا یک چیز نمی‌کند، لذا ‏استدلال به عبارت (اول المومنین) در حدیث وصیت واتحاد آن با یمانی به عنوان اولین کسی که همراه امام خواهد بود، استدلالی ‏بی اساس می‌باشد.‏ البته استدلال انصار بر یکسانی یمانی با اول المومنین، اشکالات دیگری هم دارد که در آینده از آن سخن می‌گوییم ان شاء الله .

6-  بر اساس روایت اول، حضرت می‌فرمایند: (رجلان من البصرة/دو نفر از بصره): بنابراین ادعای اینکه اسامی (علی ومحارب) در روایت دوم بر یک نفر دلالت کرده ومحارب به عنوان صفتی برای اسم علی می‌باشد، ادعایی ‏مضحک وبی اساس می‌باشد.‏ مضافاً اینکه ظهور روایت دوم با صرف نظر از روایت اول، در عدم اتحاد علی ومحارب دلالت دارد. البته بر اساس ادعای مضحک فوق، باز هم نام احمد در حدیث درست نمی‌شود وباید دست به توجیحات فراوانی بزنند ‏که زن جوان مرده به آنها می‌خندد.‏

جمع بندی:‏

روایت اول ــــ (أولهم من البصرة ، وآخرهم من اليمامة . . . رجلان من البصرة) ــــ از اهل سنت بوده وقابلیت استناد و ‏استدلال ندارد.‏

علی فرض اینکه بتوان به حدیث فوق استناد نمود، این حدیث با روایت (وما من بلدة إلا ومعه منهم طائفة إلا أهل البصرة فإنه لا ‏يخرج معه منهم إنسان) معارضه دارد.‏ در حدیث دیگری که احمدالحسن در کتاب متشابهاتش به آن استدلال می‌کند، نام آن دو نفر از بصره ذکر گردیده ــــ علی ‏ومحارب ــــ ونام احمد در حدیث موجود نمی‌باشد و متاسفانه احمدالحسن به جای ذکر نام (علی ومحارب)، سه نقطه ‏می‌گذارد.‏ البته ناگفته نماند که این حدیث هم هیچ مستندی ندارد. از دو حدیث فوق ــــ وهمچنین قرائن روایی دیگر ــــ فهمیده می‌شود که کلمه (اوّل) همیشه دلالت بر یک نفر یا یک چیز نمی‌کند.‏

از دو حدیث فوق فهمیده می‌شود که نامهای علی ومحارب، اسمهای دو شخصیت هستند، نه اینکه این دو اسم بر یک شخص ‏منطبق باشد.‏ آیا کسی که در استدلالات خود به احادیث اهل سنت وبی سند استناد نموده وبرای اثبات حقانیت خود آنها را تقطیع کرده و نامهای (علی ‏ومحارب) را به سه نقطه تبدیل می‌کند، می‌تواند (یمانی مذکور در روایات) باشد؟

ما در بخش قبل به دو روایتِ موردِ تمسکِ احمد اشاره نموده و مطالبی را پیرامون آن خدمتتان عرض کردیم.‏ با توجه به اشکالاتی که در بخش قبل بیان گردید، اتباع احمدالحسن توجیهاتی را برای دفاع از امام و محبوب خود بیان داشته‌ که ‏به برخی از آن توجیهات اشاره شد و پاسخ علمی آن ذکر گردید.‏ اینک به توجیهات دیگر این عزیزان پیرامون احادیث بخش قبل اشاره کرده و آنها را مورد واکاوی و بررسی قرار می‌دهیم. اتباع احمدالحسن در توجیه تقطیع احمدالحسن و حذف نام (علی و محارب) توسط او می‌گویند:‏ «با توجه به اینکه روایات در این زمینه ــــ یعنی روایات مربوط به تعداد اصحاب حضرت و نام و شهر آنها ــــ اختلافات ‏اساسی با هم داشته و همچنین با توجه به اینکه احمد الحسن حجت خدا بوده و با قانون معرفت حجت شناخته می‌شود لذا باید ‏روایات را بر ایشان عرضه نمود تا تایید یا ردّ نماید و ایشان هم با بیان این عبارت از حدیث ــــ الا و أن اولهم من البصرة ‏وآخرهم من الابدال ــــ مُهر تاییدی بر آن زده و عبارت (فعل و محارب) را مردود دانسته‌اند»
اما در پاسخ به توجیه فوق نکاتی را خدمت شما سروران تقدیم می نماییم.‏
1- این توجیه از طرف اتباع ارائه گردیده و هیچ ارتباطی به احمدالحسن نداشته و ندارد.‏
2- اینکه احمدالحسن بخشی از روایت را ذکر نموده و به جای اسامی (علی و محارب) سه نقطه می‌گذارد و هیچ اشاره‌ای هم به ‏عدم صحت این دو نام نمی‌کند، خود دلیلی محکم است بر قبول روایت از طرف او، زیرا حجج الهی ــــ که احمدالحسن خود را ‏جزو آنان می‌پندارد ــــ در موارد مشابه، مخاطبین خود را از فرازهای جعلی احادیثی که به آنها استناد می‌شده آگاه می‌نمودند، ‏نه اینکه سه نقطه بگذارند.

بنابراین استناد احمدالحسن به روایت کتاب بشارة الاسلام و عدم بیان اشکال نسبت به روایت، دلیل محکمی است بر تقریر ‏ و پذیرش روایت از سوی او

3-  لازم به ذکر است که با قانون معرفت حجت، بطلان ادعاهای احمد الحسن مشخص می‌گردد زیرا او فاقد سلاح و پرچمی است که در ‏روایات ذکر گردیده و حدیث وصیت هم ــــ با اشکالات فراوانش ــــ نمی‌تواند حقانیت او را ثابت نماید و او را از جهت ‏مصداقی تعیین نماید.‏

البته در روایات علائم زیادی برای تشخیص امام و حجت الهی ذکر گردیده که باز هم جناب احمدالحسن همبوشی فاقد آنها بوده ‏بلکه آن علائم را شدیداً انکار هم می‌کند.‏

4- اگر قرار باشد بر این مبنا استدلال شود که: (هرچه احمد بگوید درست است و هرچه نگوید خراب است) دیگر چه نیازی است ‏که احمدالحسن به حدیث ضعیف السندی در کتاب بشارة الاسلام استناد کند؟! بلکه ابتداءً از خودش حدیث بگوید و همگان را ‏محکوم نماید.

5-  با پذیرش قانون و مبنای فوق از سوی انصار، دیگر طلب مناظره از این عزیزان بر مبنای قرآن و روایات هیچ فایده‌ای ندارد ‏زیرا هرجا که از آیه یا حدیثی در مناظره علیه احمدالحسن استفاده شود و یا به عبارت دیگر، هرجا احمدالحسن بر خلاف آیات و ‏روایات سخن بگوید، بلافاصله اتباع او با مطرح کردن قانون فوق پاسخی دندان شکن به منتقدین داده وگفتگو را فیصله می‌دهند. ‏
6- اگر مبنا و قانون فوق را ــــ که هرچه احمد بگوید درست است وهرچه نگوید خراب است ــــ کسی بپذیرد، ناچاراً باید ‏بسیاری از احادیث اهل بیت (صلوات الله علیهم) را که در کتب دست اول موجود است دور ریخته و به آنها اعتنایی نکند زیرا ‏احمد الحسن در موارد فراوانی بر خلاف روایات ائمه سخن رانده و آنها را منکر است، ویا روایات را تقطیع نموده و سه نقطه گذاشته است.‏

و اما نکاتی دیگر پیرامون حدیث (اولهم من البصرة):

اولاً: به فرض اگر در روایت به همراه دو نام (علی ومحارب) اسم احمد هم موجود باشد باز هم دردی دوا نمی‌شد زیرا افراد زیادی ‏در بصره به راحتی می‌توانند ادعای فوق را بکنند و خود را جزو یاران حضرت معرفی نمایند. ‏

ثانیاً: با توجه به دو حدیثی که در بخش اول ذکر گردید و همچنین در صورت پذیرش اینکه احمدالحسن جزو 313 یار حضرت و ‏اولین آنها از بصره باشد،  مشخص می‌شود که آن 313 نفر، از اصحاب امام مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) می‌باشند، نه ‏اینکه از اصحاب احمدالحسن باشند.‏

به عبارت دیگر شخصیت امام مهدی غیر از احمدالحسن بوده و احمد جزء یاران امام مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشریف)  می ‏باشد.‏

ثالثاً: اگر کسی بگوید که آن 313  نفر جزو یاران احمدالحسن می‌باشند ــــ که متاسفانه این حرف گفته شده است ــــ ناگزیر باید ‏بپذیرد که آن افرادِ از بصره در دو روایت بخش اول، قطعاً بر احمدالحسن منطبق نمی‌شود بلکه آنان از یاران احمدالحسن هستند. ‏در این صورت استدلال احمد به این روایات و مطرح نمودن خود به عنوان مصداق بارز یاران بصره، چیزی جز عوام فریبی نبوده و بر ‏همین اساس، بطلان تمام ادعاهای او اثبات می‌گردد زیرا یمانی مذکور در روایات، کذاب وعوام فریب نیست.    ‏
جمع بندی:

انصار در مورد حذف نام های (علی و محارب) توسط احمدالحسن و تبدیل آنها به سه نقطه می‌گویند:‏ (احمدالحسن چون حجت خدا می‌باشد، این حذف از سوی او به معنای عدم اعتبار این بخش از حدیث می‌باشد) ‏در پاسخ به توجیه فوق نکاتی بیان گردید:‏

این توجیه صرفاً از طرف اتباع ارائه گردیده و احمدالحسن چنین مطلبی نگفته است.‏

اینکه احمدالحسن بخشی از روایت را ذکر نموده و به جای اسامی (علی و محارب) سه نقطه می‌گذارد و هیچ اشاره‌ای هم به ‏عدم ‏صحت این دو نام نمی‌کند، خود دلیلی محکم است بر قبول روایت از طرف او.‏

قانون معرفت حجت در روایات هیچ دلالتی بر احمدالحسن نداشته بلکه بطلان او وادعاهایش را ثابت می‌کند.‏

با این توجیه انصار، دیگر ادعای مناظره از سوی آنان بر مبنای ثقلین، چیزی جز تناقض گویی نمی‌باشد.‏

در مناظره هم هر جا کارد به استخوان انصار برسد و آیات و روایاتی علیه احمدالحسن ارائه گردد، با بیان توجیه فوق، از ‏پاسخگویی علمی بر اساس ثقلین طفره می‌روند.‏

با پذیرش توجیه فوق از سوی انصار، باید کثیری از روایات نادیده گرفته شود، که البته این کار را هم کرده‌اند.‏

ادعای اینکه بر اساس روایات احمدالحسن جزو 313  یار حضرت بوده آن هم از بصره، با ادعای اینکه آن 313  نفر جزو یاران ‏احمدالحسن می‌باشند سازگار نبوده و عین تناقض گویی می باشد.

احمدالحسن همبوشی در کتاب متشابهات به روایت دیگری استناد جسته و بوسیله آن خود را جزو یاران بصره امام زمان (عجّل ‏الله تعالی فرجه الشریف) معرفی می‌نماید. او روایت را به شکل زیر نقل می‌نماید:‏

وعن الصادق علیه السلام فی خبر طویل سمی به اصحاب القائم علیه السلام: ( . . . و من البصرة . . . احمد . . . )‏

ترجمه:‏
امام صادق (صلوات الله علیه) در حدیثی طولانی اصحاب قائم (صلوات الله علیه) را ذکر نمودند: ( . . . از بصره . . . احمد . . . ) ‏

با صرف نظر از بحث سندی حدیث، نکاتی را خدمت شما تقدیم می‌نماییم.‏

بررسی:‏
1- آنچه مسلم و قطعی است، این تقطیع کاملاً مغرضانه بوده و ذکر نکردن نام بقیه افراد از بصره هیچ دلیل دیگری جز غرض ورزی نمی‌تواند داشته ‏باشد.‏

2- همانگونه که می‌دانید کتاب بشارة الاسلام نمی‌تواند به عنوان مدرک و منبعی برای این حدیث ذکر گردد زیرا این کتاب محصول ‏حدوداً یک قرن پیش می‌باشد. ناگزیر باید دید این حدیث از چه منبع دیگری ذکر گردیده است.‏

در کتاب بشارة الاسلام منبعی که برای حدیث فوق ذکر گردیده، کتاب غایة المرام است که البته اشتباه می‌باشد و این حدیث در آن ‏کتاب موجود نیست بلکه حدیث مذکور در کتاب دلائل الامامة مرحوم طبری موجود می‌باشد.‏
3- ناگفته نماند که صاحب کتاب بشارة الاسلام پس از نقل حدیث مذکور اعتراف به وجود اغلاط زیاد در این نسخه نموده و می گوید:
(هذه النسخة کثیرة الغلط وقد سقط منها بعض الحروف ویدل البعض وقد صححت بعضها بنظری القاصر بواسطة بعض الاخبار)

ترجمه:
این نسخه غلط زیاد دارد و از آن بعضی حروف سقط شده و بعضی دلالت می کند و من به نظر قاصر خود بعضی از آنها را تصحیح کردم البته با کمک بعضی اخبار. آیا ذکر این نسخه پر غلط توسط احمدالحسن و عدم مراجعه به منبع حدیث در کتاب دلائل الامامة، می تواند غیر مغرضانه باشد

4- پس باید برای دیدن اصل حدیث به کتاب دلائل الامامة رجوع نمود تا بررسی دقیق ومحققانه‌ای داشته باشیم.
لازم به ذکر ‏است که اتباع احمدالحسن هم در موارد مشابه همین کار را کرده وبه اصل منبع رجوع می‌کنند. ‏

و اما اصل حدیث به قرار زیر است:‏

(و من البصرة: عبد الرحمن بن الأعطف بن سعد و أحمد بن مليح و حماد بن جابر و أصحاب الكهف سبعة نفر مكسلمينا و ‏أصحابه‏). دلائل الامامة ص318

5- همانطور که مشاهده می‌نمایید اصل حدیث (احمد بن ملیح) می‌باشد، نه (احمد و ملیح). پس اگر در همه چاپ های کتاب بشارة ‏الاسلام هم (احمد و ملیح) چاپ شده باشد، با مراجعه به منبع حدیث در کتاب دلائل الامامة پی به اشتباه در کتاب بشارة ‏الاسلام خواهیم برد

6- جالب‌تر اینکه در کتاب دلائل الامامة حدیث دیگری قبل از حدیث مذکور ذکر گردیده و در آن اشاره به تعداد یاران حضرت از ‏بلاد مختلف شده است که در زیر به آن اشاره می‌کنیم: ‏ ‏(و من البصرة ثلاثة رجال و أصحاب الكهف و هم سبعة/ و از بصره سه نفر و اصحاب کهف هفت نفر). دلائل الامامة ص309

این هم قرینه‌ای دیگر بوده بر اینکه عبارت (احمد و ملیح) اشتباه چاپی در کتاب بشارة الاسلام می‌باشد زیرا در غیر این صورت ‏تعداد یاران از بصره چهار نفر می‌شود و همچنین عبارت (احمد بن ملیح) همخوانی با دو اسم دیگر داشته زیرا دو اسم دیگر یاران بصره هم با نام پدر ذکر گردیده اند.‏

7- علاوه بر مطالب فوق، حدیث مذکور تعارض با حدیث دیگری دارد که در زیر به آن اشاره می‌کنیم.‏ امام صادق (صلوات الله علیه) در حدیثی خطاب به عده‌ای از اهل کوفه فرمودند:‏ (یاران ما غیر از شما هستند، با قائم ما قیام نمی‌کند از اهل کوفه الا پنجاه نفر، و سرزمینی نیست مگر طائفه‌ای از آنها با ‏قائم ‏هستند الا اهل بصره، همانا از آنان کسی همراه قائم خارج نمی‌شود) ‏شرح الاخبار ج3ص366 و بحارالانوار ج52ص307 ‏با اندکی تفاوت

همانطور که ملاحظه فرمودید امام صادق (صلوات الله علیه) با صراحت کامل فرمودند: (إلا أهل البصرة فإنه لا يخرج معه منهم ‏إنسان)‏ یعنی در بین همه اصحاب امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) ‏ حتی یک نفر هم از بصره وجود ندارد.‏
و متاسفانه برای رفع این تعارض هنوز از جانب احمد و اتباعش هیچ جمع عرفی معقول و عالمانه‌ای مطرح نگردیده است. ‏
جمع بندی:

تقطیع حدیث ــ آن هم حدیثی که به اعتراف صاحب کتاب بشارة الاسلام نسخه آن پر غلط است ــ و عدم مراجعه احمدالحسن به کتاب دلائل الامامة، کاملا بوی غرض ورزی داده که هیچ توجیهی نمی‌تواند آن را ‏درست کند.‏
با مراجعه به حدیث در منبع اصلی آن مشاهده می‌نماییم که اصل حدیث (احمد بن ملیح) می‌باشد، نه (احمد و ملیح).‏
در روایت دیگری تعداد افراد از بصره سه نفر اعلام گردیده که این مطلب موید دیگری بر صحت عبارت (احمد بن ملیح) واشتباه ‏چاپی عبارت (احمد وملیح) می‌باشد.‏ مضافاً اینکه حدیث یاران از بصره، تعارض با حدیث امام صادق داشته که فرمودند: (از اهل بصره کسی با قائم خروج نمی‌کند).‏

تلنگر و تعقل:‏

آیا به نظر شما کسی که عامدانه حدیث مذکور را تقطیع مغرضانه نموده وهیچ اشاره‌ای هم به اصل حدیث در منبعش یعنی کتاب ‏دلائل الامامة نمی‌کند، می‌تواند (یمانی مذکور در روایات) باشد؟

آیا کسی که در مباحث خود، فقط احادیث خاصی را یک جانبه مطرح نموده وبه احادیث معارض ــ در جهت فریب عوام مردم ‏ــ هیچ اشاره‌ای نمی‌کند، می‌تواند (یمانی مذکور در روایات) باشد؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا