مقالات

استخاره

استخاره و راه شناخت حجج الهی ؟!؟!؟!

1ـ تعریف استخاره

استخاره در لغت به معنی خواستن بهترین، بهترین خواستن، طلب خیر کردن و نیکویی جستن است. اما در اصطلاح، عبارت است از نوعی دعا و توکل و توسل به خداوند در انجام امری که خیر و شر آن بر انسان پوشیده است.

تعریف استخاره این است: استخاره درخواست توفیق و راهنمایی از خداوند در کار مورد نظر به بهترین و نیکوترین چیز.[1]

 

نوشته های مشابه

2ـ حکم و حجیت استخاره

حکم استخاره این است که: استخاره برای ترک واجب و انجام حرام، صحیح نیست، لیکن برای بقیه کارها حتی ترک امر مستحب یا انجام مکروه در صورت شکّ در بقای رجحان، مستحب[2] و ترک آن، مکروه است.[3]

همانطور که قبلاً در مبحث خواب گفته شد بنابر نگرش مذهب شیعه، برای اثبات باورها و اعمال شرعی بصورت کلی و جزئی، دو مصدر وجود دارد:

الف ـ  دلیل شرعی غیرلفظی (عقل و قواعد منطقی عقلی و اجماع)
ب ـ  دلیل شرعی لفظی (نص؛ شامل قرآن و سنت معصومین)

پس استخاره نه در لغت و نه در اصطلاح به هیچ یک از دو مصدر بالا منتسب نیست. نه جزو دلیل شرعی لفظیه است و نه غیر لفظی.

لذا نهایت چیزی که استخاره برای انسان به ارمغان می‌آورد، رفع تحیر بین دو امراست که هیچگاه تکلیف آور نمی‌باشد. چنانچه پیامبراکرم(ص) به امیر المومنین(ع) می‌فرمایند:

یَا عَلِیٌ، مَا حَارَ مَنِ اسْتَخَارَ وَ لَا نَدِمَ مَنِ اسْتَشَار[4]

ای علی، متحیر نمی‌ماند کسی که استخاره کند و پشیمان نمی‌گردد کسی که مشورت کرده باشد.

بنابراین کسی که به قصد تعیین تکلیف مصداقی، نه به قصد رفع تحیر به قرآن مراجعه کند، مصداق تفأل به قرآن می‌باشد که مورد نهی معصومین(ع) است. زیرا تفأل به معنای تعیین حکم مصداق بوده و مورد نهی امام صادق(ع) قرار گرفته است .چنانچه فرمودند:

لَا تَتَفَأَّلْ بِالْقُرْآن[5]

به قرآن تفأل نزنید

مؤید این سخن، کلام سید بن طاووس است که می‌فرماید :

«یکی از پادشاهان بزرگ دنیا، بارها به من نامه نوشت تا در سرایی از او دیدار کنم که بسیاری از مردم غافل، آرزوی به آنجا رفتن را داشتند. من نیز بارها به او نوشتم، چیزی که در آغاز زندگی دیدار پادشاهان را بر من تحمیل می‌کرد، اعتماد به استخاره بود. اما اکنون به موهبت انواری که خداوند به من عنایت فرموده است متوجه شدم که استخاره کردن در این موراد، دور از صواب و مبارزه با رب الارباب است.»[6]

در شرح این روایت مقصود از تفأل در اين حديث چنانچه فيض (ره) فرمود: پيش بينی از پيش آمدهای آينده است مانند شفا مريض يا مرگ او يا يافتن گمشده و امثال اينها از روی قرآن كه اين خود يكنوع فال زدنی است و اين مورد نهی واقع شده و اين منافاتی با استخاره با قرآن كه متداول است و در جواز آن حديثی رسيده است ندارد، زيرا استخاره بمعنای طلب خير كردن از خدای و پی‌جوئی برای شناسائی خير و خوبی در كارها است كه مي‌خواهد بكند يا ترك كند، و برای مشورت كردن با خداوند است چنانچه در حديث آمده كه با پروردگارت در كارها مشورت كن و ميان استخاره باين معنی و تفأل فرق آشكاری است، و سر اينكه از تفأل نهی شده اينست كه چون تفأل برخلاف شد موجب بدگمانی بقرآن شود، ولی در استخاره چنين نيست (اين بود ملخصی از كلام فيض (ره) در باب نماز استخاره) و مجلسی (ره) گويد: و شايد ظاهرتر از اين كلام اينست كه مقصود نهی از تفأل بقرآن برای آن چيزی است كه رسم عرب بوده كه چون كلامی با شعری مي‌شنيدند فال خوب و بد مي‌زدند، و مقصود امام عليه السلام اينست كه هنگام شنيدن يا خواندن قرآن آن طور فال نزنيد.[7]

برای نمونه مطلب ذکر شده استخاره‌ محمدعلی شاه قاجار است[8] در به توپ بستن مجلس می‌باشد.

بسم اﷲ الرحمن الرحیم ــ پروردگارا اگر من امشب توپ به در مجلس بفرستم و فردا با قوه‌ی‌ جبریه مردم را اِسکات نمایم خوب است و صلاح است استخاره خوب بیاید والّا فلا یا دلیلَ المتحیرین یااﷲ.

جواب: قَالَ لَا تَخَافَا إِنَّنِي مَعَكُمَا أَسْمَعُ وَأَرَى  فَأْتِيَاهُ فَقُولَا إِنَّا رَسُولَا رَبِّكَ فَأَرْسِلْ مَعَنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ: حکم خداوندی به موسی و هارون شد بروید نزد فرعون و بگویید ما فرستاده‌ی خدا هستیم به‌سوی تو، سابق آیه هم می‌فرماید نترسید ما با شما هستیم… این کار باید اقدام بشود غلبه قطعی است اگرچه در اول زحمت داشته باشد.

 

3ـ انواع استخاره

استخاره به شکل‌های مختلفی صورت می‌گیرد:

الف ـ استخاره به نماز و دعا

نمازی مستحب و دو رکعت، همانند نماز صبح که پس از پایان نماز، باید صد یا صد و یک بار این دعا را خواند: «اَستَخیِرُ اللهَ بِرَحمَتِه». سپس باید آنچه که به دل الهام شده، از انجام دادن یا ترک فعل مورد نظر، عمل کرد. دعاهای مخصوصی نیز در اغلب منابع برای نماز استخاره ذکر شده است. از جمله نگاه کنید به «باب صلاة الاستخارة» در کتاب وسائل الشیعة و دعای سی و سوم از صحیفه سجادیه.[9]

ب ـ استخاره به قرآن

سید محسن امین چنین آورده است که پس از نیت، قرآن مجید را می‌گشایند و به اولین آیه‌ای که در اولین سطر صفحه دست راست می‌آید می‌نگرند. اگر مضمون آیه حاکی از رحمت یا امر به خیر یا نظایر آن بود، باید کار مورد نظر را انجام داد واگر آیه حاکی از غضب یا نهی از شری یا امر به عقوبتی و نظایر آن بود خوب نیست[10].

ج ـ استخاره با قطعات کاغذ

شیخ طوسی از حضرت امام جعفر صادق علیه‌السلام این استخاره را چنین نقل می‌کند که باید شش قطعه کوچک کاغذ برداشت و در سه تای آنها نوشت: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ خِيَرَةٌ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ لِفُلَانِ بْن‏ فُلَانَةَ افْعَل‏» (انجام بده) ودر سه تای دیگر همین دعا ولی پایان آن «لَا تَفْعَل‏» (انجام نده) آورد. سپس آنها را در زیر سجاده قرار داده دو رکعت نماز استخاره یا حاجت خوانده پس از اتمام نماز به سجده رفته و صد بار گفت: « أَسْتَخِيرُ اللَّهَ بِرَحْمَتِهِ خِيَرَةً فِي عَافِيَة» سپس نشست و گفت: « اللَّهُمَّ خِرْ لِي وَ اخْتَرْ لِي فِي جَمِيعِ أُمُورِي فِي يُسْرٍ مِنْكَ وَ عَافِيَة» سپس باید یکی یکی کاغذها را برداشت و باز کرد و خواند. اگرسه «افعل» (انجام بده) آمد، «خوب» است و اگر سه تا پشت سر هم «لاتفعل» (انجام مده) آمد«بد» است ونباید آن را انجام داد.[11]

د ـ استخاره به تسبیح یا سنگریزه

از حضرت صاحب الامر(عج) نقل کرده‌اند که لااقل سه بار سوره فاتحه وده بار سوره قدر را قرائت کرد وسپس این دعا را خواند: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَخِيرُكَ لِعِلْمِكَ بِعَاقِبَةِ الْأُمُورِ وَ أَسْتَشِيرُكَ لِحُسْنِ ظَنِّي بِكَ فِي الْمَأْمُولِ وَ الْمَحْذُورِ اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ الْأَمْرُ الْفُلَانِيُّ مِمَّا قَدْ نِيطَتْ بِالْبَرَكَةِ أَعْجَازُهُ وَ بَوَادِيهِ وَ حُفَّتْ بِالْكَرَامَةِ أَيَّامُهُ وَ لَيَالِيهِ فَخِرْ لِيَ اللَّهُمَّ فِيهِ خِيَرَةً تَرُدُّ شَمُوسَهُ ذَلُولًا وَ تَقْعَضُ  أَيَّامَهُ سُرُوراً اللَّهُمَّ إِمَّا أَمْرٌ فَآتَمِرُ وَ إِمَّا نَهْيٌ فَأَنْتَهِي اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَخِيرُكَ بِرَحْمَتِكَ خِيَرَةً فِي عَافِيَة » سپس باید حاجت خود را نیت کرد ومقداری از دانه‌های تسبیح(یا تعدادی سنگ‌ریزه) را گرفت واز بقیه جدا کرد و دو تا دو تا شمرد. در پایان، اگر فرد، باقی ماند خوب است و اگر زوج، باقی ماند خوب نیست.[12]

ه ـ استخاره به دعا

اینکه انسانی دعا به خیر کند و از خداوند طلب خیر بنماید و این را تکرار کند و بعد آنچه به قلبش الهام گشته را عمل نماید.[13]

و ـ استخاره به دعا و مشورت

استخاره به دعا و مشورت به این صورت که اول از خداوند طلب خیر کند و بعد با مردم مشورت کند که ان‌شاءالله خداوند مطلب صحیح را بر زبان مردم جاری می‌سازد.[14]

 

4ـ آداب استخاره

در آداب استخاره رو به قبله بودن و انگشتر عقیق یا نقش محمد صلوات الله علیه و علی علیه السلام ‌در دست داشتن و سخن نگفتن شرط است.

نیز غسل یا وضو داشتن هنگام استخاره، انجام استخاره در زمان و مکان مقدس مانند روز جمعه و مسجد و مشاهد مشرفه، به ویژه نزد قبر امام حسین علیه السّلام، رو به قبله بودن، سخن نگفتن در بین استخاره و شرط کردن عافیت در آنچه که خداوند برای او اختیار می‌کند و رعایت سایر آنچه که در استجابت دعا مؤثّر است، از آداب استخاره شمرده شده است.[15]

همچنین هرگاه استخاره خوب نیاید استخاره کننده نباید ان را با کراهت بپذیرد، بلکه باید به درگاه خداوند شکر و بر او توکل نماید.[16]

امام باقر(ع) در روایتی در مورد استخاره به دعا می‌فرمایند:

إِنِّي إِذَا أَرَدْتُ الِاسْتِخَارَةَ فِي الْأَمْرِ الْعَظِيمِ اسْتَخَرْتُ اللَّهَ فِي مَقْعَدٍ مِائَةَ مَرَّةٍ وَ إِنْ كَانَ شِرَاءَ رَأْسٍ أَوْ شِبْهِهِ اسْتَخَرْتُهُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ فِي مَقْعَدٍ أَقُولُ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِأَنَّكَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهَادَةِ إِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّ كَذَا وَ كَذَا خَيْرٌ لِي فَخِرْهُ لِي وَ يَسِّرْهُ وَ إِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهُ شَرٌّ لِي فِي دِينِي وَ دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي فَاصْرِفْهُ عَنِّي إِلَى مَا هُوَ خَيْرٌ لِي وَ رَضِّنِي فِي ذَلِكَ بِقَضَائِكَ فَإِنَّكَ تَعْلَمُ وَ لَا أَعْلَمُ وَ تَقْدِرُ وَ لَا أَقْدِرُ وَ تَقْضِي وَ لَا أَقْضِي إِنَّكَ عَلَّامُ الْغُيُوب‏ [17]

هرگاه اراده استخاره(طلب خیر) در یک کار مهم را داشتم، صد بار از خدای متعال در سجده طلب خیر می‌کردم و اگر امری مانند فروش گوسفند یا مانند آن بود، سه بار در سجده طلب خیر از خدا می‌کردم .استخاره و طلب خیر من چنین بود که می‌گفتم: خدایا! از تو که عالم غیب وشهادت هستی درخواست می‌کنم، اگر این کاری که می‌خواهم انجام دهم برای من خیر دارد، آن را برای من انجام بده و یاریم کن و اگر علم داری  که شّر من در انجام آن است، مرا از انجامش منصرف کن و مرا به امر خیر هدایت فرما.

 

5ـ استخاره در نزد احمدبصری و انصارش

1ـ در کتاب جامع ادله دعوت یمانی آمده است: «و از ديگر دلايل اثبات حقانيت سيد احمد الحسن به اينکه وی وصی و فرستادەی امام مهدی است استخاره با قرآن در مورد حقانيت وی است که خداوند متعال در قرآن به او شهادت می‌دهد»[18]

در پاسخ می‌گوییم:

الف ـ البته با مطالعه در کارنامه سایر مدعیان دروغین مهدویت، مشاهده می‌شود که افرادی که این ادعا را داشته و مردم را با استخاره فریب داده‌اند کم نبوده و با همین روش حقانیت خود را اعلام کرده‌اند. به عنوان نمونه، غلام احمد قادیانی  (1265ه.ق) که در ابتدا ادعای مهدویت کرده و سپس خود را نبی خدا نامید، استخاره را به عنوان اولین شهادت خدا بر حقانیت خود معرفی کرد.[19] وی می‌گوید: «من شبانه روز قوم خود را انذار داده و آنها را بحق دعوت کردم؛ آنها را آشکارا و نهان به ایمان فرا خواندم و در خلوت‌هاشان و اجتماعاتشان آنها را بسوی حق دعوت کرده و گفتم : استغفروا ربکم واستخیروا واستخبروا. از خدا طلب مغفرت کرده و استخاره کنید تا خبردار شوید! و از خداوند بخواهید که در امر من شما را با الهامات یاری کند.»[20]

ب ـ طی فتوایی که به احمد اسماعیل منتسب است، وی ادعا دارد که حکم تشخیص گوشت مرغ حلال از حرام بالاتر از آن است که با استخاره پی بر آن بریم، این درحالی است که پیروان او دلیل راستی احمد را استخاره می‌پندارند.! یعنی استخاره در تعیین امری همانند مهدویت و امامت احمد اسماعیل حجیت دارد؛ اما برای تفکیک بین گوشت حلال از گوشت حرام فاقد حجیت و صلاحیت است و بلکه باید از حلال گوشت بودن مرغ اطمینان شرعی حاصل شود. در کتاب الجواب المنیر عبر الأثیر که مجموعه پاسخ‌های احمد بصری به پیروان خود می‌باشد، عده‌ای از زنان اینگونه پرسیده‌اند:

السؤال/550: بسم االله الرحمن الرحيم، والحمد الله رب العالمين، وصلى االله على محمد وآله الأئمة والمهديين وسلم تسليماً.

نحن مجموعة من النساء المؤمنات بالسيد أحمد ولم يؤمن أزواجنا بعد، ويشق علينا الذهاب للتأكد من الذبح، فصرنا نستخير على اللحم والدجاج لأكله، فهل يجوز لنا ذلك ؟

وهل يجوز إخبار باقي الأنصار من الرجال بذلك (الاستخارة على اللحم) الذين لديهم المجال للتحقق أكثر منا ؟ أعني هل يجوز ذلك كقاعدة نعتمد عليها ولو كنا في سعة ولم تكن هناك مشقة ؟  المرسلة: ز. خ  الإمارات[21]

پرسش 550: بسم االله الرحمن الرحيم، والحمد الله رب العالمين، وصلى االله على محمد وآله الأئمة والمهديين وسلم تسليماً.

ما گروهی از زنان هستیم که به سید احمد گرویده ایم ولی شوهران ما هنوز چنین اعتقادی پیدا نکرده اند. برای ما دشوار است که برویم و از روش ذبح مطمئن شویم، لذا برای خوردن گوشت مرغ استخاره می‌کنیم. آیا این کار برای ما جائز است؟

وآیا جائز است که ما مردان انصار را که بیشتر از ما می‌توانند و بروند و تحقیق کنند، از این موضوع (استخاره برای گوشت) باخبر سازیم؟ منظورم اینست که آیا این روش می‌تواند به صورت قانونی که بتوان به آن اعتماد کرد تلقی شود حتی اگر امکان تحقیق فراهم باشد و رنج ومشقتی بر آن وجود نداشته باشد. ارسالی ز.خ _ امارات[22]

بسم االله الرحمن الرحيم والحمد الله رب العالمين، وصلى االله على محمد وآل محمد الأئمة والمهديين وسلم تسليماً.
وفقكم االله، بالنسبة للدجاج لابد من الاطمئنان إلى أنه ذبح بيد المسلم؛ لأنهم أجازوا الذبح بالماكنة وهو غير شرعي.
أما اللحوم الحمراء فيمكن أكل المذبوح في البلاد الإسلامية ولا إشكال فيه.

والسلام عليكم ورحمة االله وبركاته.  أحمد الحسن                رجب الأصب/ ١٤٣١هـ[23]
خداوند شما را توفیق دهد! در خصوص مرغ باید حتماً اطمینان حاصل شود که به دست مسلمان ذبح شده باشد زیرا آنها ذبح با دستگاه را مجاز شمرده اند و حال آنکه غیر شرعی است.

اما در مورد گوشت قرمز، در سرزمینهای اسلامی میتوان حیوانات ذبح شده را میل کرد و این کار اشکالی ندارد.[24]

ج ـ بطلان ادعای حجیت استخاره، با مسئله «تورم استدلال» روشن می‌گردد؛ بدین معنی که اگر استدلال این جماعت را متورم نموده و گستره احتجاج را گسترش بخشیم، به نتایجی می‌رسیم که نزد این فرقه پذیرفته نیست. بعنوان مثال اگر پای استخاره به اموال و دارایی این جماعت باز شود؛ بطوری که در اموال و داراییهای این جماعت استخاره گردد که اگر استخاره خوب آمد، آن را بعنوان حکم شرع مقدس دانسته و تمامی آن دارایی را به مخالفان احمد هبه کنند.! پس این مورد از مواردی نامطلوب نزد این فرقه و هر تفکر دیگری است؛ چرا که استخاره هرگز در این مقام نیست که همانند ادله شرعی حقیقی همانند قرآن و سنت، بر مجموع اعمال و عقائد شرعی بشر چیره باشد.

د ـ در ضمن می‌گوییم: اگر استخاره حجیت دارد، در اینصورت، در تک تک ادعاهای احمد بصری استخاره گردد.! بطوریکه اگر استخاره‌ای در حق یمانیتش، خوب آمد او را یمانی بدانند و اگر در استخاره حول مهدویتش، پاسخ استخاره بد بود، او را مدعی دروغین مهدویت بدانند؛ نیز در تمامی ادعای هشتادگانه‌اش بطور جداگانه استخاره گردد.! نتیجه آنکه احمد اسماعیل، دجالِ یمانیِ کافرِ معصوم، حجت خدا و سرباز شیطان خواهد بود!!! این تناقض صریح و این تجمع نواقض همگی حاکی از گمراهی افرادیست که استخاره را حجت شرعی خداوند در تعیین عقاید یا احکام شرعی می‌دانند و در تعیین مسئله‌ای که پیغمبر خاتم بجهت عظمت شأنش و برای تحقق آن، واقعه‌ای تاریخی و تکرارناشدنی غدیر خم را پدید می‌آورد، به استخاره‌ای بسنده می‌کنند.

 

2ـ احمد اسماعیل مدعی گردیده است که امر امامت و یمانیت وی روشن‌تر و نورانی‌تر از خورشید در نیمه روز است.

و أمری أبین من شمس فی رابعة النهار [25]

و امر من روشن‌تر از خورشيد در روشنايی روز است[26]

الف ـ احمد بصری در کتاب الجواب المنیر درباره شرایط استخاره می‌نویسد:

الاول: إنك لا ترجح في نفسك طرفاً علی آخر بل تساوي الأمرين في نفسك.[27]

اول: در نفست یکی از دو گزینه را بر دیگری ترجیح ندهی بلکه دو حالت در نظرت یکسان باشد.[28]

حال امری که مثل همچون خورشید در روز روشن است چگونه با اینکه دو امرکه در نظرت یکسان باشد یعنی در انتخاب یک امر حیران باشی  قابل جمع است!!!

ب ـ از طرف دیگر روایات مربوط به استخاره، رفع تحیر بین دو امر است که روایت پیامبراکرم(ص) به امیر المومنین(ع) در بخش حکم و حجیت استخاره مؤید این مطلب است و استخاره‌ای که در حال حیرانی و نداشتن دلیل واضح و روشن مستحب است چه سنخیتی با دعوت اظهر من الشمس احمد اسماعیل دارد!!!

 

6ـ نقد دلایل روایی استخاره مورد استفاده احمد اسماعیل و پیروانش

1ـ روایت اول:

«و روی علي بن معاذ قال: قلت لصفوان بن يحيی بأي شي‏ء قطعت علی علي؟  قال صليت و دعوت الله و استخرت عليه و قطعت عليه»[29]

علی بن معاذ می‌گوید: به صفوان بن یحیی گفتم: بنابر کدام دلیل مطمئن شدی علی الرضا امام است؟ پس گفت: نماز خوانده و از خدا خواستم و استخاره کردم تا اینکه یقین کردم بر امامت وی

پیروان و اتباع احمد اسماعیل این روایت را ذکر کرده و با استناد به این روایت ایمان به امامت امام رضا علیه السلام از طریق استخاره را یک قاعده کلی دانسته و بر اساس آن «قاعده سازی» کرده‌اند ، به دو نمونه اشاره می‌کنیم:

إنّ الاستخارة شأنها شأن الرؤيا طريق لتشخيص حجة االله في أرضه، وليست طريقاً لأخذ العقائد ولا الفروع، فكما أنّ صفوان الجمال قد اهتدی من خلال الاستخارة لتشخيص الإمام الرضا بعد أن كان يؤمن سلفاً من خلال النصوص بوجود إمام من آل محمد، وأقره الإمام الرضا علیه السلام فنحن بدورنا نقول إن الاستخارة تنفع بهذه الحدود في تشخيص وصي ورسول الإمام المهدي علیه السلام. [30]

همانا شأن استخاره همانند شأن رؤیاست، طریقی برای شناخت حجت الاهی در زمین است، نه راهی برای گرفتن عقائد و نه فروعات، همانطور که صفوان جمال هدایت شد از راه استخاره برای تشخیص امام رضا علیه السلام همانطور که قبلاً از طریق نصوص به امامت امام از آل محمد ایمان آورده بود، و امام رضا علیه السلام آنرا تایید کرده بود و ما به نوبه خودمان می‌گوییم که استخاره در این حد در تشخیص سرپرست و فرستاده امام مهدی علیه السلام مفید است.

 

بل قد ورد أن صفوان الجمال وهو من كبار الشيعة قطع على إمامة الرضا علیه السلام بالاستخارة[31]

پس وارد شده است که صفوان جمال از بزرگان شیعه با استخاره به قطعیت امامت امام رضا علیه السلام رسید.

در پاسخ می‌گوییم:

الف ـ معیار پذیرش روایات در نزد همبوشی‌ها قطعی الصدور بودن از معصومین علیهم السلام است که طبق نظر ناظم العقیلی باید یک روایت متواتر باشد یا محفوف به قرائن صحت. حال روایت صفوان اولاً نه متواتر است نه محفوف به قرائن صحت و ثانیاً از همه مهم تر که اصلاً این روایت از معصوم نقل نشده است.

ب ـ در مورد این روایت، همه پیروان احمد اسماعیل مرتکب خطای واضحی شده‌اند. ایشان از سر بی اطلاعی به واضحات علم رجال در مطالب خود درباره استخاره، نام صفوان را «صفوان جمال» بیان کرده و هرگز نفهمیده‌اند که صفوان بن یحیی که در متن حدیث گفته شده است با صفوان جمال یکی نیست. نام صفوان جمال، صفوان بن مهران بن المغیرة الأسدی و صفوان دیگر، صفوان بن یحیی ابومحمد الجبلی بیاع السایری بوده است. صفوان جمال از اصحاب امام صادق و امام کاظم علیهما السلام بوده و هرگز امام رضا علیه السلام را درک نکرده است؛ اگر پیروان احمد اسماعیل چیزی از علم رجال می‌دانستند، نام شخصی که هرگز امام رضا علیه السلام را درک نکرده در داستانی مربوط به آن حضرت نمی‌آوردند؛ اما صفوان بن یحیی از اصحاب امام کاظم، امام رضا و امام جواد علیهم السلام بوده است.

ج ـ  شیخ طوسی این خبر ضعیف را صرفاً به عنوان شبهه و جهت ابطال و ردیه زدن بر آن ذکر نموده است و در پاسخ بدین خبر ضعیف می‌نویسد:

فهذا ليس فيه أكثر من التشنيع على رجل بالتقليد و إن صح ذلك فليس فيه حجة على غيره على أن الرجل الذي ذكر ذلك عنه فوق هذه المنزلة لموضعه و فضله و زهده و دينه فكيف يستحسن أن يقول لخصمه في مسألة علمية أنه قال فيها بالاستخارة اللهم إلا أن يعتقد فيه من البله و الغفلة ما يخرجه عن التكليف فيسقط المعارضة لقوله.[32]

این خبر صرفاً سرزنش شخصی است کـه در امور اعتقادی تقلید کرده است و حتی ا گر استخاره صفوان صحیح باشد، هیچ حجتی برای دیگـران نیست؛ از طرفی شخصی که این عمل به او منتسب شـده(صفوان بـن یحیی) بحسب مقامات و زهد و دیانتی کـه دارد اجل و بالاتر از آن است که امامش را با استخاره بشناسد. بنابراین چطور برای او درست است کـه در مسأله علمی [آن هم اهم مسائل] به مخالف بگوید که به خاطر استخاره بـه امامت ایشان معتقد شدم. مگر این کـه [بگوییم] صفوان شخص سؤال کننده را در درجه‌ای از بلاهت و نادانی دیده کـه ابلهی او صفوان را از تکلیف پاسخگویی خار ج کرده است. ا گر چنین باشد، معارضه و بحث ساقط است. (یعنی به خاطر بلاهت فرد سئوال کننده، از بیان ادله و براهین قطعی اعراض کرده و این پاسخ را بـه وی داده است.)

بنابراین شیخ طوسی؛ تمسک به استخاره در امر مهم امامت و حجت الهی را تقبیح وتمسخرکرده ودور از شأن صفوان بن یحیی می‌داند و بر این باور است که ا گر هم کسی بخواهد دیگران را به انتخاب حجت الهی به وسیله استخاره دعوت کند، مخاطبین را نادان شمرده است.

د ـ اصل انتساب اینچنین عملی (ایمان به امام رضا علیه السلام با یک استخاره!) به صحابی بزرگواری همانند صفوان بن یحیی که نه تنها از موثق‌ترین رجال شیعه می‌باشد، که ایشان فقط از رجال موثق نیز نقل خبر می‌کرد، نیز قبیح و دور از عقل است؛ چرا که وی خود از جمله عارفان به اهل بیت علیهم السلام بوده و سینه‌اش مالامال از احادیث نبوی بود که در آن به نص صریح امام بعد از حضرت کاظم علیه السلام را، علی بن موسی الرضا علیهما السلام عنوان می‌نمود؛ پس چطور ممکن است که این صحابی جلیل، که خود محدث بوده و چندین کتاب مشتمل بر احادیث و فتاوی اهل بیت علیهم السلام تألیف نموده است، سنت متواتره مبنی بر اثبات امامت علی بن موسی الرضا علیهما السلام را رها نموده و پاگیر یک استخاره شود؟!

 

2ـ روایت دوم:

سُلَيْمَانُ بْنُ بِلَالٍ قَالَ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ع عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع فَقَالَ لَهُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ نَبِّئْنَا بِمَهْدِيِّكُم‏ … اللَّهُمَّ فَاجْعَلْ بَعْثَهُ خُرُوجاً مِنَ الْغُمَّةِ وَ اجْمَعْ بِهِ شَمْلَ الْأُمَّةِ فَإِنْ خَارَ اللَّهُ لَكَ فَاعْزِمْ وَ لَا تَنْثَنِ عَنْهُ إِنْ وُفِّقْتَ لَهُ وَ لَا تَجُوزَنَّ عَنْهُ إِنْ هُدِيتَ إِلَيْهِ هَاهْ وَ أَوْمَأَ بِيَدِهِ إِلَى صَدْرِهِ شَوْقاً إِلَى رُؤْيَتِهِ.[33]

مردی نزد امیرالمؤمنیـن علیه السلام آمد و عرض کرد: ای امیرالمؤمنین! مرا از مهدی خود آگاه کنید. حضرت فرمود … خدایا! برانگیخته شدن او را مایه به در آمدن و سر رسیدن دلتنگی و اندوه قرار بده و به واسطه او پراکندگی امت را جمع سـاز. اگر خدا برای تو خیر خواست، عزم خود را استوار کن و اگر در راه رسـیدن به خدمت او توفیق یافتی، از او به دیگری باز مگرد و هرگاه به سویش راه یافتی از او در مگذر. پس از آن، آهی کشید و با دست خود به سینه‌اش اشاره کرد و فرمود: چه بسیار بـه دیدن او مشتاقم.

علی ابراهیمی از اتباع احمد بصری با اشاره به این روایت سپس در دفاع از حجیت استخاره می‌نویسد:

و هذا دليل واضح من الإمام علي علیه السلام بأمر الاستخارة في تشخيص مصداق حجة الله والله سبحانه وتعالى يقول في محكم كتابه العزيز:  ﴿قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ[34]، ولا يوجد أعظم من شهادة الله سبحانه وتعالى.

والحمد لله، فقد شهد الله وخلفائه في أرضه للأمام أحمد الحسن بأنه حق وخليفة الله في أرضه وحجة من حجج لله مفترض الطاعة[35]

«و این دلیلی روشن از امام علی علیه السلام است که در تشخیص مصداق حجت خدا امر به استخاره می‌کند، و خدای متعال در آیه  محکم کتابش می‌گوید: (بگو ميان من و شما گواه بودن خدا كافی است) و شهادتی عظیم‌تر از شهادت خدا یافت نمی‌شود.

و سپاس از آن خداست، خدا و جانشینان او در زمین برای امام احمدالحسن شهادت دادند که او حق است و جانشین خدا در زمین وحجتی از حجت‌های خدا است که اطاعتشان واجب است.»

این پیرو احمد بصری با استفاده از عبارت « فَإِنْ خَارَ اللَّهُ لَكَ فَاعْزِمْ » سعی در اثبات حجیت استخاره در امر امامت دارد که در پاسخ او می‌گوییم:

الف ـ عبارت خَارَ اللَّهُ لَكَ، هیچ ارتباطی با استخاره با قرآن نداشته و به معنای خیر خواستن خداوند برای انسان است، نه طلب خیر از خدا. چنانچه در تمامی کتب لغوی بدان اشاره شده و گفته‌اند:

  • خَارَ اللَّهُ لَكَ؛ أی أعطاکَ اللهُ مَا هُـوَ خَیرٌ لَک.[36] یعنی؛ خداوند به تو خیر عطا کند.
  • خَارَ اللَّهُ لَكَ فِی الأمر؛ أی جَعَلَ اللهُ فِیهِ الخَیر.[37] یعنی؛ خداوند در کار تو خیر قرار دهد.

 

ب ـ در لسان عرب نیز، عبارت « خَارَ اللَّهُ لَكَ » به معنای استخاره کردن و طلب خیر نبوده و به معنای عطای خیر می‌باشد که به دو نمونه اشاره می‌گردد:

  • همسر زهیر بن قین هنگام خداحافظی با همسرش گفت: « خَارَ اللَّهُ لَكَ أَسْأَلُكَ أَنْ تَذْكُرَنِي فِي‏ الْقِيَامَةِ عِنْدَ جَدِّ الْحُسَيْنِ عَلَیهِ السَلام‏ » [38] خدا به تو خیر دهد درخواست می‌کنم که مرا در قیامت نـزد جد حسـین علیه السلام شفاعت کنی.
  • عبدالله بن سلیمان و منذر بن مشـمعِل نقل می‌کنند که به امام حسین علیه السلام شهادت مسلم بن عقیل را دادیم و ایشان فرمود: « لَا خَيْرَ فِي الْعَيْشِ بَعْدَ هَؤُلَاءِ فَعَلِمْنَا أَنَّهُ قَدْ عَزَمَ رَأْيَهُ عَلَى الْمَسِيرِ فَقُلْنَا لَهُ خَارَ اللَّهُ لَك‏ »[39]. خیری در دنیا بعد از مرگ این جوان نیست. پس ما فهمیدیم که امام علیه السلام قصد ادامه مسیر دارد. پس عرض کردیم: خداوند به شما خیر عطا کند.

 

نتیجه: تعیین احکام و عقائد شرعی توسط استخاره خارج از سنت و کتاب بوده و یقیناً بدعت است. در طول تاریخ شیعه، هیچ محدثی بنابر استخاره فتوایی صادر ننموده و یا باورهای خویش را مستدل به استخاره نکرده است؛ بلکه گفتیم شیخ طائفه‌ی شیعه یعنی شیخ طوسی افرادی را که باورشان وابسته به استخاره است را افرادی نادان حکم داده است؛ پس هیچ عالم عاقلی مدعی نمی‌گردد بجهت روایات استحباب استخاره، در حکم سارق یا قاتل یا بطلان یک عقیده یا اثبات یک عقیده و تایید فلان مدعی نبوت و تکذیب فلان مدعی مهدویت به استخاره رجوع کنیم و حتی اگر فرض بگیریم که عقل و نص در امری (مثلا تأیید یا تکذیب یک مدعی) مفید به علم نبودند، باید توقف نمود تا امر توسط نص معصوم یا قوانین عقلی و دیگر راههای استنباط شرع تعیین گردد و در همین حال نیز حق رجوع به استخاره را نداریم.

 

 

 

[1]  مهذّب الاحکام ج۹، ص۹۷

[2] کشف الغطاء ج۳، ص۳۰۰

3  مهذّب الاحکام ج۹، ص۱۰۵.

4 تحف العقول، ص207

5  کافی، ج  ،2ص.6

[6] کشف المحجة لثمرة المهجة، ص1.

 7  اصول الکافی ترجمه مصطفوی ج4 ص437

8 مرات الممالک که بعد از خلع محمدعلی شاه، این استخاره‌ها را بدست آورده بود. بعد از ۴۴ سال این نوشته‌ها از طریق مهندس مرآت در اختیار احمد توکلی قرار گرفته و او آن‌ها را در مجله یادگار که عباس اقبال آشتیانی مدیر مسئول آن بود، منتشر کرد. این مجموعه شامل ۲۰ برگ با رنگ‌های متفاوت است که بر روی هر یک استخاره‌ای نوشته شده و پاسخ آن در زیر برگ یا در روی پاکت جواب داده شده است، پاکت‌ها مهر و امضای محمدعلی شاه را دارد. تمام جواب‌ها بجز یکی، توسط سید ابوطالب زنجانی نوشته شده‌است.

در پشت این کتابچه به خط و امضای غلامحسین خان صاحب اختیار غفاری کاشانی چنین نوشته شده است: این استخاره‌ها که در این کتابچه جمع شده تمام خط محمدعلی‌شاه و جواب‌ها خط ابوطالب مجتهد زنجانی است تردیدی برای هیچکس نیست.

 

9  وسائل الشیعة ج۸، ص۶۳-۶۸.

10 وسائل الشیعة ج۸، ص7۸.

11 وسائل الشیعة ج۸، ص۶۸.

12 وسائل الشیعة ج۸، ص82.

 13 وسائل الشیعة ج۸، ص۷۴-۷۸.

14 وسائل الشیعة ج۸، ص۷۵.

15 جواهر الکلام ج۱۲، ص۱۶۲.

16 دایره المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سید جوادی و دیگران

[17]  المحاسن ج2 ص600

[18]  ادله جامع دعوت یمانی ص 380

19 أدعیاء المهدو یه، ص54

[20]  غلام أحمد القادیانی، التبلیغ، ص119.

[21]  الجواب المنیر عبر الأثیر ج6 ص59

[22]  پرسشهای روشنگر در بستر امواج ج6 ص68

[23]  الجواب المنیر عبر الأثیر ج6 ص60

[24]  پرسشهای روشنگر در بستر امواج ج6 ص69

[25]  المتشابهات ج4 سوال 144

[26]  ترجمه المتشابهات ج4 سوال 144 ص47

[27]  الجواب المنیر ج3 ص 48 جواب سوال 23

[28]  ترجمه الجواب المنیر ج3 ص67 جواب سوال 23

[29]  الغیبة شیخ طوسی ص61

[30]  عبدالرزاق الدیراروی  فی القطیف ضجة ج1 ص61

[31]  دکتر توفیق مغربی دلائل الصدق و نقض غبار الشک ص13

[32]  الغیبة شیخ طوسی ص62

[33]  غیبت نعمانی ص212

[34]  الإسراء آیه 96

 [35] علی الابراهیمی البیان الشافی فی ادلة الیمانی ص39

[36]  مجمع البحر ین، ج ،3ص۲۹7و لسان العرب، ج ،۴ص۲67و الصحاح، ج ،۲ص65۲و النهایة، ج ،۲ص۹2

[37]

[38]  مثیر الاحزان ص46

[39]  الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج ،۲ص75

نمایش بیشتر

‫2 دیدگاه ها

  1. مطالب بسیار جامع و کامل و عالی بود.
    خدا خیرتان دهد
    اجرتان با حضرت زهرا سلام الله علیها

    اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا