چهل حدیث ناظم العقیلیمقالاتنقدها

حدیث شماره 6

کتاب چهل حدیث ناظم العقیلی

 

🔹 #حدیث_6:

 

همانطور که سابقا عرض شد، ناظم العُقیلی در مقدمه کتاب (چهل حدیث مهدیین) ادعاهایی را مطرح کرده و برای اثبات آنها به 40 حدیث اشاره می‌نماید. او مدعی است:

نوشته های مشابه

 

1️⃣ امامت در 12 امام محصور نبوده و مهدیین بعد از امام زمان (ع) مقام وصایت و امامت دارند.

 

2️⃣ مهدیین همان عترت و فرزندان امام زمان (ع) هستند.

 

جهت دیدن ادعاهای ناظم العقیلی در مقدمه کتابش، به لینک زیر مراجعه فرمایید:

اما دلایل قبلی کتاب او ــ با صرف نظر از #بحث_سندی وپذیرش صدور آنها ــ ادعاهای فوق را ثابت ننموده بلکه دروغین بودن احمد اسماعیل بصری را رقم می‌زد.

📌 لازم به ذکر است کتاب #40حدیث_مهدیین مورد تایید احمد اسماعیل همبوشی بوده 👈 لذا هر اشکالی که بر این کتاب وارد شود، حکایت از #بیسوادی احمد داشته و #مهر_بطلانی است بر پیشانی فرقه همبوشی.

📌 با این که ضمن بخشهای گذشته ایرادات فراوانی بر کتاب #40حدیث_مهدیین ناظم العقیلی بیان نمودیم و دیگر نیازی به نقد ما بقی کتاب نمی‌باشد، اما به جهت بیان رسوایی‌های بیشتر این فرقه، #ششمین حدیث کتاب را در 6 بخش از نظر گذرانده و ارتباط آن را با ادعاهای فوق مورد بررسی قرار ‌می‌دهیم.

 

🔹 حدیث ششم:

1️⃣ جعفر از ذریح نقل می‌کند که گفت: در مورد 👈 امامان بعد نبی (ص) از او [یعنی امام صادق] پرسيدم. حضرت [صادق ع] فرمودند: آری، امیرالمومنین علی بن ابی طالب (ع) امام بعد از پيامبر (ص) است، [سپس حسن (ع) و سپس حسین (ع)] سپس علی بن حسين (ع)، سپس محمد بن علی (ع)، سپس امام شما. هر کس منکر آن شود، همانند کسی است که معرفت خدا و رسولش را انکار کرده است.

ذریح گوید که عرض کردم: خدا مرا فدای شما کند آيا امروز شما [امام هستيد] ؟ و اين را سه بار، تکرار کردم. حضرت فرمودند: من در مورد این با تو سخن گفتم تا از شاهدان الهی در زمين باشی.

2️⃣ خداوند تبارک و تعالی هيچ چيزی را رها نکرد مگر اين که آن را به پيامبرش (ص) تعلیم داد. سپس جبرئيل را به سوی ايشان مبعوث کرد تا به ولايت علی (ع) در حياتش شهادت دهد و نام اميرالمؤمنين را بر او نهد. رسول‌ الله (ص) نه نفر را فرا خواند و فرمود: شما را فرا خواندم تا از شاهدان الهی باشيد، چه آن را آشکار کنيد و چه پنهان داريد.

سپس فرمود: ای ابوبکر! برخيز و بر علی اميرالمؤمنين (ع) سلام کن. گفت: آيا از امر الهی و رسولش او را اميرالمؤمنين نامیدی⁉️ فرمود: آری. پس بلند شد و بر او سلام کرد.

 

سپس فرمود: ای عمر! برخيز و بر اميرالمؤمنين (ع) سلام کن. گفت: آيا از امر الهی و رسولش او را اميرالمؤمنين نامیدی⁉️ فرمود: آری.

 

سپس به مقداد بن اسود فرمود: ای مقداد برخيز و بر اميرالمؤمنين (ع) سلام کن. برخاست و بر علی (ع) سلام کرد و نگفت آنچه را که آن دو گفتند.

 

سپس به ابوذر غفاری فرمود: برخيز و بر اميرالمؤمنين (ع) سلام کن؛ او برخاست و سلام کرد.

 

سپس به حذيفه فرمود: برخيز و بر اميرالمؤمنين (ع) سلام کن، پس برخاست و سلام کرد.

 

سپس به سلمان فارسی فرمود: برخيز و بر اميرالمؤمنين (ع) سلام کن. پس برخاست و سلام کرد.

 

سپس به عمار بن یاسر فرمود: برخيز و بر اميرالمؤمنين (ع) سلام کن. پس برخاست و سلام کرد.

 

سپس به عبدالله بن مسعود فرمود: برخيز و بر اميرالمؤمنين (ع) سلام کن. پس برخاست و سلام کرد.

 

سپس به بريده اسلمی فرمود: برخيز و بر اميرالمؤمنين (ع) سلام کن. پس بريده برخاست و سلام کرد ــــ و بریده کوچک ترين آنان بود ــــ سپس رسول‌ الله (ص) فرمود: شما را فرا خواندم، تا از شاهدان باشيد، چه آن را آشکار کنيد و چه پنهان داريد.

3️⃣ سپس ابوبکر بر مردم امیر شد در حالی که بريده در شام بود. هنگامی که بريده بازگشت، در مجلس ابوبکر آمد و گفت: ای ابوبکر! آيا سلام کردنمان را بر علی با عنوان امیر المومنین فراموش کردی؟ او را به این عنوان نام نهادیم که امری واجب از طرف خدا و رسولش بود.

 

ابوبکر گفت: ای بريده، تو غايب شدی و ما حاضر بودیم، و همانا خدا امری ديگر را بعد از امری ایجاد می‌کند،  و خدا ملک و نبوت را برای اهل این بيت جمع نمی‌کند.

 

4️⃣ سپس [امام صادق ع] به من فرمودند: اين را ذکر کردم تا از گواهان خدا بر زمين باشی. همانا از ما بعد از رسول‌ الله (ص) #هفت_نفر اوصياء هستند که امام بوده و اطاعت آنان واجب است. #هفتمين آنان #قائم است ان شاء الله.

 

🔹 نکته هفتم:

وی در ادامه حدیث می‌گوید:

 

(( پس مقصود امام از فرموده خویش (از ما) خودشان را می‌فرمایند یعنی (از من) که من از وجود و ذریه رسول الله (ص) هستم که این فرموده ایشان را روایات بعدی تایید می‌کند.

 

امام صادق (ع) فرمودند: گشایش و فرج بر سر هفتمین از ماست . . . واین همان روایتی است که شیخ طوسی طی احتجاج در مقابل واقفیه به آنان پاسخ داد و فرمود: ( احتمال می‌رود که هفتمین 👈 آنان باشد زیرا این امر از فرموده حضرت (از ما) بر می‌آید که حضرت به خودش اشاره کرده و مانند این است که بگوییم هفتمین امام از ایشان قائم به امر است و هرگز در خبر نیامده که هفتمین امام از اول ما و اگر این احتمال را بگوییم، تعارض از میان می‌رود)

 

و زمانی که مقصود امام صادق (ع) هفتمین فرزند ایشان باشد پس امام مهدی (ع) هفتمین فرزند نیست 👈 بلکه هفتمین فرزند، همان مهدی اول (احمد) از ذریه امام مهدی (ع) است …))

 

🖌 در پاسخ عرض می‌کنیم:

اولا: همانطور که قبلا عرض کردیم، در خبر ذریح تعداد امامان پس از پیامبر (ص) 👈 هفت نفر اعلام شده و به 6 نفر از آنها در ابتدای حدیث اشاره می‌شود و امام بعد از امام صادق (ع) به عنوان 👈 هفتمین امام و قائم معرفی می‌شود. بنابراین عوام فریبی ناظم العقیلی مبنی بر این که مراد امام صادق (ع) هفت نفر از فرزندان ایشان می‌باشد، سخنی گزاف و بیهوده است و این حدیث نمی‌تواند دلیلی برای اثبات وجود مهدیین پس از امام زمان (ع) باشد.

 

ثانیا: ناظم العقیلی در بیان و توضیح کلام مرحوم شیخ طوسی ــ پیرامون استدلال فرقه واقفیه به حدیث (گشایش و فرج بر سر هفتمین از ماست) ــ #خیانتی_نابخشودنی را مرتکب می‌شود.

 

🔅 توضیح این که:

واقفیه برای توقف خود بر امام کاظم (ع) و عدم اعتقاد به امامان بعد از ایشان به حدیثی منسوب به امام صادق (ع) استناد کرده و می‌گویند: (گشایش و فرج بر سر هفتمین از ماست).

 

📌 واقفیه بر اساس این حدیث، تعداد امامان را در 👈 هفت نفر محصور کرده 👈 و امام کاظم (ع) را قائم دانسته و امامت ائمه بعدی را قبول ندارند.

 

مرحوم شیخ طوسی در برداشت واقفیان از این حدیث اشکال می‌کند و می‌گوید:

 

(( قال ابوعبدالله (ع): علی راس السابع منا الفرج. 👈 يحتمل أن يكون السابع منه، لأنه الظاهر من قوله (منا) إشارة إلى #نفسه و كذلك نقول السابع منه هو القائم بالأمر، و ليس في الخبر السابع من أولنا و إذا احتمل ما قلناه سقطت المعارضة به‏ ))

 

ترجمه: امام صادق (ع) فرمودند که بر سر هفتمین از ما فرج است. احتمال می‌رود که 👈 هفتمین از او باشد، چون ظاهر از گفته حضرت که فرمودند (از ما) اشاره به #خودش دارد و ما نیز این چنین می‌گوییم که #هفتمین از او، همان #قائم به امر است، و در خبر نیامده که (هفتمین از اول ما) و زمانی که این احتمال باشد معارضه [با احادیث متواتری که قائم را امام 12 معرفی می‌کنند] ساقط می‌شود.

📌 مرحوم شیخ طوسی در این عبارات تصریح دارند که شاید مراد، هفتمین از خود امام صادق (ع) باشد ــ یعنی اولین نفر از هفت امام، خود امام صادق (ع) است ــ که در نتیجه 👈 قائم همان امام 12 می‌شود و دیگر تعارضی با احادیث متواتر دیگر وجود نداشته و این حدیث نمی‌تواند دست آویزی برای فرقه واقفیه باشد.

 

😡 اما متاسفانه ناظم العقیلی ضمن استدلال به حدیثی منقول از فرقه واقفیه، کلام شیخ طوسی را دگرگون کرده و خیانتی نابخشودنی را مرتکب می‌شود. او بیان می‌کند که مراد مرحوم شیخ 👈 هفتمین از فرزندان امام صادق (ع) می‌باشد و به این طریق قائم را فرد سیزدهم معرفی می‌کند و پای مهدی اول (احمد) را وسط می‌کشد.

 

ثالثا: اعتقاد مرحوم شیخ طوسی در کتاب الغیبة پیرامون تعداد امامان ــ که منحصر در عدد 12 می‌باشد ــ کاملا مشهود بوده و نسبت دادن غیر آن به ایشان، چیزی جز تهمت و غرض ورزی نمی‌باشد.

 

🔅 ایشان صراحتا می‌گوید:

(أن الأئمة (ع) بعد النبي (ص) 👈 اثنَا عَشَر لا يزيدون و لا ينقصون‏)

 

ترجمه: همانا ائمه بعد از پیامبر (ص) #12_نفر می‌باشند، نه زیاد می‌شوند و نه کم.‏

 

و سپس روایات فراوانی را در این موضوع بیان می‌نماید.‏

 

.کيم است و هر چه را بخواهد مقدم می‌کند و يا تأخير می‌اندازد و او عزيز و حکيم است 👈 سپس بعد از قائم يازده مهدی از فرزندان حسين (ع) است.

 

گفتم: مولای من 👈 هفتمين کيست؟ خدا مرا فداي شما کند، امر شما بر سر و دو چشم است ــــ اين را سه بار تکرار کردم ــــ حضرت فرمودند: 👈 سپس بعد من، امام شما و قائم شما است ان شاء الله.

 

5️⃣ همانا پدرم که خوب پدری بود و رحمت خدا بر او باد مي‌فرمود: اگر سه نفر را می‌یافتم، علم را در آنان به ودیعه می‌نهادم در حالی که آنان اهل آن باشند. سخن می‌گفتم به چیزی که احتیاج به نظر در حلال و حرام خدا نباشد و سخن می‌گفتم به آنچه که تا روز قيامت می‌باشد. همانا حديث ما دشوار است که به آن ايمان نمی‌آورد مگر بنده مؤمنی که خداوند قلب او را به ايمان امتحان کرده است.

 

6️⃣ سپس فرمودند: به خداوند سوگند همانا از ماست خزانه داران الهی در زمين و در آسمان، ما خزانه دار طلا و نقره نيستیم. و همانا از ماست حاملان عرش در روز قيامت، محمد و علی و حسن و حسين هستند، و کسی که خدا بخواهد، چهار نفر ديگر، هر کس که خدا بخواهد که باشند.

 

📙منبع: الاصول الستة عشر، ص266

 

 

💥 نقد و بررسی

 

با صرف نظر از #بحث_سندی حدیث، نکاتی خدمت عزیزان تقدیم می‌گردد:

 

🔹 نکته اول:

در این حدیث 👈 فقط سخن از وجود 11 مهدی از فرزندان امام حسین (ع) پس از قائم به میان آمده است 👈 و هیچ دلالتی بر فرزندی مهدیین نسبت به امام زمان (ع) و مقام امامت آنان ندارد.

 

بنابراین ادعاهای ناظم العقیلی مبنی بر این که:

 

ـ امامت در 12 امام محصور نبوده و مهدیین بعد از امام زمان (ع) مقام وصایت و امامت دارند.

 

ـ مهدیین همان عترت و فرزندان امام زمان (ع) هستند.

 

از این حدیث اثبات نمی‌شود.

 

📌 همین یک نکته برای بطلان استدلال ناظم العقیلی به حدیث ششم کفایت می‌کند اما به جهت رسوایی بیشتر او، نکات و اشکالات بعدی را بیان می‌نماییم.

 

 

🔹 نکته دوم:

مدلول این روایت در تایید #فرقه_واقفیه می‌باشد. واقفیه کسانی هستند که قائل به هفت امام بوده و امامت امام رضا (ع) را قبول ندارند.

 

🔅 مرحوم شیخ حر عاملی در مورد روایات کتاب (الاصول الستة عشر) می گوید:

 

اعلم أنّي تتبّعت أحاديث هذه الكتب الأربعة عشر 👈 فرأيت أكثر أحاديثها موجودا في الكافي أو غيره من الكتب المعتمدة، و الباقي له مؤيّدات فيها، و لم أجد فيها شيئا منكرا 👈 سوى حديثين محتملين للتقية و غيرها.

 

ترجمه: بدان که من احادیث این کتب 14گانه را بررسی کردم 👈 و اکثر احادیث آن را در کافی یا غیر کافی از کتب مورد اعتماد دیدم و برای مابقی احادیث مویداتی در کتب است و در آن شیء منکَری نیافتم 👈 به جز دو حدیث که احتمال تقیه و غیر تقیه را دارد.

 

📌 یقیناً می‌توان گفت که یکی از آن دو حدیث منکَر، همین حدیث مورد بحث بوده که در تایید فرقه واقفیه می‌باشد.

 

📌 لذا به جهت مدلول منکر و غیر قابل قبول این حدیث، هیچ یک از محدثین شیعه این روایت را از کتاب (الاصول الستة عشر) در تالیفات خویش ذکر نکرده‌اند.

 

لازم به ذکر است که نسخه‌ای از کتاب (الاصول الستة عشر) نزد مرحوم شیخ حر عاملی بوده و عبارت فوق، در پشت نسخه به خط ایشان نوشته شده که در مقدمه چاپ این کتاب توسط موسسه دارالحدیث در سال 1381 به آن اشاره شده است.

 

🔴 توجه:

به نظر می‌رسد حدیث ذریح در کتاب الاصول الستة عشر تلفیقی از چند روایت باشد که البته ضمن این تلفیق، مطالبی منکَر هم در بخش چهارم حدیث به جناب ذریح نسبت داده شده است.

 

✅ مثلا شبیه بخش اول روایت در منابع حدیثی به این صورت نقل شده است:

… عَنْ ذَرِيحٍ‏ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع) عَنِ الْأَئِمَّةِ بَعْدَ النَّبِيِّ (ص) فَقَالَ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (ع) إِمَاماً ثُمَّ كَانَ الْحَسَنُ (ع) إِمَاماً ثُمَّ كَانَ الْحُسَيْنُ (ع) إِمَاماً ثُمَّ كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ (ع) إِمَاماً  ثُمَّ كَانَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ (ع) إِمَاماً مَنْ أَنْكَرَ ذَلِكَ كَانَ كَمَنْ أَنْكَرَ مَعْرِفَةَ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ مَعْرِفَةَ رَسُولِهِ (ص) ثُمَّ قَالَ قُلْتُ ثُمَّ أَنْتَ‏ جُعِلْتُ فِدَاكَ، فَأَعَدْتُهَا عَلَيْهِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ فَقَالَ لِي إِنِّي إِنَّمَا حَدَّثْتُكَ لِتَكُونَ مِنْ شُهَدَاءِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فِي أَرْضِهِ.

📙 کافی، ج1ص181

 

✅ و یا شبیه بخش دوم روایت در منابع حدیثی به این صورت نقل شده است:

 

… عَنْ ذَرِيحٍ الْمُحَارِبِيِّ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنَ عَلِيٍّ (ع) عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ قَالَ: إِنَّ اللَّهَ جَلَّ جَلَالُهُ بَعَثَ جَبْرَئِيلَ إِلَى مُحَمَّدٍ (ص) أَنْ يَشْهَدَ لِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (ع) بِالْوَلَايَةِ فِي حَيَاتِهِ وَ يُسَمِّيَهُ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِينَ قَبْلَ وَفَاتِهِ

فَدَعَا نَبِيُّ اللَّهِ (ص) تِسْعَةَ رَهْطٍ فَقَالَ إِنَّمَا دَعَوْتُكُمْ لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ اللَّهِ فِي الْأَرْضِ أَقَمْتُمْ أَمْ كَتَمْتُمْ ثُمَّ قَالَ يَا أَبَا بَكْرٍ قُمْ فَسَلِّمْ عَلَى عَلِيٍّ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ أَ عَنْ أَمْرِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ⁉️ قالَ نَعَمْ فَقَامَ فَسَلَّمَ عَلَيْهِ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِينَ

ثُمَّ قَالَ قُمْ يَا عُمَرُ فَسَلِّمْ عَلَى عَلِيٍّ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ أَ عَنْ أَمْرِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ نُسَمِّيهِ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ⁉️ قالَ نَعَمْ فَقَامَ فَسَلَّمَ عَلَيْهِ

ثُمَّ قَالَ لِلْمِقْدَادِ بْنِ الْأَسْوَدِ الْكِنْدِيِّ قُمْ فَسَلِّمْ عَلَى عَلِيٍّ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِينَ فَقَامَ فَسَلَّمَ وَ لَمْ يَقُلْ مِثْلَ مَا قَالَ الرَّجُلَانِ مِنْ قَبْلِهِ

ثُمَّ قَالَ لِأَبِي ذَرٍّ الْغِفَارِيِّ قُمْ فَسَلِّمْ عَلَى عَلِيٍّ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِينَ فَقَامَ فَسَلَّمَ عَلَيْهِ

 

ثُمَّ قَالَ لِحُذَيْفَةَ الْيَمَانِيِّ قُمْ فَسَلِّمْ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ فَقَامَ فَسَلَّمَ عَلَيْهِ

 

ثُمَّ قَالَ لِعَمَّارِ بْنِ يَاسِرٍ قُمْ فَسَلِّمْ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ فَقَامَ فَسَلَّمَ عَلَيْهِ

 

ثُمَّ قَالَ لِعَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَسْعُودٍ قُمْ فَسَلِّمْ عَلَى عَلِيٍّ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِينَ فَقَامَ فَسَلَّمَ عَلَيْهِ

 

ثُمَّ قَالَ لِبُرَيْدَةَ قُمْ فَسَلِّمْ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ كَانَ بُرَيْدَةُ أَصْغَرَ الْقَوْمِ‏ سِنّاً فَقَامَ فَسَلَّمَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) إِنَّمَا دَعَوْتُكُمْ لِهَذَا الْأَمْرِ لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ اللَّهِ أَقَمْتُمْ أَمْ تَرَكْتُم‏.

 

📙 امالی شیخ مفید، ص18

 

 

✅ و یا شبیه بخش سوم روایت در منابع حدیثی به این صورت نقل شده است:

… عَنْ ذَرِيحٍ‏ الْمُحَارِبِيِّ عَنِ الثُّمَالِيِّ عَنِ الصَّادِقِ (ع)‏ أَنَّ بُرَيْدَةَ كَانَ غَائِباً بِالشَّامِ فَقَدِمَ وَ قَدْ بَايَعَ النَّاسُ أَبَا بَكْرٍ فَأَتَاهُ فِي مَجْلِسِهِ فَقَالَ يَا أَبَا بَكْرٍ هَلْ نَسِيتَ تَسْلِيمَنَا عَلَى عَلِيٍّ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِينَ وَاجِبَةً مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ قَالَ يَا بُرَيْدَةُ إِنَّكَ غِبْتَ‏ وَ شَهِدْنَا وَ إِنَّ اللَّهَ يُحْدِثُ الْأَمْرَ بَعْدَ الْأَمْرِ وَ لَمْ يَكُنِ اللَّهُ تَعَالَى يَجْمَعُ لِأَهْلِ هَذَا الْبَيْتِ النُّبُوَّةَ وَ الْمُلْكَ.

 

📙 مناقب ابن شهرآشوب، ج3ص53

 

 

⛔️ در بخش چهارم حدیث پیرامون هفت امام بعد پیامبر (ص) سخن به میان آمده و امام بعد از امام صادق (ع) ـ یعنی امام کاظم ع ـ به عنوان 👈 قائم و هفتمین امام معرفی گشته که این مطلب، همان اعتقاد #فرقه_واقفیه بوده و مردود می‌باشد.

⛔️ لازم به ذکر است که این مضمون و عبارت (سپس بعد از قائم يازده مهدی از فرزندان حسين ع است) ــ با توجه به این که مراد از قائم در حدیث ذریح، امام کاظم ع می‌باشد ــ در هیچ حدیثی وجود ندارد.

 

📌 فراموش نشود که ناظم العقیلی در صدد اثبات 👈 وجود مهدیین از فرزندان امام زمان (ع) پس از ایشان بوده و مقام امامت را برای آنان قائل است 👉 اما همانطور که شاهد بودید، حدیث ذریح هیچ ارتباطی با ادعای او ندارد.

 

✅ و اما شبیه بخش پنجم روایت در منابع حدیثی به صورت زیر نقل شده است:

… عَنْ ذَرِيحٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع) يَقُولُ‏ إِنَّ أَبِي نِعْمَ الْأَبُ رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَيْهِ كَانَ يَقُولُ لَوْ أَجِدُ ثَلَاثَةَ رَهْطٍ أَسْتَوْدِعُهُمُ الْعِلْمَ وَ هُمْ أَهْلٌ لِذَلِكَ لَحَدَّثْتُ بِمَا لَا يُحْتَاجُ فِيهِ إِلَى نَظَرٍ فِي حَلَالٍ وَ لَا حَرَامٍ وَ مَا يَكُونُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ إِنَّ حَدِيثَنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لَا يُؤْمِنُ بِهِ إِلَّا عَبْدٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَانِ.

 

📙 بصائرالدرجات، ج1ص478

 

✅ و یا شبیه بخش ششم روایت در منابع حدیثی به این صورت نقل شده است:

 

… عَنْ ذَرِيحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ‏ نَحْنُ‏ لَخُزَّانُ‏ اللَّهِ فِي الْأَرْضِ وَ خُزَّانُهُ فِي السَّمَاءِ لَسْنَا بِخُزَّانِهِ عَلَى ذَهَبٍ‏ وَ لَا فِضَّةٍ وَ إِنَّ مِنَّا لَحَمَلَةُ عَرْشِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.

 

📙 بصائرالدرجات، ج1ص106

 

📌 بنابراین همانطور که ذکر کردیم به نظر می‌رسد شخصی، دست به تلفیق احادیث فوق زده و در ضمن این تلفیق، بخش چهارم را ـ که در بین منابع روایی شیعه مویدی برای آن وجود ندارد ـ اضافه نموده است.

📌 احتمالا همین بخش چهارم حدیث سبب گشته تا این روایت را دیگر محدثین متقدم نقل نکرده و به ذکر احادیث فوق اکتفا نمایند.

🔹 نکته سوم:

با توجه به حدیث ذریح 👈 آن 11 مهدی بعد از امام موسی کاظم (ع) هستند که این مطلب با ادعای همبوشیان مبنی بر وجود مهدیین بعد از امام زمان (ع) در تعارض می‌باشد. مجددا به فرازهایی از حدیث دقت کنید:

 

🔅 (( ذریح گفت: در مورد امامان بعد نبی (ص) از او پرسيدم. حضرت [صادق ع] فرمودند: آری، امیرالمومنین علی بن ابی طالب (ع) امام بعد از پيامبر (ص) است، [سپس حسن ع و سپس حسین ع] سپس علی بن حسين (ع)، سپس محمد بن علی (ع)، سپس امام شما …

 

سپس [امام صادق ع] به من فرمودند: … همانا از ما بعد از رسول‌ الله (ص) 👈 هفت نفر اوصياء 👉 هستند که امام بوده و اطاعت آنان واجب است 👈 هفتمين آنان قائم است ان شاء الله … سپس بعد از قائم  یازده مهدی از فرزندان حسين (ع) است.

 

گفتم: مولای من #هفتمين کيست؟ … حضرت فرمودند: 👈 سپس بعد من، امام شما و قائم شما است ان شاء الله ))

 

📌 به تصریح این حدیث، امامان بعد از پیامبر (ص) هفت نفر بوده که به 6 نفر از آنها در ابتدای حدیث اشاره شده و هفتمین آنها ـ یعنی امام کاظم (ع) ـ همان قائمی است که 11 مهدی بعد از او وجود دارند.

 

همانطور که سابقا عرض کردیم اعتقاد به وجود هفت امام بعد از پیامبر (ص) و قائمیت امام کاظم (ع)، از عقاید باطل #فرقه_واقفیه می‌باشد.

 

🔹 نکته چهارم:

اگر همبوشیان بگویند:

((فرقه واقفیه در این حدیث دست برده و عبارات (همانا از ما بعد از رسول‌ الله9 هفت نفر اوصياء هستند که … هفتمين آنان قائم است ان شاء الله … گفتم: مولای من، هفتمين کيست؟ … حضرت فرمودند: سپس بعد من، امام شما و قائم شما است ان شاء الله …) را به حدیث اضافه نموده و مابقی حدیث مشکل دیگری ندارد))

🖌 در پاسخ می‌گوییم:

علی فرض پذیرش این ادعا، باز هم از این حدیث مقام امامت مهدیین و فرزندی آنان برای امام زمان (ع) ثابت نمی‌شود که در نکته اول به آن پرداختیم.

📌 مضافا این که ناظم العقیلی چنین ادعایی نکرده و تمام حدیث را قبول داشته و پیرامون بحث هفت امام، مطالبی را بیان می‌نماید.

 

🔹 نکته پنجم:

ناظم العقیلی پس از نقل حدیث ششم می‌گوید:

(( این روایت به طور آشکار بر وجود مهدیین از فرزندان حسین (ع) بعد از امام مهدی (ع) دلالت می‌کند که از این نظر با روایات گذشته و روایاتی که بعد به آن خواهیم پرداخت، نقطه مشترک دارد …))

 

📌 وی خیلی زیرکانه وجود مهدیین پس از امام مهدی (ع) را به مخاطبین القاء می‌کند اما در حدیث 👈 هیچ سخنی از امام مهدی (ع) وجود ندارد بلکه سخن از 11 مهدی پس از #قائم است 👈 و مراد از قائم در این حدیث، امام هفتم حضرت کاظم (ع) می‌باشد.

 

🔹 نکته ششم:

ناظم العقیلی در ادامه می‌گوید:

(( اما امری باقی می‌ماند که شرح آن نتیجه بخش است و آن کلام حضرت است که فرمودند (همانا از ما بعد رسول الله ص هفت نفر از اوصیاء، امام هستند که اطاعت از آنان واجب است وهفتمین آنان قائم است) که مقصود از ظاهر آن، بعد از امام صادق (ع) هفت امام است که هفتمین امام، قائم است …))

 

🖌 در پاسخ به این عوام فریبی می‌گوییم:

اولا: ادعای ناظم العقیلی مبنی بر این که (بعد از امام صادق (ع) هفت امام است که هفتمین امام، قائم است) سخنی گزاف بوده زیرا در حدیث آمده است (از ما بعد رسول خدا ص هفت نفر . . .) .

 

ثانیا: وقتی راوی از هفتمین امام سوال می‌کند، حضرتش می‌فرمایند: (سپس بعد من، امام شما و قائم شما است ان شاء الله).

 

📌 بنابراین به تصریح این حدیث 👈 امام بعد از امام صادق (ع) به عنوان هفتمین امام و قائم معرفی می‌شود و دیگر جایی برای عوام فریبی ناظم العقیلی ـ مبنی بر این که بعد از امام صادق (ع) هفت امام داریم ـ باقی نمی‌ماند

و یا در صفحه‌ای دیگر تصریح می‌کند:

(( فأما من قال (إن للخلف ولدا و إن الأئمة ثلاثة عشر) فقولهم يفسد بما دللنا عليه من أن الأئمة (ع) اثنا عشر فهذا القول يجب إطراحه … ))

 

ترجمه:‏ اما کسانی که گویند (همانا برای حجة بن الحسن فرزندی است و 👈 امامان 13 نفر ‏هستند) پس گفتار آنان #فاسد است به خاطر آنچه استدلال کردیم [از روایات] بر آن ‏که ائمه 12 نفر هستند. پس این گفتار باید کنار گذاشته شود [و ردّ این قول از بدیهیات است].‏

 

رابعا: علی فرض پذیرش سخن ناظم العقیلی ــ مبنی بر این که آن هفت امام مذکور در حدیث ذریح، از فرزندان امام صادق (ع) هستند ــ ظهور حدیث در این است که 👈 هر امامی #فرزند_مستقیم امام قبل می‌باشد واین مطلب نیز دلیلی دیگر بر بطلان فرقه همبوشی می‌باشد زیرا احمد اسماعیل همبوشی خود را فرزند پنجم امام زمان (ع) می‌داند، نه فرزند مستقیم ایشان.

 

📌 مضافا این که اگر اگر اگر فراز آخرین حدیث وصیت (فلیسلمها الی ابنه اول المقربین) ناظر به امام زمان (ع) و فرزند ایشان باشد، ظهور این حدیث هم دلالت بر فرزندی #مستقیم دارد همانطور که تمام (ابنه) ها در حدیث وصیت، دلالت بر فرزندی مستقیم دارد.

 

⛔️ ناظم العقیلی در جهت پاسخ به این اشکال می‌گوید:

(( ممکن است امامت این امامان هفت گانه سلسله‌ وار و پی در پی نباشد و به خاطر اموری که به حیات و شرایطی که بر آنان عارض می‌شود، بر امامتشان تاکید کردند … 👈 همانطور که چهار تن از ائمه (ع) به ماههای حرام موصوف شده‌اند [در حالی که می‌بینیم این 4 امام سلسله‌وار نیستند]  همانطور که در این روایت آمده است:  . . .

 

جابر جعفی می‌گوید از امام باقر (ع) در مورد تاویل این آیه سوال نمودم (إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً في‏ كِتابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ فَلا تَظْلِمُوا فيهِنَّ أَنْفُسَكُمْ) حضرتش نفس عمیقی کشیدند و فرمودند: ای جابر! سال، جدم رسول خدا (ص) است و ماهها، 12 ماه است و آن امیرالمومنین (ع) تا من و فرزندم جعفر و فرزندش موسی و فرزندش علی و فرزندش محمد و فرزندش علی و فرزندش حسن و فرزندش محمد هادی مهدی است. 12 امام که حجتهای الهی در خلقش و امینان او بر وحی و علمش هستند، و چهار ماه حرام همان دین قیم می‌باشند. 4 تا از آنان با اسم واحد خارج می‌شوند: علی امیرالمومنین (ع) و پدرم علی بن الحسین (ع) و علی بن موسی (ع) و علی بن محمد (ع) … ))

 

🖌 در پاسخ به این استدلال غیر فنی عرض می‌کنیم:

اولا: حدیث فوق و امثال آن، یکی از بهترین ادله بر بطلان فرقه همبوشی می‌باشد 👈 زیرا صراحتا تعداد امامان را در عدد 12 منحصر می‌کند.

 

📌 آری، همانطور که ماههای سال نزد خدا در عدد 12 منحصر هست، تعداد امامان هم در عدد 12 منحصر می‌باشد.

 

اما همبوشیان بر این باورند که تعداد امامان در عدد 12 منحصر نبوده و احمد اسماعیل #امام_13 می‌باشد و پس از او، #یازده_فرزندش به مقام امامت می‌رسند.

 

همانطور که سابقا بیان نمودیم، ناظم العقیلی در مقدمه کتاب (40 حدیث مهدیین) بارها بر 👈 امامت فرزندان امام زمان(ع) تاکید کرده و تعداد ائمه (ع) را در 12 نفر منحصر نمی‌داند.

📌 احمداسماعیل همبوشی هم بارها در نوشته‌هایش سخن از مقام امامت زده و خویش را (امام من ائمة اهل البیت ع)  معرفی می‌کند.

 

📙 الوصیة المقدسة، ص63

 

 

اما امام صادق (ع) پیرامون کسانی که به امامان کمتر یا بیشتری معتقد باشند فرموده‌اند:

الْأَئِمَّةُ بَعْدَ نَبِيِّنَا (ص) اثْنَا عَشَرَ نُجَبَاءُ مُفَهَّمُونَ 👈 منْ نَقَصَ مِنْهُمْ وَاحِداً أَوْ زَادَ فِيهِمْ وَاحِداً 👈 خرَجَ‏ مِنْ‏ دِينِ‏ اللَّهِ‏ وَ لَمْ يَكُنْ مِنْ وَلَايَتِنَا عَلَى شَيْ‏ء.

 

ترجمه: ائمه بعد از پیامبر ما، #دوازده نفر بوده که همگی نجیب و مفهَّم هستند. 👈 کسی که یک نفر از آنان را کم کند یا یک نفر به آنان اضافه نماید 👈 از دین خدا خارج و از ولایت ما بهره‌ای ندارد.

 

در حدیث دیگری حضرتش فرمودند:

… وَ قَائِلٍ‏ يَمْرُقُ‏ بِقَوْلِهِ إِنَّهُ يَتَعَدَّى إِلَى ثَالِثَ عَشَرَ فَصَاعِدا …

ترجمه: و گوینده‌ای با این گفتارش که امر [امامت] به سیزدهمین و بیشتر تجاوز می‌کند، از دین #خارج می‌شود

 

ثانیا: این که در حدیثی چهار امام از 12 امام تحت عنوان (منها اربعة حرم) قرار داشته و پشت سر هم نباشند، نمی‌تواند دلیل بر این باشد که در حدیث ذریح نیز آن هفت امام از فرزندان امام صادق (ع) سلسله وار نبوده ــ و امام سیزدهم، فرزند پنجم امام زمان (ع) باشد ــ بلکه باید روایت صریحی وجود داشته باشد که حکایت از فرزندی پنجم امام سیزدهم نسبت به امام زمان (ع) داشته باشد.

 

💥 اما صراحتا عرض می‌نماییم که در عالم وجود، روایتی که دلالت بر #فرزندی_پنجم امام سیزدهم نسبت به امام زمان (ع) کند اصلا وجود #نداشته بلکه اساسا صحبت از امام سیزدهم، امری #خیالی و توهمی می‌باشد و اساسا نام (احمد) در حدیث وصیت، یکی از نامهای امام زمان (ع) می‎باشد.

 

ثالثا: اگر بپذیریم که احمد موجود در حدیث وصیت فرزند غیر مستقیم امام زمان (ع) است، با توجه به این که در حدیث وصیت و هیچ حدیث دیگری ذکر نشده است که این احمد فرزند چندم امام زمان (ع) است، حدیث وصیت تا قبل از ظهور امام زمان (ع) ناقص تلقی شده و عاصم از ضلال نمی‌باشد.

 

🔴 توجه:

این ادعا که عمر مدعیان دروغین 👈 فورا قطع می‌شود توهمی بیش نمی‌باشد. در زمان ما چندین نفر مدعی احمد حدیث وصیت هستند و هیچکدام هم #فورا نمرده‌اند. احمد اسماعیل مکتب نجف یا همان کاتب فیس بوک، احمد اسماعیل تلگرامی، احمد اسماعیل فرقه احلاس و . . . .

رابعا: اگر هم کاملا مشخص باشد که احمد موجود در حدیث وصیت، فرزند چندم امام زمان (ع) است ــ فرزند مستقیم یا غیر مستقیم اول یا دوم یا … ــ باز هم دردی دوا نمی‌شد زیرا 👈 به علت غایب بودن حضرت و عدم اطلاع مردم از همسران و فرزندان ایشان ــ البته با فرض پذیرش وجود همسر و فرزند برای حضرتش ــ هیچکس نمی‌تواند نسب خود را به حضرت استناد داده و #حقانیت خویش را از طریق #نسب ثابت نماید.

 

⛔️ ناظم العقیلی در ادامه می‌گوید:

(( روایت بعدی در ذکر هفت امام آمده اما دلیلی بر تسلسل آنان نیست.

 

سَمَاعَةُ قَالَ قَالَ أَبُو الْحَسَنِ (ع) وَ لَقَدْ آتَيْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ‏ قَالَ لَمْ يُعْطَ الْأَنْبِيَاءُ إِلَّا مُحَمَّدٌ (ص) 👈 و هُمُ السَّبْعَةُ الْأَئِمَّةُ الَّذِينَ يَدُورُ عَلَيْهِمُ الفلكُ وَ الْقُرْآنُ الْعَظِيمُ مُحَمَّدٌ (ص).

ترجمه: سماعه گوید که امام رضا (ع) در مورد آیه (وَ لَقَدْ آتَيْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيم‏) فرمودند: به انبیاء داده نشد جز به محمد (ص) 👈 و آنان هفت امامی هستند که فلک به دور آنان به گردش در می‌آید و قرآن عظیم، محمد (ص) است.

 

عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ رَفَعَهُ‏ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ‏ وَ لَقَدْ آتَيْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ‏ قَالَ إِنَّ ظَاهِرَهَا الْحَمْدُ وَ بَاطِنَهَا ولدُ الْولدِ وَ السَّابِعُ مِنْهَا الْقَائِمُ (ع).

ترجمه: امام صادق (ع) در مورد آیه فوق فرمودند: ظاهر این آیه [سوره] حمد است و باطن آن، فرزندانِ فرزندان است و هفتمین آنان قائم (ع) است.

 

عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (ع)‏ فِي قَوْلِ اللَّهِ‏ وَ لَقَدْ آتَيْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ‏ قَالَ سَبْعَةَ أَئِمَّةٍ وَ الْقَائِم‏ (ع).

 

ترجمه: امام باقر (ع) در مورد آیه فوق فرمودند: [آنان] هفت امام و قائم (ع) هستند.

 

 

🖌در پاسخ می‌گوییم:

اولا: سه روایت فوق #ضعیف_السند بوده مضافا این که در تعارض با احادیث زیر نیز می‌باشد.

 

🔅 عنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى‏ وَ لَقَدْ آتَيْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ‏ قَالَ فَقَالَ لِي 👈 نحْنُ وَ اللَّهِ‏ السَّبْعُ‏ الْمَثَانِي‏ وَ نَحْنُ وَجْهُ اللَّهِ نُزُولٌ بَيْنَ أَظْهُرِكُمْ …

 

ترجمه: سماعه گوید از امام صادق (ع) در مورد این آیه سوال کردم (لَقَدْ آتَيْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ)، ایشان فرمودند:  👈 به خدا قسم ما سبع مثانی هستیم و ما وجه خداییم که در بین شما نازل شده‌ایم.

 

🔅 عنْ أَبِي جَعْفَرٍ (ع) قَالَ: نَحْنُ‏ الْمَثَانِي‏ الَّذِي أَعْطَاهُ اللَّهُ نَبِيَّنَا مُحَمَّداً (ص) وَ نَحْنُ وَجْهُ اللَّهِ نَتَقَلَّبُ فِي الْأَرْضِ بَيْنَ أَظْهُرِكُمْ وَ نَحْنُ عَيْنُ اللَّهِ فِي خَلْقِهِ …

ترجمه: امام باقر (ع) فرمودند که 👈 ما مثانی هستیم که خدا آن را به پیامبر ما محمد (ص) عطا کرد و ما وجه خداییم که در زمین بین شما رفت و آمد می‌کنیم و ما چشم خدا در خلقش هستیم.

 

🔅 عنْ هَارُونَ بْنِ خَارِجَةَ قَالَ قَالَ لِي أَبُو الْحَسَنِ (ع)‏ نَحْنُ‏ الْمَثَانِي‏ الَّتِي أُوتِيَهَا رَسُولُ اللَّهِ (ص) وَ نَحْنُ وَجْهُ اللَّهِ نَتَقَلَّبُ بَيْنَ أَظْهُرِكُمْ …

ترجمه: هارون بن خارجه گوید که امام رضا (ع) به من فرمودند: 👈 ما مثانی هستیم که به رسول خدا (ص) داده شد و ما وجه خداییم که بین شما رفت و آمد می‌کنیم.

 

📌 با توجه به این احادیث، مراد از سبع مثانی همه اهل بیت (ع) می‌باشند 👈 همانطور که مراد از (وجه الله و عین الله) در احادیث فوق همه اهل بیت (ع) می‌باشند.

 

بنابراین احادیث سه گانه ناظم العقیلی که سبع مثانی را مربوط به #هفت_امام ذکر می‌کند، در تعارض با احادیث فوق می‌باشد.

 

🤔 جالب‌تر این که ناظم العقیلی برای رسیدن به غرض خود 👈 هیچ اشاره‌ای به احادیث فوق نکرده و فقط به ذکر همان سه روایت ـ که سبع مثانی را در مورد هفت امام بیان می‌کند ـ اکتفا می‌کند.

 

ثانیا: روایاتی را که ناظم العقیلی در مورد سبع مثانی و هفت امام ذکر می‌نماید در هیچ یک از منابع متقدم 👈 جز تفسیر عیاشی وجود ندارد اما روایاتی را که ما نقل نمودیم 👈 در چندین منبع متقدم ــ از جمله کتاب #کافی، #تفسیر_قمی، #بصائر_الدرجات و #توحید_صدوق ــ ذکر شده است.

 

📌 بنابراین در تعارض بین روایات ما و روایات ناظم العقیلی، روایات ناظم کنار گذاشته شده و قابل استناد نمی‌باشند.

 

ثالثا: مرحوم علامه مجلسی پس از ذکر روایاتِ ذیل آیه در مورد هفت امام، وجوهی بیان می‌نماید که به آن اشاره می‌شود:

 

( و لا يبعد أن تكون تلك الأخبار 👈 من روايات الواقفية أو من الأخبار البدائية 👈 و في بعضها يحتمل أن يكون المراد بالسابع السابع من الصادق (ع) فلا تغفل)

ترجمه: بعید نیست که آن اخبار 👈 از روایات واقفیه باشد یا از اخبار بدائیه باشد 👈 و در بعضی از آنها هم این احتمال می‌رود که مراد از #هفتمین، هفتمین از امام صادق (ع) باشد [یعنی اولینِ از هفتمین امام، امام صادق (ع) باشد که مرحوم شیخ طوسی نیز به همین مطلب اشاره کرده بود]، پس غافل مشو [از این مطلب].

 

رابعا: در سه روایتی که ناظم العقیلی پیرامون آیه سبع ثمانی و هفت امام ذکر می‌کند، #هیچ اشاره‌ای نسبت به 👈 امام سیزدهم یا ائمه 12گانه وجود ندارد لذا آن روایات موید فرقه واقفیه و مربوط به آنها می‌باشد. 👈 بنابراین با توجه به اعتقاد واقفیه،  آن ائمه هفت گانه پیاپی بوده و تسلسل دارند.

 

اما ناظم العقیلی ادعا کرده بود که در آن سه روایت هیچ دلیلی بر تسلسل وجود ندارد.

 

خامسا: اگر در آن سه روایت، دلیلی بر تسلسل وجود ندارد، دلیلی هم بر عدم تسلسل وجود ندارد.

سادسا: مترجم کتاب ناظم العقیلی جمله (ولدُ الْولد) را در حدیث (إِنَّ ظَاهِرَهَا الْحَمْدُ وَ بَاطِنَهَا ولدُ الْولدِ وَ السَّابِعُ مِنْهَا الْقَائِمُ ع) اینگونه ترجمه نموده است: #فرزندان_فرزندان.

 

👈 در حقیقت مترجم، جمله فوق را به صورت (وُلدُ الْوُلد) خوانده است لذا به (فرزندان فرزندان) ترجمه نموده است.

 

📌 این در حالی است که ممکن است اعراب جمله فوق به صورت 👈 (وَلَدُ الْوَلَد) باشد که ترجمه آن (فرزند فرزند) می‌شود. در این صورت، این هم دلیلی دیگر بر تسلسل هفت امام بوده و ادعای ناظم العقیلی ـ یعنی عدم وجود دلیل بر تسلسل ـ باطل می‌گردد.

 

🔵 جمع بندی:

ــ در حدیث ششم کتاب ناظم العقیلی 👈 فقط سخن از وجود 11 مهدی از فرزندان امام حسین (ع) پس از قائم به میان آمده است و حدیث هیچ دلالتی بر فرزندی مهدیین نسبت به امام زمان (ع) و مقام امامت آنان ندارد. مضافا این که مدلول روایت در تایید #فرقه_واقفیه می‌باشد. لازم به ذکر است که همین یک نکته برای بطلان استدلال ناظم العقیلی به حدیث ششم کفایت می‌کند.

 

ــ به نظر می‌رسد این حدیث #تلفیقی از چند روایت باشد که البته ضمن این تلفیق، مطالبی منکَر هم در بخش چهارم حدیث به جناب ذریح نسبت داده شده است.

 

ــ به تصریح این حدیث، امامان بعد از پیامبر (ص) هفت نفر بوده که به 6 نفر از آنها در ابتدای حدیث اشاره شده و #هفتمین آنها ـ یعنی امام کاظم (ع) ـ همان قائمی است که 11 مهدی بعد از او وجود دارند.

 

ــ متاسفانه ناظم العقیلی ضمن استدلال به حدیثی منقول از فرقه واقفیه 👈 کلام شیخ طوسی را دگرگون کرده و خیانتی نابخشودنی را مرتکب می‌شود. او بیان می‌کند که مراد مرحوم شیخ، هفتمین از فرزندان امام صادق (ع) می‌باشد و به این طریق قائم را فرد #سیزدهم معرفی می‌کند و پای مهدی اول (احمد) را وسط می‌کشد.

ــ اعتقاد مرحوم شیخ طوسی در کتاب الغیبة پیرامون تعداد امامان ـ که منحصر در عدد 12 می‌باشد ـ کاملا مشهود بوده و نسبت دادن غیر آن به ایشان، چیزی جز تهمت و غرض ورزی نمی‌باشد.

 

ــ روایاتی را که ناظم العقیلی در مورد سبع مثانی و هفت امام ذکر می‌نماید در هیچ یک از منابع متقدم 👈 جز تفسیر عیاشی وجود ندارد اما روایاتی را که ما نقل نمودیم در چندین منبع متقدم ـ از جمله کتاب #کافی، #تفسیر_قمی، #بصائر_الدرجات و #توحید_صدوق ـ ذکر شده است.

 

بنابراین در تعارض بین روایات ما و روایات ناظم العقیلی، روایات ناظم کنار گذاشته شده و قابل استناد نمی‌باشند.

 

 

🔴 نکته:

همانطور که سابقا عرض کردیم کتاب (40 حدیث مهدیین) ناظم العقیلی مورد تایید احمد اسماعیل همبوشی بوده لذا جهالتها و غرض ورزیهای موجود در این کتاب، دروغین بودن احمد اسماعیل را آشکار کرده و بطلان فرقه او را ثابت می‌نماید.

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا